تحلیل جایگاه «قیاس» در فقه و فلسفه و نقد نظریه غزّالی در باب قیاس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب

2 مدرس گروه فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب (غیر حضوری)

چکیده

در محدوده سده دوم که می‌رفت فقه شفاهی به فقه تعلیمی و مدرسه‌ای تبدیل شود، اختلافات فقیهان نیز در برخی از مسائل، چه در اصول و چه در فروع، پا را از نهان‌خانه ذهن‌ها بیرون نهاد و چه بسا همین اختلافات فقهی بود که در تأسیس مکتب‌های فقهی در صدر اسلام نقش اساسی را ایفا کرد. از میان اختلافات، قیاس مهم‌ترین مسئله‌ای است که در فلسفه و منطق، به‌ویژه در فقه اهل سنت و امامیه، به اصلی از اصول تبدیل شد، به‌گونه‌ای که یکی از منابع اجتهادی در فقه اهل سنت، یکی از ادله اجتهادی در فقه امامیه و یکی از برهان‌ها و ابزار استدلال، به‌ویژه در منطق و فلسفه، شمرده ‌شد. این مقاله بر آن است ضمن تعریف جامع از قیاس، ضعف و قوت آن را بررسی کند و با توجه به فقه و فلسفه و نقد دیدگاه‌های غزّالی در المستصفی، به این پرسش که «چرا امامیه به قیاس عمل نمی‌کند؟»  پاسخ اجتهادی و منطقی بدهد و اثبات کند که امامیه به دلیل گمان‌آور بودن قیاس فقهی مورد پذیرش عامه و ضرورت تحصیل یقین در احکام شرعی از طریق قرآن و سنت معصومان (ع) به قیاس عمل نمی‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Position of "Analogy" in Jurisprudence and Philosophy and a Critique of al-Ghazzali's Theory on Analogy

نویسندگان [English]

  • mohammad maleki 1
  • marzeh noorisefat 2
1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب
2 مدرس گروه فلسفه و کلام دانشگاه ادیان و مذاهب (غیر حضوری)
چکیده [English]

Around the second century AH, when oral jurisprudence was about to change to school jurisprudence, the differences of jurisprudents on some issues, both in primary and secondary principles, became apparent, and perhaps the same jurisprudential differences played a major role in establishment of jurisprudential schools in the early Islam. Among the differences, analogy is the most important issue in philosophy and logic, especially in Sunni and Imamiyya jurisprudence that became one of the principles, so that it was counted one of the ijtihadi sources[1] in Sunni jurisprudence, one of the ijtihadi proofs[2] in Imamiyya jurisprudence, and one of the arguments and argumentation tools, especially in logic and philosophy. This article, in addition to providing a comprehensive definition of analogy, seeks to examine its weakness and strength, and according to logic, philosophy, and the critique of al-Ghazzali’s views in al-Mustaṣfa, give a logical answer based on ijtihad to the question “Why does not Imamiyya act according to analogy?”. Also, it proves that Imamiya does not act according to analogy, due to the conjectural essence of commonly accepted jurisprudential analogy and the necessity of acquiring certainty in religious rules through the Qur’an and the conduct of the infallibles (as).



[1] Sources of Ijtihad in Sunni jurisprudence


[2] Proofs for Ijtihad in Imamiyya jurisprudence

کلیدواژه‌ها [English]

  • Analogy
  • allegory
  • Sunni
  • philosophy
  • Jurisprudence
  • Imamiyya
  • Ijtihad
  • Intellect
  • Critique of Ghazzali’s views

عنوان مقاله [العربیة]

مکانة القیاس فی الفقه والفلسفة ونقد رأی الغزّالی فی باب القیاس

چکیده [العربیة]

فی حدود القرن الثانی کاد الفقه الشفوی یتحوّل الى فقه تعلیمی ومدرسی، کما أن اختلافات الفقهاء فی بعض المسائل، سواء أن کانت فی الاصول أم فی الفروع، شقّت طریقها من الأذهان الى دائرة العالم الخارجی، وکثیراً ما کان لهذه الاختلافات الفقهیة دور أساسی فی تأسیس المذاهب الفقهیة فی صدر الاسلام. ومن بین تلک الاختلافات، القیاس الذی یعدّ أهمّ مسألة فی الفلسفة والمنطق، وخاصة فی فقه أهل السُنّة والإمامیة، وغدا أصلاً من الاصول، بحیث أصبح أحد المصادر الاجتهادیة فی فقه أهل السُنّة، وأحد الأدلة الاجتهادیة فی فقه الامامیة، وأحد البراهین وأدوات الاستدلال، وخاصة فی المنطق والفلسفة. یحاول هذا البحث فی سیاق وضع تعریف جامع للقیاس، أن یبحث جوانب ضعفه وقوته، ثم الاستئناس بما فی الفقه والفلسفة ونقد آراء الغزّالی فی المُستصفى، للإجابة عن سؤال وهو: «لماذا لا یعمل الإمامیة بالقیاس؟» لطرح اجابة اجتهادیة ومنطقیة، واثبات أن الإمامیة لا یعملون بالقیاس بسبب ظنّیة القیاس الفقهی الذی یأخذ به العامة، وضرورة التوصل الى الیقین فی الأحکام الشرعیة عن طریق القرآن وسُنّة المعصومین (ع).

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • القیاس
  • التمثیل
  • أهل السُنّة
  • الفلسفة
  • الفقه
  • الإمامیة
  • الاجتهاد
  • العقل
  • نقد الغزّالی

منابع

ابن‌تیمیه، تقی‌الدین (1998م)، القیاس فی الشرع الاسلامی، بغداد: مکتبه الوطنیّة.
ابن‌سینا، حسین بن‌عبدالله (1394)، دانشنامه علایی، تصحیح و مقدمه: محمد معین، دیباچه: منوچهر صدوقی سها، تهران: انتشارات مولی.
ابوزهره، محمد (بی‌تا)، اصول فقه، بیروت: دارالفکر العربی.
فخر رازی، محمد بن‌عمر (1992م)، المحصول فی علم الاصول، بیروت: مؤسسة الرسالة.
سبزواری، ملاهادی (1416ق)، شرح المنظومه، تحقیق و تعلیق حسن‌زاده آملی، تهران: انتشارات ناب.
سهروردی، شهاب‌الدین یحیی (1396)، کتاب التنقیحات فی اصول الفقه، تحقیق و تصحیح محمد ملکی (جلال‌الدین)، تهران: پژوهشگاه علوم اسلامی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه ادیان و مذاهب.
شافعی، محمد بن‌ادریس (بی‌تا)، الرساله، تحقیق و شرح احمد محمد شاکر، بیروت: دارالکتاب العلمیه.
شهید ثانی، زین‌الدین عاملی (1360)، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدِمَشقیّة، تهران: انتشارات علمیّه اسلامیه.
طوسی، محمد بن‌حسن (1375)، العُدّة فی اصول الفقه، تحقیق: انصاری قمی، چاپ: چاپخانه ستاره.
عابدی شاهرودی، علی (1396)، التعلیقات چاپ شده در الحکمة الاشراقیّة، ج 11، کتاب التنقیحات فی اصول الفقه، تهران: پژوهشگاه علوم اسلامی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه ادیان قم.
غزّالی، ابوحامد محمد بن‌محمد (1324ق)، المستصفی من علم الأصول، قاهره: بولاق.
کلینی، محمد بن‌یعقوب (بی‌تا)، اصول کافی، لوح فشرده.
مطهری، مرتضی (1371)، مجموعه آثار، جلد5، شرح مختصر منظومه، تهران: انتشارات صدرا.