نسبت و مناسبات انسان، حکمت و صلح ازدیدگاه خواجه نصیر فیلسوف شیعی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

2 استاد گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

چکیده

امروزه نگرش به سیاست نیازمند تحول جدی است تا روشن شود که سیاست در خدمت انسان و کرامت او باشد یا انسان در خدمت سیاست باشد، اگرچه هویتش به تاراج برده شود و جسم و جانش برای سیاست‌های کلان نادیده انگاشته شود. یکی از معما‌های دسترسی به صلح جهانی نیز در همین نکته نهفته است. وقتی جان، اخلاق و کرامت انسان مورد توجه قرار گیرد و سیاست پدیداری انسانی و در خدمت کرامت او لحاظ شود، می‌توان با اتکا به حقیقت مشترک انسانی به هم‌زیستی عمیق انسان‌ها رسید. هم‌زیستی‌ای که نه از روی مصلحت، بلکه از روی حقیقت انسان و ارزش‌هایی اخلاقی انسانی باشد که از این حقیقت برمی‌خیزد. خواجه نصیر با الهام از مکتب شیعی و با اتکا به ارزش‌های انسانی، علم و شرایط حاکم تلاش می‌کند تا چنین نگاهی به عرصه سیاست داشته باشد و آن را ابزاری برای تعالی اخلاقی و علمی انسان‌ها قرار دهد و صلح جهانی را با اتکا به آن در دسترس بداند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationships among the Human, Wisdom, and Peace in the View of the Shiite Philosopher Khwāja Naṣīr

نویسندگان [English]

  • Rouhollah Modami 1
  • Mahdi Najafi Afra 2
1 PhD graduate in Islamic Philosophy and Kalam, Islamic Azad University, Central Tehran Unit
2 Professor, Department of Philosophy, Islamic Azad University, Central Tehran Unit
چکیده [English]

Today there is need to seriously transform politics in order to determine whether politics should be in the service of the human and his dignity, or the human should be in the service of politics, even if he is robbed of his identity and his body and soul are neglected for the sake of large-scale politics. Here lies a puzzle of achieving the world peace. When there is a concern for the human life, moral character, and dignity, and politics is considered as a human phenomenon and in the service of his dignity, we can then rely on the shared human truth so as to achieve a profound coexistence among people, where such coexistence does not arise from expediencies and arises, instead, from the human nature and moral values arising therefrom. Inspired by his Shiistic beliefs and relying on human values, science, and predominant conditions, Khwāja Naṣīr tries to establish such a view of politics according to which it is an instrument for moral and epistemic transcendence of humans and a means by which world peace can be achieved.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Human
  • Politics
  • Peace
  • Khwāja Naṣīr Ṭūsī
  • Ethics
  • predominant conditions

منابع

نهج‌البلاغه (1389)، ترجمه محمد دشتی، قم: اجود.
ابن‌مسکویه (1383)، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، تصحیح و ترجمه مهدی نجفی‌افرا، تهران: نورالثقلین.
ابراهیمی دینانی، غلامحسین (1389)، نصیرالدین طوسی فیلسوف گفت‌وگو، تهران: هرمس.
توانایان‌فرد، حسن (1359)، نظریات افتصادی خواجه نصیر طوسی، نشر قسط.
داوری اردکانی، رضا (1389)، ما و تاریخ فلسفه اسلامی، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
شکوری، ابوالفضل (1361)، فقه سیاسی اسلام، قم: نشر حر.
طوسی، نصیرالدین (1373)، اخلاق ناصری، تصیح مجتبی مینویی و علیرضا حیدری، تهران: انتشارات خوارزمی.
طوسی، نصیرالدین (1380)، بازنگاری اساس الاقتباس، به کوشش مصطفی بروجردی، تهران، وزارت و فرهنگ و ارشاد اسلامی
طوسی، نصیرالدین (1367)، اساس الاقتباس، تصحیح مدرس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران.
طوسی، نصیرالدین (1336)، اوصاف الاشراف، تصحیح حاج سید نصرالله تقوی، تهران: تابان.
نصر، سید حسین (1386)، تاریخ فلسفه اسلامی، جلد سوم، تهران: حکمت.