فضایل و مناقب علی (ع) در حدیقة الحقیقه سنایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

بی‌تردید علی (ع) از شخصیت‌های بزرگ اسلامی است که همواره شیعه و سنی به جایگاه والای وی اعتراف کرده‌اند. سنایی از شاعران مسلمانی است که در ارائه فضایل و مناقبِ دینی، اخلاقی و عرفانی آن حضرت سنگ تمام گذاشته است که از اعتقاد راسخ وی به علی (ع) حکایت دارد. می‌توان گفت سنایی جزو اولین شاعرانی است که از شعر خود برای ترویج مباحث اعتقادی استفاده می‌کند. ویژگی‌ها و فضیلت‌های علی (ع) که در آیات، احادیث و اشارات تاریخی آمده، در لابه‌لای اشعار وی نمایان است. طبق اشعار حدیقة الحقیقه، علی (ع) با مؤلفه‌هایی نظیر عبادت، توحید و جهاد در راه خدا به خداوند تقرب می‌جوید. آن حضرت به دلیل آراستگی به فضایلی نظیر جود و بخشش، قناعت، شجاعت، علم، اعتدال و دوری از رذائلی مانند طمع و خشم، هم در دوران زمامداری و هم غیر آن، بهترین الگوی اخلاق معرفی می‌شود. اگرچه سنایی علی (ع) را پس از سه خلیفه ستوده است، به‌واسطه خویشاوندی با خاندان نبوت و نیز برخی ویژگی‌های خارق­العاده و برجسته، اکرام و احترام آن حضرت را واجب‌تر دانسته و توانسته پیوندی ملموس بین راه علی (ع) و راه نبوت ایجاد کند، به طوری که می‌تواند نمونه و الگوی یک انسان کامل، هم در دنیا و هم در روز قیامت، برای مسلمانان و سایر انسان‌ها باشد. نهایت اینکه سنایی علی (ع) را امامی دینی، مرادی عرفانی و سخنوری اعجاب‌انگیز برای خود و دیگران معرفی کرده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Virtues of ‘Ali in Sanā’ī’s Ḥadīqat al-Ḥaqīqa

نویسندگان [English]

  • Khodabakhsh Asadollahi 1
  • Behnam Fathi 2
  • ramin moharrami 1
1 Associate professor, Department of Persian Language and Literature, Mohaghegh Ardabili University
2 PhD student, Department of Persian Language and Literature, Mohaghegh Ardabili University
چکیده [English]

Imām ‘Alī is undoubtedly a great Islamic figure whose greatness is appreciated by both Shi’as and Sunnis. Sanā’ī was a Muslim poet who did his best to present religious, moral, and mystical virtues and dignities of the Imam, which implies his firm belief in ‘Alī. Sanā’ī was allegedly one of the first poets who deployed his poetry to promote religious beliefs. His poetry features the characteristics and virtues of ‘Alī as they appear in Quranic verses, hadiths, and historical references. According to poems in Ḥadīqat al-Ḥaqīqa, ‘Alī approximated God with worships, monotheism, jihad on the path of God, and the like. Because of having virtues such as generosity, courage, knowledge, and moderateness, and avoiding vices such as greed and rage both during and before his reign, he is introduced as the best moral role-model. Although Sanā’ī has praised ‘Alī after praising the three caliphs, he stated that it is more obligatory to honor and respect ‘Alī because of his kinship with the Prophet as well as other extraordinary and prominent characteristics of his. Sanā’ī has managed to create a tangible connection between the path of ‘Alī and that of prophethood in such a way that he can be regarded as an archetypical role-model both in this world and on the day of resurrection for Muslims and other humans. Finally, Sanā’ī has characterized ‘Alī as a religious leader, a mystical master, and a wonderful orator both for himself and for others.

کلیدواژه‌ها [English]

  • virtues
  • Imamate
  • succession of the Prophet of Islam
  • Ḥadīqat al-Ḥaqīqa
  • Sanā’ī

مقدمه

در طول تاریخ زبان فارسی، شاعران و نویسندگان آزاده بسیاری، چه شیعه و چه سنی، علی (ع) را ستوده و به اوصاف و فضایل آن حضرت اشاره کرده‌اند. یکی از این شاعران که برخی از صاحب­نظران او را سنی و برخی شیعه معرفی می‌کنند (صفا، 1369: 2/559)، سنایی غزنوی است که بسیاری از ویژگی‌ها و فضیلت‌های آن حضرت را توأم با نکته‌سنجی، فصاحت و بلاغت در لابه‌لای آثار خود، به‌ویژه حدیقة الحقیقه، ذکر کرده است. سنایی در ستایش امیرمؤمنان علی (ع)‌ اشعاری در دیوان و مثنوی حدیقه دارد؛ «فرایند کلام سنایی درباره مولا علی (ع) و اوصاف گوناگون او در این باره به طور پراکنده در دیوانش در 51 بیت مشهود است» (حسینی کازرونی، 1379: 53). در مثنوی حدیقه نیز حدود 130 (بر اساس تصحیح مریم حسینی) تا 180 بیت (بر اساس تصحیح مدرس رضوی) در ستایش امام علی (ع) وجود دارد.

 حدیقه سنایی از منظومه‌های مهم عرفانی به زبان فارسی است که راهنمای عطار و مولوی در سرودن منظومه‌هایی همچون منطق‌الطیر و مثنوی معنوی بوده است؛ اما عواملی نظیر اختلال نسخه‌ها باعث کم‌توجهی به حدیقه و مهجور ماندنش شده است. طبق قرائن، سنایی برای منظورهای جداگانه دو تحریر مختلف از حدیقه تهیه کرده بوده که دست‌کم حدود پنج‌هزار بیت و حداکثر بیش از ده‌هزار بیت داشته است. در نسخه کوتاه‌تر، سنایی مدح ائمه اطهار (ع)، به‌ویژه علی (ع) و امام حسین (ع)، را مختصر بیان می‌کند؛ به نظر می‌رسد سنایی در اواخر عمر خود، حوصله ستیز و درگیری با افراد متعصب را نداشته و با وجود جای دادن عشق علی (ع) و خاندانش در عمق جان خود، از تفصیل ستایش آن حضرت خودداری کرده است. در تحقیق حاضر از تحریر مفصل‌تر سنایی از حدیقه ــ که نسخه مدرس رضوی (دارای حدود 11500 بیت) نیز بر اساس آن تهیه شده ــ بیشتر استفاده شده است. این تحریر که اشعارش در ستایش علی (ع) بیش از تحریر دیگر است، گرایش سنایی به امامت و جانشینی آن حضرت پس از پیامبر اکرم (ص) را نشان می‌دهد.

 

در دوره سنایی، مذهب شیعه اثناعشری در کنار مذاهب دیگر، نظیر اشعری، حنفی و اسماعیلی از مذاهب قدرتمند و روبه‌رشد بوده است. بخشی از معتقداتی که وی در آثار خود، به‌خصوص حدیقه و گاهی دیوان، بیان می‌­کند، بر اساس مذهب شیعه است؛ البته وی در این دوره که دوره غلبه اشاعره و سخت‌گیری‌های مذهبی آنان بر شیعه، به‌ویژه اسماعیلیه، است، به شیعه علی (ع) بودن متهم بوده است (سنایی، 1362: 120).

در ادامه برخی از صفات و فضایل علی (ع) را که سنایی بر اساس آیات، احادیث و وقایع تاریخی در حدیقة الحقیقه آورده را بررسی می‌کنیم.

1. اوصاف اعتقادی

1ـ1.­ عبودیت

از آنجا که بندگی خدا گوهری گران‌بها است، وجهه همت مردان خدا، به‌ویژه علی (ع)، به امر سجود و جود بود، نه دنیا و مافیها:

هـمتـش سُغـبـه وجـود نبـود          کـار او جــز سجود و جود نبـود

(سنایی، 1387: 252)

در عبادتِ عاشقانه و بسیار عمیقِ علی (ع) همین بس که برای جراحی و بیرون کشیدن تیر از بدن آن حضرت، منتظر می‌شدند تا به نمازِ صدق مشغول شود:

در اُحُــد میر حــــیدر کـــرار         یافت زخمی قوی در آن پیـکار ...

چون تو با صـــدق در نماز آیی         با همـه کـام خویـش بــاز آیــی

ور تو بی‌صـدق صـد سلام کنی         نیستـی پخــته کـار خــام کـــنی

(همان: 140ـ141)

علی (ع) به­موجب «الاخلاصُ ملاکُ العباده» (آمدی، 1410: 1/49) اخلاص را اصل بنای عبادت می‌داند؛ به طوری که در این عبادت جز حق را نمی‌بیند. سنایی در تفسیر حدیث «لاصَلوةَ إلا بحضور القلبِ» (فروزانفر، 1370: 5) و در بیان اخلاص عبادت و نماز صادقانه علی (ع) می‌گوید:

یاد دار ایـن سخن از آن بیــدار          مـــرد ایــن راه حیـــدر کــرار

فاعبُـد الرب فـــی الصـلوهِ تَراه          ور نبـــاشی چنیـن تــو واغوثاه

آنچنـانش پــرست در کـــونین          که هــمی بینی‌اش به رأی العین

(سنایی، 1387: 95)

ذات بــاری از آن ستــم‌دیـــده          تــاش نــــادیده نـــاپـرستیده

(همان: 250)

بنابراین می‌توان گفت که حضرت علی (ع) در تمام عرصه‌های زندگی مظهر کامل عبودیت الهی است (سلطان‌محمدی، سلطان‌محمدی، 1391: 97). همچنین می‌توان او را اولین عابد دنیا دانست که عبادتش زبانزد عام و خاص و ضرب‌المثل شده است (سیاحی، منصوری‌نیا، 1391: 134).

1ـ2.­ تسلیم قلبی

سنایی تسلیم قلبیِ علی (ع) در برابر حق تعالی، دین اسلام و نبی اکرم (ص) را به تسلیم ابراهیم (ع) تشبیه می‌کند و معتقد است همان‌گونه که ابراهیم (ع) از روی تسلیم، پدر را فدا کرد (از او بیزاری جست) و پسرش اسماعیل (ع) را به قربانگاه برد، امیرالمؤمنین (ع) نیز از پدر ــ که به قولی به پیامبر اکرم (ص) ایمان نیاورد ــ انقطاع گزید و با سراپای وجود به پیامبر (ص) توسل و توصل جست. علی (ع) حسنین (ع) را نیز در راه خدا فدا کرد:

آن فــــدا کرده از ره تــسلیم          هـم پدر هم پسر، چو ابراهیم ...

حکم تـسلیم را خلیل به شرط          درگه شــرع را وکیــل به شـرط

(سنایی، 1387: 245)

 مصطفی را مطیـــع و فرمان‌بر          همــه بشنیده رمــز دیــن یکسر

(همان: 249)

 

ابیات بالا همچنین ممکن است اشاره باشد به این کلام علی (ع): «وَ لقد کُنا مع رسول­اللهِ (ص) نقتُلُ آباءَنا و أبناءنا و إخوانَنا و أعمامنا، مایزیدنا ذلک إلا إیماناً و تسلیماً و مُضیاً علی­اللقمِ و صبراً علی مضض الألم و جِداً فی جِهادِ العدو» (شریف رضی، 1372: 46) که کشتن یا فدا کردن خویشاوندان در رکاب پیامبر (ص) را موجب افزایش ایمان، تسلیم قلبی، استقامت، صبر و کوشش در جهاد می‌داند.

1ـ3.­ کشف قرآن

علی (ع) از حدود ده سالگی در محضر پیامبر اکرم (ص) با قرآن کریم آشنا شد و آن را فرا گرفت و تا پایان عمر پیامبر (ص)، در رأس کاتبان وحی قرار داشت. بنابراین طبیعی است که معانی باطنی و تأویل آن را بداند و با کشف اسرار کلام الهی، به علم و معرفت مربوط به دنیا و آخرت دست پیدا کند:

ســرّ قرآن بخوانـده بـود به دل          علـم دو جـهان ورا شـده حاصل

(سنایی، 1387: 247)

راه دیـــن اسـت محکم تنزیل           شــرح آن مرتــضی دهـد تأویل

(همان: 639)

قابـــل راز حــق رزانـــت او          مهبــط وحــی حــق امانــت او

نفـــس نفسش کشنــده تنزیل          جــان جـــانش چــشنده تـأویل

(همان: 248)

کاتـــب نقـــش‌نـامه تنزیــل          خـــازن گنـــج‌خـــانه تــأویـل

(همان: 249)

عروس قرآن چون علی (ع) را عاشق و تشنه آیات زلال آن دید، خود را در برابر دیدگان بصیر آن حضرت جلوه‌گر و مکشوف کرد تا بتواند از علوم و زیبایی‌های کتاب الهی بهره­مند شود:

لفظ قــرآن چـو دیـد درویشش          خـــویشتن جـلوه کرد در پیشش

(همان: 250)

باید گفت سنایی قرآن را عروسی می‌داند که فقط در برابر دل‌های پاک از آلودگی‌ها نقابِ خود را برمی‌دارد؛ همچنین او فقط کسی را قادر به بهره‌مندی از آن می‌شمارد که چشم دلش بینا باشد:

عـروسِ حضـرتِ قرآن، نقـاب آنـگه بـرانـدازد       که دارالملک ایمان را، مجرد بینـد از غوغا

عجب نبود گر از قرآن، نصیبت نیست جز نقشی      که از خورشید جز گرمی، نیابد چشمِ نابینا

(سنایی، 1380: 52)

1ـ4.­ جهاد فی سبیل‌الله

در منطق دین، جنگ و جهاد دارای ماهیتی دفاعی، ایمانی و انسانی است و در زمینه جهاد در راه خدا آیاتی در قرآن وارد شده است (بقره: 216؛ نساء: 74ـ76؛ توبه: 29، 123؛ محمد: 4؛ حج: 39ـ40) که برخی از آنها مؤمنان را مطلقاً دعوت به جهاد و برخی نیز جنگ را به دفاع و دفع تجاوز مقید می‌کنند. در اهمیت و ارزش جهاد همین بس که علی (ع) آن را دری از درهای بهشت دانسته که خداوند آن را به روی دوستان برگزیده خود گشوده است؛ به طوری که هر که آن را واگذارد و ناخوشایند داند، خداوند جامه خواری بر تن او بپوشاند (شریف رضی، 1372: 27).

صاحب مثنوی حدیقة الحقیقه علی (ع) را مجاهدی می‌داند که با توجه به داشتن شرایط جهاد (شجاعت، فداکاری، قدرت جسمی و روحی) شایستگی سرپرستی دین اسلام را پس از نبی اکرم (ص) به دست آورد، با مخالفان دین با شمشیرِ فرستاده از بهشت (ذوالفقار) جنگید، با دلاوری‌های خود چاه کفر و نفاق را پر کرد و مسلمانان را از پراکندگی و تفرق نجات داد، به‌گونه‌ای که جبرئیل امین «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» را در حق آن حضرت بیان کرد:

درِ خیــبر بــکند شـوی بتـول          درِ دیـن را بـدو سپـرد رسـول

چـون توانست چاه کفر انباشت         چاه دیـن هم نـگاه دانـد داشت

(سنایی، 1387: 251)

هـر کـه جستی مخالفت در دین          کـردی او را به زیـر خــاک دفیـن

(همان: 249)

بـه دو تیغ آن هـزبر دیـن بی‌میغ          کـرده اســلام را همــه یــک تیغ

به دو تیــغ او به ذوالفقار و زبان          کرده یک تیـغ همـچو تیـر جهان ...

(همان: 246)

آمـد از ســدره جبرئیـل امــین          لافــتی کــرده مـــر ورا تـلقین

ذوالفـقاری کـه از بهشت خدای          بــفرستـاده بــود شرک‌زدای ...

مـصطفی داد مــرتضی را گـفت          که بـدین آر دیـن برون ز نهفت

(همان: 247)

از در کـــفر گــل بـــرآرنــده          درِ دیـــن را نـــگـاه دارنــــده

(همان: 246)

1ـ5. رفع فتنه و بدعت

علی (ع) ضمن افتخار به اینکه چشم فتنه را کور کرده است (شریف رضی، 1372: 85)، به جماعت شیعه خود توصیه می‌کند که از بدعت‌گذاران دوری گزینند و آنان را دشمن سنت‌های پیامبر (ص) بدانند (حسینی مرعشی، 1405: 201). سنایی با بلاغت و شیوایی خاصی موضوع سرکوبی فتنه‌هایی نظیر خوارج و انحرافات دینی و مذهبی مانند اعتقاد به حلول را مطرح می‌کند و آن را موجب جلوه‌گری و رونق گرفتن سنت پیامبر اکرم (ص) می‌داند:

ســرِ بدعــت زده به تیـغ زبان          روی سنـت بشسته ز آب سنان

(سنایی، 1387: 248)

هرکه دیــدی حسـام او مسلول          نفــی گشتـی بر او طریق حلول

(همان: 247)

کر شــده گوش فتنه از کوسش          کــرده فتـح و ظفر زمین‌بوسش

(همان: 246)

سنایی در جایی دیگر نیز گشوده شدن دروازه علم آن حضرت را مایه به ثمر رسیدن سنت نبوی (ص) و قهراً مانع ظهور و بروز هر گونه فتنه و بدعت می‌داند:

تـــا بنگشاد عــلم حــیدر در          نــدهــد سنــت پیــمبـر بــر

(همان: 252)

1ـ6. شهادت‌طلبی

وقتی علی (ع) خبر شهادت خود را از پیامبر اکرم (ص) شنید، آن را موجب سپاس‌گزاری دانست (شریف رضی، 1372: 156)؛ زیرا بر اساس آموزه‌های مکتب نبوی (ص) مشتاق دیدار حق تعالی بود. در مقدمه حدیقة الحقیقه آمده است:

... سید کائنات (ص) علی (ع) را این کیمیاگری تعلیم کرد که یا علی، إحرص علی الموتِ توهب لک الحیوه. عزیزان در این مقام نفس را فدای روح کنند و از وجود دل سرد کنند و با خود این منادی کنند که: «فتمنوا الموت إن کنتم صادقین» (سنایی، 1387، 20ـ21).

نمونه دیگری از شهادت­طلبی علی (ع) در حدیقه این بیت است:

گفتم ای حیدر میی از ساغر شیران بخور          گفت فتح ما ز فتح زاده ملجم بود

 (سنایی، 1380: 167)

در روح شهادت‌طلبی آن حضرت همین بس که چون در اُحُد شهید نشد، غصه خورد (شریف رضی، 1372: 156) و خود را به مرگ مأنوس‌تر از انس کودک به سینه مادرش دانست (همان: 13).

1ـ7. آشنایی با سرّ توحید

خداشناسی از موضوعات مهم در سخنان علی (ع) است؛ مثلاً در نهج‌البلاغه حدود چهل نوبت از الهیات، مبدأ آفرینش، صفات و ویژگی‌های حق تعالی به گونه متنوع و اعجاب‌آمیز سخن رفته است (مطهری، 1384: 49). سنایی به تفکر و تأمل در آثار صنع و حکمت الهی و درک و فهم عمیق علی (ع) از توحید که ملهم از قرآن کریم و در واقع تفسیری از آن است، چنین اشاره می‌کند:

ســرّ توحیــد انــدر این گلشن          پیش جــان عــزیز او روشــن

(سنایی، 1387: 251)

فـرش توحیـد جان هستش بـود          ســد اسلام تیـغ و دستش بود

(همان: 250)

2. اوصاف برجسته

2ـ1. جود و بخشش

سخاوت از فضایل حضرت علی (ع) است و آیاتی نظیر «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یُقیمون الصلاه و یؤتونَ الزکوه و هم راکعونَ» (مائده: 55) که مربوط به صدقه آن حضرت به هنگام رکوع است، مشخص می‌کند که در میان صحابه، کسی سخاوتمندتر از ایشان نبوده است:

در قیــام و قـعود عود او کـرد          در رکـوع و سجود جود او کرد

خـاتــم اینجا بــداد بـر در راز          مــلک آنـجا عـوض ستد با ناز

(سنایی، 1387: 253)

این ایثارِ آن حضرت در جای دیگری از حدیقة الحقیقه نیز آمده است (همان: 127ـ128).

از مصادیق جود و بخشش علی (ع)، نزول هفده ‌آیه (انسان: 5ـ22) در شأن آن حضرت است. آورده‌اند که خانواده آن حضرت سه شب متوالی افطار خود را به ترتیب به مسکین، یتیم و اسیری بخشیدند و هر سه شب، با آب افطار کردند (امینی، 1371: 4/65). خداوند در خصوص این بخشش علی (ع) می­فرماید: «وَ یُطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً» (انسان: 8).سنایی به این انفاق بی‌نظیر علی (ع) هم در حدیقة الحقیقه و هم در دیوان خود، با بیانی زیبا و دلنشین اشاره می‌کند:

از پـی سائلی به یک دو رغیـف          سـورت هَل أتی وُرا تشریـف

(سنایی، 1380: 250)

گرچــه شمشیر حیـدر کــرار          کـافران کـشت و قلعه‌ها بـگشاد

تا سـه تـا نان نـداد در حـق او          هفــده آیـت خــدای نفـرستاد

(همان: 614)

2ـ2. نسبت داشتن با پیامبر اکرم (ص)

شریف‌ترین نسب آن است که آدمی خود را به رسول خدا (ص) منتسب کند؛ بی‌تردید علی (ع) نزدیک‌ترین شخص به آن حضرت است. به باور سنایی، حضرت مصطفی (ص) از دامادیِ علی (ع) و حضرت فاطمه (س) نیز از ازدواج با علی (ع) چشم‌روشن و شاد بودند. همچنین علی (ع) به‌قدری به نبی اکرم (ص) مقرب بود که به مقام مَحرمیت و رازداری ایشان رسیده بود:

 مصطفی چشم‌روشن از رویش         شاد زهرا چو گشت وی شویش

(سنایی، 1387: 245)

رازدار خــــدای پـــیـغمـبـر          رازدار پیـــمبــرش حـیـــدر

(همان: 249)

سنایی در بیتی برای بیان اوج ارادت علی (ع) به نبی اکرم (ص) و دوستی آنان، هدف از حضور علی (ع) در دنیای دنی را خدمت به پیامبر اکرم (ص) می‌داند:

در ره خـــدمت رسـول خدای          انــدرین کــارگاه دیــونـمای

(همان: 251)

علی (ع) از همان کودکی تحت پرورش و تربیت پیامبر اعظم (ص) قرار گرفت و همین بس که پیامبر اکرم (ص) به علی (ص) می‌فرمودند: «شاگرد من، تو آنها که من می‌شنوم، می‌شنوی و آنها که من می‌بینم، می­بینی؛ ولی تو پیامبر نیستی» (شریف رضی، 1372: 222ـ223) و «من تربیت‌یافته خدا هستم و علی (ع) تربیت‌یافته من است» (اربلی، 1381: 1/82). سنایی در ابیات زیر این اشارات را آورده است:

نــه به هنـگام کودکــی پدرش          بــرد نزدیــک صــاحب خبرش

مهتــر انـگشت بـر دهـان آورد          قــــطره آب بــــر زبــان آورد

ســرانگشت خـویش را تر کرد          آن‌گــهی در دهــان حیـدر کـرد

داد مـردی و علم و حفظ سخن          ســرانگـشتش از بــــن نــاخن

(سنایی، 1387: 251ـ252)

2ـ3. جانشینی پیامبر اکرم (ص)

از نص­‌هایی که پس از نبی اکرم (ص) امارت و امامت را مسلّم از آنِ امام علی (ع ) می‌داند، حدیث غدیر است. پیامبر اکرم (ص) روز غدیر خُم، پس از بازگشت از حجة الوداع مردم را جمع کرد و فرمود: «مَن کُنتُ مولاهُ فعلی مولاه، اللهم والِ مَن والاه و عادِ مَن عاداه وانصر مَن نصره واخذل من خذله» (امینی، 1371: 1/ 9) و به این طریق امامت علی (ع) را بعد از خود به نص اعلام کرد. سنایی بارها با استدلال به همین خبر، بر حق مسلّم علی (ع) در جانشینی پیامبر اکرم (ص) تأکید می‌کند:

بــهر او گــفته مصطفی به اله          کـای خــداوند «والِ مَـن والاه»

(سنایی، 1387: 249)

نایــب مصـطفی به روز غدیر          کـرده در شـرع مـر وُرا بـه امیر

(همان: 247)

2ـ4. راسخ بودن در علم

طبق فرموده امام صادق (ع)، علی (ع) و امامانِ پس از او راسخ در علم هستند (کلینی رازی، 1389: 1/578ـ579). سنایی همنوا با یزدان‌دوستان، حضرت علی (ع) را راسخ در علم می‌داند و می‌گوید:

هرکه تن‌دشمن است و یزدان‌دوست          داند الراسخون فی العلم اوست

(سنایی، 1387: 249)

به اعتقاد شیعه، راسخ در علم معصوم است؛ اما غالب اشاعره و معتزله بر این اعتقادند که هر کس دین و شریعت را بشناسد و عفیف و صادق باشد، راسخ در علم است (کلینی رازی، 1370: 162).

2ـ5. داشتن منزلتِ هارون

به موجب حدیث نبوی «یا علی أنت مِنی بمنزله هارون مِن موسی الا انه لانبی بعدی» (مسلم نیشابوری، 1995: 4/1490)، علی (ع)‌ برای پیامبر اکرم (ص) به منزله هارون برای حضرت موسی (ع ) بود. سنایی در ابیاتی این مضمون را چنین بیان می‌کند:

مـرتضایی که کــرد یـــزدانش         هــمره جــان مصطفی جـانش

هر دو یک قبله و خـردشان دو         هر دو یک روح و کالبدشان دو

دو رونده چـو اختـر و گـردون         دو بـرادر چـو مـوسی و هارون

(سنایی، 1382: 82)

او چـو مـوسی علی ورا هارون         هر دو یک­رنگ از درون و برون

(سنایی، 1387: 198)

بنابراین سنایی راه امام معصوم را ادامه و تداوم راهِ پیامبر اکرم (ص) می‌داند.

2ـ6. اعجاز

سنایی علی (ع) را همچون پیامبر اکرم (ص) محل نزول وحی معرفی می‌کند:

مُـحرم او بـوده کـعبه جـان را          مـحرم او بــوده سـرّ یـزدان را

 (همان: 248)

در کتاب شواهد النبوّه آمده است که خداوند دو بار برای علی (ع) رد شمس کرد؛ یکی در عهد رسول خدا (ص) و به دعای ایشان برای نماز خواندنِ علی (ع) که به دلیل نزول وحی و تکیه پیامبر اکرم (ص) بر علی (ع) صورت گرفت و دیگری هم پس از وفات نبی اکرم (ص)، به دعای خود علی (ع) (جامی، 1431: 220ـ221). سنایی به این امر خارق‌العاده و شگفت‌انگیز که دلیل دیگری بر افضل بودن حضرت علی (ع) بر دیگران است، در بیت زیر اشاره کرده است:

قـوّت حسرتـش ز فـوت نـماز          داشتـه چـرخ را، زِ گشتن بـاز

(سنایی، 1387: 251)

2ـ7. شجاعت

خوابیدن در بستر پیامبر اکرم (ص) در شب هجرت و فتوحات متعدد مربوط به غزواتی نظیرِ اُحُد، بدر، خندق و خیبر به دست حضرت علی (ع) از فداکاری‌هایی‌اند که شجاعت و دلاوری‌های وی را حکایت می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که اگر حضرت در یکی از این وقایع حضور نداشت، اسلام و اسلامیان در معرض خطر قرار می‌گرفتند (طباطبایی، 1383: 27). سنایی علی (ع) را از قوی‌ترین و شجاع‌ترین مردم می‌داند؛ به‌گونه‌ای که هنگام نبرد، سرهای شجاعان را همچون نوک قلم، قلم می‌کند و فخر از آنان می‌رباید و آرام و خواب از آنان می‌گیرد:

فخــر از آل صــخر بـربـوده         رستــخیزی بـه­نقــد بنمــوده

خــواب و آرام مـره و عنتــر                    کــرده در مغز عقـل زیر و زبر

(سنایی، 1387: 245)

از زره بــود پشت حیـدر فـرد           کـرد خصمش سـؤال، ‌گفتا مرد

تـا بــود روی بـا زره بــاشـد                   چــون دهد پشت کشته به باشد

(همان: 164)

در صـف رزم پـای او مـحکم           وز پـی رمــز جــان او مـحرم

زور او بـت‌شــکن ز روز ازل           دسـت او تیـغ‌زن بـر اوج زحل

(همان: 81)

سنایی گاهی دو صفتِ کمالی را در وجود شریف علی (ع) جمع می‌کند. شاعر در مصراع دوم بیت زیر از حدیقة الحقیقه، آن حضرت را هم در علم و دانش و هم در شجاعت و دلیری در حد کمال معرفی می‌کند:

شــرف چـرخ تیـزگرد او بـود          در حـدیث و حـدید مرد او بود

(همان: 245)

در جایی دیگر نیز بیان می‌کند که علی (ع )‌ شجاعت و سخاوت را توأم دارد:

کـرده در عقد دین به تیغ و قلم          بـا سخاوت شـجاعت انـدر هم

(همان: 81)

سنایی به این نکته نیز اشاره می­کند که شجاعت حضرت علی (ع) در خدمت هوی و هوس و نفس او نیست، بلکه در خدمت ایمان آن حضرت و در راه یاری دین و حق است.

2ـ8. علم

از اوصاف و ویژگی‌های برازنده جانشین پیامبر اکرم (ص)، علم و آگاهی است؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌کس را جز نبی اکرم (ص) و امامان معصوم، یارای رسیدن به افکار بلند و اوج معرفت و اسرار وجود وی نباشد (مکارم شیرازی، 1375: 1/324). سنایی همچون بیشتر مسلمانان، علی (ع) را به دلایلی، نظیر حدیث مشهور نبوی (ص) «أنا مدینة ­العلم و علی بابُها فَمن أراد العلمَ فلیأتها مِن بابها» (ابن‌شهر‌آشوب، 1371: 195)، اعلمِ صحابه و چشمه جوشان علم معرفی می‌کند:

او مــدینه عـلوم و بــاب عـلی          او خـدا را نــبی عــلیش ولــی

(سنایی، 1387: 198)

خوانده در دین و ملک مختارش          هــم درِ عـلم و هـم عـلمدارش

(همان: 248)

علم او را کـه صخره کردی موم                    بوده چون محرم و عرب محروم

بــحر عـلم انـدرو بــجوشیـده          چـــاه ره بــه ز مستمــع دیــده

(همان: 81ـ82)

سنایی ضمن اشاره به نامه علی (ع) به کارگزارش، سهل بن‌حنیف (شریف رضی، 1372: 354ـ355)، منشأ تمام علوم علی (ع) را سرانگشت مصطفی (ص) می‌داند:

هر یـکی لفظ کو ادا کرده‌ست          سـر انـگشت مصطفـی کرده‌ست

(سنایی، 1387: 251)

آن گلفشان گلستان تفرید گفت: «علم من از علم پیامبر است و علم پیامبر از علم جبرئیل و علم جبرئیل از علم حق است» (بقلی شیرازی، بی‌تا: 372).

2ـ9. حِلم

سنایی به‌موجب حدیث نبوی «ماجُمعَ شیءٌ إلی شیئٍ افضلُ مِن علمٍ الی حلمٍ» (سیوطی، 1401: 2/493)، هیچ ملازمتی را فاضل‌تر از ملازمت دو گوهر گران‌بهای علم و حلم در دل آدمی نمی‌داند و علمی را معتبر و باارزش می‌شمارد که قرینِ گوهر نفیس حلم باشد (سنایی، 1387: 315ـ316). وی در ابیاتی علی (ع) را جامع آن دو فضیلت می‌داند و وجه نام (علی) و کنیه ایشان (ابوتراب) را همان دو گوهر ارزشمند علم و حلم در وجود آن حضرت معرفی می‌کند:

چـرخ را رهـنمای حلم او بود          شـرع را کـدخدای عـلم او بود

(سنایی، 1382: 83)

نـام او کـرده در ولایـت عـلم          عـلی از عـلم و بوتراب از حلم

(سنایی، 1382: 81ـ82)

2ـ10. تقسیم بهشت و جهنم

ای علی، چون روز قیامت شود، تو را سوار بر مرکبی از نور می‌آورند... کلیدهای بهشت را به تو بدهند و بر تخت کرامت بنشانند؛ آن‌گاه تمام پیشینیان و پسینیان بر یک پهنا بر گِرد تو جمع شوند و تو دستور می‌دهی که شیعیانت را به بهشت و دشمنانت را به دوزخ ببرند؛ چراکه تو قسمت‌کننده بهشت و دوزخ هستی. رستگار شد آن که ولایت تو را پذیرفت و زیان کرد آن که دشمن تو شد. ای علی، تو در آن روز، امین خدا و حجت آشکار الهی هستی (صدوق، 1362: 670).

سنایی ضمن اشاره به سخن فوق از نبی اکرم (ص)، علی (ع) را واردکننده دوستان به بهشت و واردکننده دشمنان به جهنم می‌داند:

مهـر و کینش دلیـل منبـر و دار          حلم و خشمش قسیم جنت و نار

(سنایی، 1387: 253)

بدیهی است که این بیت، با مبنای قرآنی و حدیثی، بر یاری و دستگیریِ دوستان در دنیا و نیز شفاعتِ آنان در آخرت از سویِ آن حضرت دلالت دارد.

2ـ11. قدرت و توانایی

اگر صفت توانایی و قدرت به ویژگی علم و دانشِ فردی ضمیمه شود، موجب می‌شوند که صاحبشان­ در رهبری و هدایت مردم موفق و کامیاب شود. همان‌گونه که طبق آیه شریفه 55 سوره مبارکه یوسف، قرآن کریم دو صفت حفیظ و علیم را برای خزانه‌داری حضرت یوسف (ع) در مصر برمی‌شمارد (محدثی، 1392: 2/ 184). سنایی علاوه بر فضیلتِ علم و دانش، صفت مهم قدرت جسمی را نیز به علی (ع) نسبت می‌دهد تا شایستگی او را برای جانشینی پیامبر اکرم (ص) و اداره امور و رهبری امت اعلام کند؛ بر همین اساس، سنایی لطف علی (ع) را لطف پیامبر (ص) و زور و توانایی وی را همان زور و توان شیر خشمگین نر می‌خواند:

لطــف او بــود لطـف پیغمبـر                  عُنــف او بـود شیـر شـرزه نـر

(سنایی، 1387: 247)

2ـ12. فصاحت و بلاغت

تردیدی نیست که سخنان علی (ع) نمونه فصاحت و بلاغت است. بسیاری از شارحان و نهج‌البلاغه‌شناسان، نظیر شریف رضی، ابن‌ابی‌الحدید معتزلی، جورج جرداق، جاحظ، محمد غزالی، محمد محیی­الدین عبدالحمید و شیخ محمد عبده، سخنان علی (ع) را جامع جمیع فصاحت و بلاغت، بلکه فوق بلاغت‌ها و زیبایی‌ها دانسته‌اند (مکارم شیرازی، 1375: 1/29ـ37). سنایی دل علی (ع) را عالَم معانی و لفظ او را آب حیات می‌داند. همچنین خامه او را زمزمِ لطف و نامه او را در حکم کعبه اهل فضل معرفی می‌کند، به طوری که تا روز قیامت، فصاحت و بلاغت به آن امام ختم است:

به فصاحت چو او سخن گفتی           مستمـع زان حـدیث دُر سفتی

(سنایی، 1387: 247)

دل او عـــالم مـــعانی بـــود           لفـظ او آب زنــدگانــی بـود

(همان: 255)

زمـزم لطف آب خامه او است           کعبـه اهل فضـل نـامه اوسـت

خامـه او چـو یار شد با دست           سمط لؤلؤ ز یک نقـط پیوست

(همان: 251)

کـرده از لـعل و دُر کرامت را           پـــر گــهر دامــن قیـامـت را

کرده از بـهر جـان اهـل هـنر           دَرج در یک سخن دو دُرج گهر

(همان: 248)

3. اوصاف اخلاقی

3ـ1. امانتداری

بر اساس دو آیه شریفه «قد أفلحَ المُؤمنونَ» و «وَالذین هُم لأَمانتهم و عهدهم راعونَ» (مؤمنون: 1 و 8)، مؤمنانی که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند، رستگارند. سنایی ویژگی امانتداری و نیز رعایت عهد و پیمان علی (ع) را از زبان امام حسن (ع) چنین آورده است:

جـد مـن مصطفـی امان زمـان           پـدرم مرتضــی امیـن جـهان

(سنایی، 1387: 264)

3ـ2. قناعت و ساده‌زیستی

هر امامی که حکومت را در دست می‌گرفت، ساده‌زیستی پیشه می‌کرد؛ ولی وقتی به دور از حکومت به سر می­برد، گاهی راه و روش ساده‌زیستی و گاه نیز روش متوسط را در زندگی برمی‌گزید (عبدوس، اشتهاردی، 1384: 444). از منظر سنایی، علی (ع) از اینکه مبادا دچار حرص و طمع شود و در راه کسب مال بیشتر گام بردارد، به قناعت و ساده‌زیستی روی می‌آورد:

بــر قلیلی ز قـوت قـانع بـود          ترس بر حرص و جهد مانع بود

(سنایی، 1387: 254)

3ـ3. دوری از آز و طمع

علی (ع)، چه هنگامی که در رأس حکومت بود و چه زمانی که از آن کناره گرفته بود، از رذیلت‌های طمع و تکبر کاملاً دوری می‌کرد. او می‌فرمود: «أکثرُ مَصارعِ العقولِ تحتَ بُروقِ المَطامعِ» (شریف رضی، 1372: 398) و هیچ­گاه اجازه نمی‌داد عقلش تحت تأثیر برق حرص و طمع قرار گیرد. سنایی به شکلی هنرمندانه و مؤثر آز و کبر را در حکم آتشی می‌داند که علی (ع) خود را از آسیب و بلای آنها محفوظ نگه داشت. همچنین معتقد است که ایمان و یقین قلبی آن حضرت ایجاب می­کرد که هم آز را از بین ببرد و هم با کفر بستیزد:

دور کـــرد آز و کـبر ناخوش را          سیـر کرد آن دو گـونه آتش را

(سنایی، 1382: 85)

چون نه از خشم بود، از ایمان بود          آز و کافرکـشی‌ش یکسان بود

(همان: 80)

3ـ4. فرو خوردن خشم

حلم و فرو خوردن خشم ضد غضبند و مانع از ظهور آثار غضب می­شوند (نراقی، 1391: 248). طبق آیه شریفه «والکاظمینَ الغیظَ والعافینَ عنِ الناسِ واللهُ یُحب المُحسنینَ» (آل‌عمران: 134)، کسی که خشمش را فرو بخورد، به پاداش بزرگ عزت الهی می‌رسد. در حدیقة الحقیقه به ابیاتی برمی‌خوریم که بر فضیلت کظم غیظ، گذشت و عفو علی (ع) در عین قدرت در نبرد با دشمنان دین دلالت دارند و نشان می‌دهند که آن حضرت در میدان جنگ و جهاد، کسی را به سبب خشم و کینه شخصی نمی‌کشت؛ همان‌گونه که این موضوع در دفتر اول مثنوی معنوی با عنوان «جواب گفتن امیرالمؤمنین که سبب افکندن شمشیر از دست چه بود ...» (شهیدی، 1373: 4/240ـ242) مذکور است. حضرت خشم، حلم و مهرش را به امر خدا و پیامبر اکرم (ص) در جایگاه خود به کار می­برد:

هـرگز از خشم هیچ سر نبرید          جــز بــه فـرمان حسام بـرنکشید

(سنایی، 1387: 245)

تیـغ خشــمش منیـر بـود منیر          بـحر عـــلمش غــدیر بـود غدیر

چون نمود او به دشمنان دندان          تنگ شد بر عدو جهان چو دهان ...

خشـم با رای خویش یار نکرد          جـز بـه دستــوری ایـچ کار نـکرد

(همان: 253)

علی (ع) در برخی از جنگ‌ها، نظیر صفین، جنگ را به تأخیر می‌انداخت و فرمان نبرد صادر نمی­کرد تا کار با مذاکره و صلح سروسامان یابد و عده‌ای از دشمنان هدایت یابند و به سوی آن حضرت بشتابند (ابن‌ابی‌الحدید، 1378: 4/13). این درایت و موضع حق‌طلبانه، انسان‌دوستانه و صلح‌جویانه زاییده شجاعت بی‌نظیر امام علی (ع) است. سنایی به این جلوه‌های شجاعت و ارزش‌های علوی چنین اشاره می‌کند:

دل و بازوش از او ندیده به چشم          دسـت‌بردی به پای‌مردی خشم

(سنایی، 1387: 246)

همان‌گونه که علی (ع) در جنگ جمل در عین قدرت، حلم را به کار می‌بندد و از مخالفان و منافقان درمی‌گذرد:

حـلم را کار بـست روز جمل           عفو کرد از عدو خلاف و جدل

(همان: 252)

3ـ5. اعتدال و میانه‌روی

بر اساس آیه شریفه «و کذلک جَعَلناکُم اُمهً وَسطاً لِتَکونوا شُهداءَ علی الناسِ و یکونَ الرسولُ علیکم شَهیداً» (بقره: 143)، اعتدال و میانه‌روی از فرهنگ و اوصاف شیعه محسوب می‌شود. امام علی (ع) با عمق فهم و درک ژرف از علم دین، حتی هنگامی که در رأس هرم قدرت قرار داشت، هیچ‌گاه به خشونت و زور متوسل نشد و همواره میانه‌روی و اعتدال را سرلوحه امور خود قرار داد. سنایی اعتدال و میانه‌روی علی (ع) در برپا داشتن دین و شریعت الهی را چنین به نظم می­کشد:

با کسی علم دین نگفت اُستاخ          زان که دل تنگ دید و علم فراخ

سائــلان را به آشکار و نهفت          جـز به انــدازه­ سـرّ شرع نگفت

(سنایی، 1387: 251)

از ابیات سنایی برمی­آید که آن حضرت با رعایتِ اعتدال در تبلیغ دین و توحید، در حکم تکیه‌گاه میانه‌ای بود که هم افراد تندرو به­ سوی او باز می‌آمدند و هم افراد کندرو به ایشان می‌پیوستند.

4. چهره عرفانی علی (ع)

4ـ1. اهمیت شب

شب برای عارفان معنای متفاوتی دارد. شب موضعِ سیر، مقام انس، مناجات، مسامره و معراج است (بقلی، 1426: 250). به باور عارفان، قیام در شب و انجام اعمال عبادی و گریه و زاری شبانه، به‌همراه اعمالی همچون خواندن قرآن، شکم را خالی نگاه داشتن، تضرع در سحرگاه و هم‌نشینی با نیکان داروی پنج‌گانه دل را تشکیل می‌دهند (عطار، 1384: 531). از نبی اکرم (ص) منقول است که چشمی که از ترس خدا بگرید و به دور از محرمات شب‌زنده‌داری کند، در روز قیامت گریان نخواهد بود (متقی هندی، 1397: 4/575). در حدیقة الحقیقه گاهی چهره عرفانیِ علی (ع) را می‌بینیم. سنایی در ابیاتی سخنانی از آن حضرت مبنی بر برتری شب بر روز را ــ در پاسخ به شخص کاهلی که بویی از اسرار شب نبرده بود ــ را این­گونه بیان می‌کند:

عاشقـان را در این ره جان‌سوز          تپــش راز بـه که تــابش روز

هر کــه دارد ره تــبش در دل          درنـــماند پیـــاده در منـــزل

در جهــانی که عشق گوید راز          نه تـو مانی نـه نیز عقل تو باز

(سنایی، 1387: 108ـ109)

4ـ2. زهدورزی علی (ع)

دوری گزیدن از دنیا از فضایل علی (ع) به­شمار می­رود. سنایی با توجه به زهد و بی‌تعلقی علی (ع) به دنیا با وجود روی آوردنِ دنیا به آن حضرت، می‌گوید:

او نبـود آن اسد که رنگ خلوق          کردی او را در این کهن صندوق

چـرخ پیری و خاک رهگذرش          عــقل زالــی و عــاشق نـظرش

او ز بــهر کـــمال بـی‌بــندی           وز بـرای جــمال خــرسنــدی

خوانـده بر گنده پیری و میری          ســه طــلاق و چــهار تـکبیری

کـودک از زرد و سرخ نشکیبد          مــرد را زرد و ســرخ نــفریبـد

(همان: 254)

دیــگری را فـریـب ای رعـنا          نـیستی تـو سـزا و درخـور مـا

ننـگرم مـن سـوی دوال شـما          نــشوم نــیز در جــوال شــما

(همان: 252)

وی در مکاتیب خود نیز گوید: «کسی که این گنده پیر کبود چادر را ــ و آن دنیا است ــ حیدروار سه‌طلاق پاک بر گوشه چادر بسته باشد ...» (سنایی، 1362: 112). سه‌طلاقه کردن دنیا به این فرمایش حضرت علی (ع) ‌در نهج‌البلاغه اشاره دارد:

ای دنیا، از من دور شو؛ با خودنمایی فرا راه من آمده‌ای یا شیفته‌ام شده‌ای؟ مبادا که تو در دل من جای گیری. هرگز؛ جز مرا بفریب، مرا به تو چه نیازی است؟ من تو را سه بار طلاق گفته‌ام و بازگشتی در آن نیست (شریف رضی، 1372: 372).

سنایی در حدیقة الحقیقه ضمن اشاره به دشمن‌تراشی مال و ثروت، بی‌میلی علی (ع) به دنیا و مال و منال مادی را چنین بازمی‌گوید:

هـرگـز از بـهر بـدره و بـرده          خـلق را خـصم خـویش ناکرده

(سنایی، 1387: 245)

 شاعر تأسف می‌خورد که در روزگار او کسی نیست که همچون حیدر کاملاً ترک دنیا گوید. او دلیل آن را دین‌داری و دین‌مداری آن حضرت می‌داند:

حیـدری نـیست انـدریـن آفـاق          دهد این گنده پیر را سه‌طلاق

در جهـان حیدران اگرچه بس‌اند          در ره دیـن به گَـرد او نرسند

(همان: 470)

4ـ3.­ رسیدن به حقیقت

علی (ع) از افرادی است که به عمق حقیقت رسیده و به روح یقین متصل شده­ است؛ چون علم از باطن به ایشان روی آورده و علم این‌گونه افراد نامتغیر و نسخ‌ناشدنی است. سنایی ضمن اشاره به «لو کشف الغطاء ماازددتُ یقیناً» (اربلی، 1381: 1/170)، همین معانی را در ابیاتی از حدیقة الحقیقه آورده است:

صــدف صـدهزار بـحر دلـش          شـرف صـدهـزار عرش گِلش

این برهنه شده ز زحمت ظرف          وان بـرون آمـده ز پـرده حرف

تا بـدان حـد شـده مـکرم بـود          «لـو کُشِف» مـر وُرا مـسلّم بود

(سنایی، 1387: 249)

5. ستایش خلفا و امهات المؤمنین

سنایی درباره خلفا و امهات المؤمنین نیز نظر مساعدی دارد که گویای احترام وی به خلفای پیش از علی (ع) است. آیا این احترام با وجود هواداری خالصانه از علی (ع)، ناشی از اقتضای روزگار سنایی است؟ اگرچه این امر انتساب قطعی سنایی به تشیع را اندکی دشوار می­سازد، مسلّم است که سنایی امام علی (ع) را عالم‌ترین و فاضل‌ترین فرد، جزو اهل بیت پیامبر (ص) و نیز برگزیده خدا و نبی می‌داند. در ادامه برخی از مدح‌های سنایی درباره سه خلیفه نخست را می‌آوریم.

5ـ1. ستایش ابوبکر

سنایی در بیت‌هایی وفاداری ابوبکر به پیامبر اکرم (ص) و یک‌جهتی‌اش با او (با اشاره به آیه 40 سوره توبه)، صداقت، دلسوزی، آزادی وی از مرگ و نیز انفاق چهل هزار دینار در راه خدا (با اشاره به آیه «من ذاالذی یُقرض الله» (حدید: 11) را مطرح کرده است:

در ســـرای سرور مونس و یـار          ثــانی اثنین اذ هما فــی الــغار

از زبان صادق و ز جـان صـدیق          چون نبی مشفق و چو کعبه عتیق

حکـم من ذاالذی شنیده به گوش          زده در پیش حکم خانه فروش

در یــکی دفعـــه گـاه ایثــارش          داده وی چـل هــزار دینـارش

(سنایی، 1387: 230)

5ـ2. ستایش عمر

سنایی در ابیاتی عمر را کانِ اسلام، زینت ایمان، صادق ­العقل، معدنِ عدل، حق‌گو و حق‌طلب و طردکننده­ شیطان معرفی می‌کند:

کـان اسـلام و زیـن ایمان بود         صدق او عقل و عدل را کان بـود

شاهـد حـق روانـش در خفتن         نـایب حــق زبــانش در گـفتن

از پــی دیـــو در زمــانــه او         ســایــه او ســـلاح خــانـه او

(همان: 235)

دست شسته ز حضرتش تلبیس          کـوچ کـرده ز کـوی او ابلیس

(همان: 236)

5ـ3. ستایش عثمان

سنایی در ابیات زیر به ایمان، حیا و انفاق عثمان اشاره کرده است:

عین ایمان که بود جز عثمان؟          حجـت این کالحیاء مـن الایمان

مدد از خلق جشن عشرت را          عـدت از مـال جیـش عُسرت را

(همان: 241)

5ـ4. ستایش اُمهات مؤمنین

سنایی در اشعاری ضمن یادکرد زنان پیامبر اکرم (ص)، همه ­آنان را مادران مسلمانان می‌داند:

عــایشه به بود ز خــواهـر او          خــال مـا بــه بــود بـرادر او

حفصـه و زینب و دویم زینب          آن که او را خزیمه بـودش اب

بــاز میمــونه بـود و ریـحانه          که شــد آراستــه بـدو خـانـه

چون فتادی به دخت بوسفیان          کـه ازو گشــت خـاندان ویران

این همه جفت مصطفی بودند          جــملگی مــادران مـا بـودنـد

(همان: 261)

نتیجه‌گیری

طبق افکار سنایی در حدیقة الحقیقه، حضرت علی (ع)، این دست‌پرورده پیامبر اکرم (ص)، انسانی دو بُعدی­ است؛ به این معنا که هم مرد جهاد و مبارزه برای بهتر زیستن است ــ چنانکه پیوسته در میدان پیکار با دشمنان و منافقان و صحنه تعلیم و مباحثه‌های علمی و تحقیق است ــ و هم مردی است متقی، امانت‌دار، پاک‌دامن و در پیِ استقرار عدالت، اندیشه بزرگ و عشق به بشریت.

اگر شخصیت‌های بزرگ و برجسته مکتب‌ها و مذهب‌های مختلف را با انصاف و دقت بررسی کنیم و برتری‌ها و کمال‌های آنان را بشناسیم، عظمت‌ها و فضایل حضرت علی (ع) در ذهنمان تداعی می‌شود و ضمن دریافت برتری‌ها و کمالاتِ آن حضرت، اقرار می‌کنیم که «آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری». می‌توان گفت که امام علی (ع) مَظهر و مُظهر حقیقتِ مذهب، چشمه روشن عبادت، نشانه اعلای خشوع و فروتنی و عشق و محبت به حق تعالی است. از این رو هر کس به آن حضرت و خاندانش عشق بورزد و از دشمنانش بیزاری جوید، بهشت برین و نیز بهشت رضایت الهی را به دست می‌آورد.

از آنجا که سنایی یک عارف است، از ارائه چهره عرفانی علی (ع) غافل نمی‌ماند و با استفاده از نگرش عمیق و هنریِ خود، با طرح برتری شب بر روز از زبان آن حضرت، اشاره به زندگی زهدآمیز ایشان با وجود توانایی بر مرفه زیستن و نیز بیان اتصال آن حضرت به روح یقین توانسته است چهره عرفانی، فضایل و هنرهای عرفانی و ماورای ظاهر علی (ع) را نشان دهد.

سنایی با توجه به اوصاف و مناقب دینی، اخلاقی و عرفانی که برای علی (ع) برشمرده، یک مرید، پیرو و دوستدار حقیقی علی (ع) است، به‌گونه‌ای که آن حضرت را، برخلافِ مخالفان و منافقان، با دلایل عقلی و نقلی جانشین راستین نبی اکرم (ص) می‌داند و حلقه‌های نبوت و امامت را به هم پیوند می‌زند. همچنین سعی می‌کند تمام مخاطبانش را برای پیروی از امام علی (ع) پس از نبی اکرم (ص) تشویق کند تا به پیروی و تأسی از علی (ع) به سعادت دنیوی و اُخروی نائل شوند.

با وجود اینکه سنایی علی (ع) را پس از سه خلیفه اول می‌ستاید، از نظر انتساب آن حضرت به نبی اکرم (ص) و نیز به واسطه داشتن خصوصیات خارق‌العاده و برجسته، ستایش و ذکر منقبت‌های ایشان را واجب‌تر و شایسته‌تر از خلفای قبل می‌داند.

منابع

آمدی، عبدالواحد بن‌محمد (1410ق)، غررالحکم و دررالحکم، قم: دارالکتاب الاسلامی، چ2.

ابن‌ابی‌الحدید معتزلی، عزالدین عبدالحمید بن‌هبه‌الله (1378ق)، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر: دار احیاء الکتب العربیه، چ1.

ابن‌شهرآشوب، محمد بن‌علی (1371)، مناقب آل ابی­طالب، قم: توحید.

اربلی، علی بن‌عیسی (1381ق)، کشف الغمه، تبریز: مکتبه بنی‌هاشم.

امینی، عبدالحسین (1371)، الغدیر، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

بقلی شیرازی، روزبهان (بی‌تا)، شرح شطحیات، تصحیح هنری کربین، کتابخانه طهوری.

بقلی شیرازی، روزبهان (1426ق)، مشرب الارواح، ضبط و تصحیح و تعلیق از عاصم ابراهیم کیّالی، بیروت: دارالکتب العلمیه، چ1.

جامی، عبدالرحمن (1431ق)، شواهد النبوه، استانبول: مکتبه الحقیقه.

حسینی کازرونی، ‌سید احمد (1379)، تجلی شخصیت علی (ع)، فاطمه (س)، حسین (ع) ‌در شعر فارسی (از رودکی تا حافظ)، تهران: ‌نشر ارمغان، چ2.

حسینی مرعشی، میرمحمدباقر (1405ق)، الرواشح السماویه، قم: مکتبه آیت‌الله مرعشی، چ1.

حلی، حسن بن‌یوسف (1405ق)، کتاب الالفین، کویت: مکتبه الالفین.

سلطان‌محمدی، حسین، سلطان‌محمدی، فاطمه (1391)، «تبیین مؤلفه‌های سیاست اخلاقی امام علی (ع) در نهج‌البلاغه»، پژوهشنامه علوی، شماره اول، سال سوم، ص 91ـ116.

سنایی، ابوالمجد مجدود بن‌آدم (1362)، مکاتیب سنایی، به اهتمام و تصحیح و حواشی نذیر احمد، تهران: انتشارات کتاب فرزان، چ1.

سنایی، ابوالمجد مجدود بن‌آدم (1380)، دیوان سنایی، تهران: انتشارات سنایی، چ5.

سنایی، ابوالمجد مجدود بن‌آدم (1382)، حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، تصحیح و مقدمه مریم حسینی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چ1.

سنایی، ابوالمجد مجدود بن‌آدم (1387)، حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، به کوشش مدرس رضوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چ7.

سیاحی، صادق، منصوری‌نیا، سعیده (1391)، «فضایل حضرت علی (ع) در قصیده لامیه ابن‌عباد»، پژوهشنامه علوی، شماره اول، سال سوم، ص 117ـ138.

سیوطی، جلال‌الدین (1401ق)، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، بیروت: دارالفکر.

شریف رضی (1372)، نهج‌البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ4.

شهیدی، سیدجعفر (1373)، شرح مثنوی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چ1.

صدوق، ابوجعفر محمد بن‌علی (1362)، امالی، به‌قلم آیت‌الله کمره‌ای، تهران: کتابخانه اسلامی.

صفا، ذبیح‌الله (1369)، تاریخ ادبیات در ایران، تهران: انتشارات فردوس، چ2.

طباطبایی، محمدحسین (1383)، شیعه در اسلام، دفتر انتشارات اسلامی، چ17.

عبدوس، محمدتقی، اشتهاردی، محمدمهدی (1384)، آموزه‌های اخلاقی ـ رفتاری امامان شیعه، قم: بوستان کتاب، چ2.

عطار نیشابوری، فریدالدین محمد (1384)، تذکرة الاولیاء، بررسی، تصحیح متن، توضیحات و فهرست‌ها از محمد استعلامی، تهران: زوار، چ15.

فروزانفر، بدیع­الزمان، (1370)، احادیث مثنوی، تهران: امیرکبیر، چ5.

کلینی رازی، محمد بن‌یعقوب (1370)، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، انتشارات اُسوه، چ1.

کلینی رازی، محمد بن‌یعقوب (1389)، اصول کافی، ترجمه­ و شرح سیدمهدی آیت‌اللهی، انتشارات جهان‌آرا، چ3.

متقی هندی، علاء‌الدین علی بن‌حسام (1397ق)، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت: مکتبه التراث الاسلامی، چ1.

محدثی، جواد (1392)، درس‌هایی از نهج‌البلاغه، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چ1.

مطهری، مرتضی (1384)، سیری در نهج‌البلاغه، قم: انتشارات صدرا، چ33.

مکارم شیرازی، ناصر (1375)، پیام امام، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چ1.

مولوی، جلال‌الدین محمد (1369)، فیه ما فیه، با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر، چ6.

نراقی، احمد بن‌محمدمهدی (1391)، معراج السعاده، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی ـ به‌نشر، چ1.

نصیرالدین طوسی، محمد بن‌محمد بن‌حسن (1335)، رساله امامت، به کوشش محمدتقی روشن‌پژوه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.