واژه‌شناسی نشانه‌های ظهور و قیام در منظومه معارف مهدوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 رئیس پژوهشکده الهیات پژوهشگاه امام صادق(ع)

2 دانشجوی دکتری دانشگاه قرآن و حدیث قم

چکیده

چکیده
یکی از زیرشاخه‌های مباحث مهدوی، بحثِ نشانه‌های ظهور است. در کنار عبارت نشانه‌های ظهور، عبارت نشانه‌های قیام نیز مطرح شده است. واژه «علائم الظهور» در زبان عربی و «نشانه‌های ظهور» در زبان فارسی، در پژوهش‌ها و تحقیقات مهدوی فراوان به‌کار رفته است و برخی محققان با قطعی دانستن ورود این عبارت در معارف مهدوی، به بحث درباره این موضوع پرداخته‌اند؛ اما با بررسی آموزه‌های مهدوی روشن می‌شود که این عبارت نه‌تنها در روایات، بلکه در بیان دانشمندان هم‌عصر پیشوایان معصوم7 نیز به‌کار برده نشده است. در نتیجه برخی محققان در به‌کارگیری این واژه تردید کرده‌اند. این تحقیق بر آن است ضمن بیان تفاوت‌های میان واژه قیام و ظهور در ادبیات دینی، با بیان شواهد و مستندات لازم، دلایل درستی به‌کارگیری عبارت نشانه‌های ظهور و سازگاری آن با آموزه‌های مهدوی را تبیین و پیامدهای این دیدگاه را نمایان کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Terminology of the Signs for Imam Mahdi`s Time of Advent, Zuhur, as Found in Mahdawi System of Studies

نویسندگان [English]

  • hamid negaresh 1
  • mehdi sabaei 2
1 assistant professor of theology and islamic sciences, imam sadeq islamic, scieinces reserch institute.
2 PhD student Koran and the Hadith Qom
چکیده [English]

One of the issues frequently treated on in Mahdawi studies is regarded as the signs for Imam Mahdi`s time of appearance Advent. In addition to the Imam`s time of Advent, his time of rising has been proposed also. Although the expression "the signs of advent" has been used in many Mahdawi researches and studies, and researchers, having taken the expression as being original, have studied the subject, some have claimed that there may not be found any case of using it in traditions and even in the works of those scholars of the pure Imams` time. On this basis, some have avoided its usage. The paper, therefore, has intended to explain the difference between the words advent and rising in religious terminology, make the expression the signs of Advent documented and show its agreement with the teachings in the field. Finally, the consequences of the view of the paper have been referred to.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Advent
  • Zuhur
  • Rising
  • Qiyam
  • Sign
  • Madawiyyat

عنوان مقاله [العربیة]

معرفة المصطلحات من علامات الظهور و القیام فی نظام المهدوی

چکیده [العربیة]

البحث و المناقشة فی علامات الظهور کان من القضایا التی نوقشت فی مناقشات مهدویة. و مع البحث عن هذه العلامات، یناقش المناقشون فی علائم القائم ایضاً. على رغم انّ مصطلح "علامات الظهور " باللغة العربیة و "نشانه های ظهور" باللغة الفارسیة فی مباحث المهدویة کثیرا ما تُستخدَم و ورود هذه المصطلحات فی المهدویة کان من المسلّمات عند الباحثون فی هذا الموضوع و یناقشون فیه على وجه الیقین؛ و لکن یدّعی فی جانب آخر انّ الرجوع الی معارف المهدویة یوضح لنا انّ مصطلح « علامات الظهور» لم تستخدم فی احادیث الائمة المعصومین7 و لا فی بیان العلماء الذین عاشوا فی عصر الائمة7. و نتیجتاً انّ بعض العماء یترددون فی استخدام هذه العبارة.
و الهدف من هذه الدراسة بیان الفرق بین کلمة الانتفاضة و الظهور فی الأدب الدینی من خلال توفیر أسباب حق الأدلة اللازمة للقیام على أنها علامات الظهور وکیفیة التکیف و ماهیت مفهومها فی تعالیم المهدویة و العواقب المترتبة على هذا الشکل لإظهار.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الکلمات المفتاحیة: الظهور
  • الانتفاضة
  • الوقع
  • العلامة
  • المهدیة

مقدمه

«ظهور» در لغت به معنای «آشکار شدن چیزی که پیش‌تر ظاهر نبوده است»، می‌باشد (فراهیدی، 1409: 4/ 37) و در اصطلاح، به معنای «ظاهر شدن مهدی (عج) پس از دوران طولانی پنهان زیستن، برای برپایی حکومت عدل جهانی» است (سلیمیان، 1395: 8). «قیام» در لغت به معنای «ایستادن» و متضاد معنای نشستن است (ابن منظور، 1408: 12/504) و در اصطلاح عبارت است از: «نهضت جهانی حضرت مهدی (عج) برابر ستمگران، برای برپایی قسط و عدل در سراسر کره زمین» (سلیمیان، 1395: 10). پس از دانستن معنای ظهور و قیام، لازم است تفاوت میام ظهور و قیام مهدی (عج) نیز بررسی شود.

اهمیت این پژوهش از لحاظ استدلالی است مبنی بر اینکه بررسی روایات واردشده درباره نشانه‌های ظهور نشان می‌دهد که پیشوایان معصوم7 درصدد بیان نشانه‌های «قیام» آن حضرت بودند تا مردمی که در آستانه ظهور حضرت هستند با توجه به نشانه‌های ارائه‌شده، خود را برای همراهی آن حضرت در قیام آماده کنند. در روایتی از امام صادق7 نقل‌شده است: «خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ: الصَّیحَةُ وَ السُّفْیانِی وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیةِ وَ الْیمَانِی؛ پنج علامت پیش از قیام قائم عبارت است از: صیحه آسمانی، خروج سفیانی، گرفتگی خورشید، کشته شدن نفس زکیه و قیام یمانی» (کلینی، 1429: 15/694). تعبیر «قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ» شاهد ادعای مذکور است. بنابراین جایگاهی برای بحث از نشانه‌های ظهور و کارکردهای آن و به دنبال آن دیدگاه‌های مرتبط با این کارکردها باقی نمی‌ماند.

استدلال ذکرشده را در قالب منطقی، این‌گونه می‌توان ارائه کرد:

صغرا: نشانه‌های ذکرشده در روایات، مربوط به ظهور نیست، بلکه مربوط به قیام و خروج است. به دیگر بیان بررسی‌ها حاکی است که عبارتِ علائم الظهور در زبان عربی و نشانه‌های ظهور در زبان فارسی، به این صورت و مانند آن، نه‌تنها در روایات که در بیان دانشمندان هم‌عصر پیشوایان معصوم7 نیز به‌کاربرده نشده است (سلیمیان، 1395: 15).

کبرا: ظهور و قیام به یک معنا است. چنان‌که برخی از اندیشمندان بزرگ شیعه نیز به این مطلب اشاره کرده‌اند و در برخی روایات، ظهور و قیام به یک معنا به‌کار رفته است؛ امام باقر7 در بخشی از یک روایت می‌فرماید: «الامام یبشرهم بقیام القائم و بظهوره و بقتل اعدائهم؛ امام ایشان را به قیام قائم و ظهورش و کشته شدن دشمنانشان بشارت می‌دهد» (کلینی،1429: 2/407) و این خود سبب شده تا افرادی، هر دو را در یک معنا به کار برند، مانند نعمانی که عنوان باب چهاردهم الغیبه را نهاده است: «ما جاء فی العلامات التی تکون قبل قیام القائم و یدل علی ان ظهوره یکون بعدها کما قالت الائمة7»؛ علامت‌هایی که پیش از قیام قائم آمده و دلالت می‌کند که ظهورش بعد از آن است همان‌گونه که ائمه7 گفته‌اند (نعمانی، 1397: 247). آقای سلیمیان در مقاله «تبارشناسی واژگانی ظهور مهدی در منابع اسلامی» در این باره می‌نویسد: «البته این انتساب نشانه‌ها به قائم، قیام، ظهور و خروج در دوران معاصر نیز به پیروی از گذشتگان ادامه داشته است. به نظر می‌رسد ظهور، قیام و خروج، یک پدیده تلقی شده است» (سلیمیان، 1395: 17).

نتیجه: پس می‌توان نشانه‌های مربوط به قیام را، به ظهور نسبت داد.

این مقاله در ادامه پس از تبیین تفاوت‌های بین ظهور و قیام، یکسان دانستن ظهور و قیام را رد کرده، در نهایت پیامدهای این دیدگاه را بیان می‌کند.

1. تفاوت میان ظهور و قیام

همان‌طور که منطق‌دانان گفته‌اند، ابطالِ نتیجه نیازمند ابطال کبرا است. به نظر می‌رسد از دو راه می‌توان کبرا را باطل کرد که یکی از آنها اثبات تفاوت میان ظهور و قیام است. برخی پژوهشگران دلایل متعددی را برای ابطال کبرا (یکی‌بودن معنای ظهور و قیام) ذکر کرده‌اند تا بدین وسیله بر صحت به‌کارگیری عبارت نشانه‌های ظهور خدشه وارد کنند. در ادامه در سه بخش به برخی تفاوت‌ها میان دو واژه ظهور و قیام، اشاره می‌شود:

1.1. تفاوت‌هایی که ‌پذیرفتنی نیست

برخی بین دو واژة ظهور و قیام این‌گونه تفاوت نهاده‌اند که شرط ظهور، آمادگی یاران خاص و شرط قیام، آمادگی یاران عام است. یکی از مهدوی‌پژوهان در این زمینه می‌نویسد: «ازجمله شرایط ظهور، آماده شدن یاران خاص امام مهدی (عج) است. یکی از عواملی که ظهور حضرت را به تأخیر می‌اندازد و حضرت را همچنان در پس پرده غیبت نگه می‌دارد، آماده نبودن سیصدوسیزده یار خاص حضرت است. البته برای قیام جهانی امام مهدی (عج)، افزون بر وجود یاران خاص، به یاران عام نیز نیاز است که در برخی روایات بدان اشاره ‌شده است. امام صادق7 دراین‌باره می‌فرماید: «أَمّا لَوْ کَمُلَتِ الْعِدَّةُ المَوْصُوفَۀُ ثَلَاثَمِائَۀٍ وَ بِضْعَۀَ عَشَرَ کَانَ الَّذِی تُرِیدُون؛ اگر آن تعداد سیصدوده و اندی، تکمیل شود، خواسته شما انجام خواهد گرفت» (ابن طاووس، 1383: 203). از این روایات می‌توان نتیجه گرفت که با مهیا شدن 313 تن از یاران خاص، ظهور امام مهدی (عج) تحقق می‌یابد و با مهیا شدن یاران خاص و عام، قیام حضرت آغاز می‌شود. پس در واقع، آمادگی یاران خاص، شرط ظهور و آمادگی یاران خاص و عام، شرط قیام حضرت مهدی (عج) است. درباره آمادگی یاران عام از امام صادق7 نقل ‌شده است:

سپس از مکه خارج می‌شود مثل اینکه در حلقه است. ابوبصیر می‌گوید: پرسیدم حلقه چیست؟ فرمود: ده‌هزار مرد است که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ او قرار دارند و در آن هنگام پرچم را به اهتزاز درمی‌آورد و همه‌جا می‌گرداند و این همان پرچم و زره سابق پیغمبر است و شمشیر پیغمبر به نام «ذوالفقار» را نیز حمایل می‌کند (مجلسی، 1403: 52/307).

ولیکن این تفاوت را نمی‌توان ‌پذیرفت، زیرا بسیار بعید به نظر می‌رسد که تنها شرط ظهور، آمادگی سیصدوسیزده نفر دانسته شود - که البته این امر هم در طول چند قرن هنوز به دست نیامده است - و آمادگی مردم تأثیری در ظهور حضرت نداشته باشد، اگرچه در قیام حضرت مؤثر باشد؛ زیرا شواهد گوناگونی بر تأثیرگذاری مردم در امر ظهور وجود دارد از جمله اینکه در روایات آمده است مدت حکومت امام مهدی7 کوتاه است، بنابراین در زمان غیبت آن حضرت باید نیروها پرورش یابند و برای ظهور آماده شوند؛ چنان‌که بر اساس نظریه تکامل نیز انسان‌ها با آمادگی تدریجی خود زمینه ظهور را فراهم می‌کنند.

1.2. تفاوت‌هایی که دلیل آنها ‌پذیرفتنی نیست

از جمله تفاوت‌های میان ظهور و قیام، تفاوت در زمان تحقق آنها است. برای اثبات این تفاوت به روایاتی که خروج امام مهدی7 را مانند خروج رسول گرامی9 می‌داند، استناد می‌شود با این توضیح که:

از این تشبیه استفاده می‌شود که حضرت پیش از قیام فراگیر و جهانی خود آشکار شده و ضمن ابلاغ رسالت خویش، برای قیام در برابر دشمنان، بر حقانیت خود اتمام حجت می‌کند، چراکه ‌فاصله زمانی مناسبی بین بعثت پیامبر اکرم9 و مبارزه آن حضرت و مشرکان وجود داشت که در آن فاصله پیامبر9 به بیان دستورات الاهی و اتمام حجت بر دشمنان اقدام فرمود. بدین معنا که اعتماد آنها را به خود به دست آورد (سلیمیان، 1395: 14).

 در وجه تشابه به شکلی که در مطلب فوق گفته ‌شد، اشکالی وجود دارد، زیرا در تشبیه ممکن است وجوه شباهت متعددی وجود داشته باشد و شاید برخی از وجوه تشابه مدنظر گوینده نباشد؛ چنان‌که معروف است در تشبیهِ «فلان کالاسد؛ فلانی همانند شیر است»، همان‌طور که ویژگی ممتاز شیر که شجاعت است می‌تواند به عنوان وجه شبه مطرح می‌باشد، کریح الفم و بوی بد دهان او نیز می‌تواند مقصود گوینده باشد؛ ولی آنچه تعیین‌کننده وجه شبه‌ است، مقام یا مقصد گوینده است. در این روایت نیز به حکم «اهل‌البیت ادری بما فی البیت»، مراجعه‌ به روایت و شأن صدور آن می‌تواند به شناسایی وجه شبه کمک کند؛ در روایتی محمد بن‌مسلم نقل می‌کند:

بر امام باقر7 وارد شدم و می‌خواستم از قائم آل محمد پرسش کنم، امام7 پیش از آنکه من سؤال کنم فرمود: «ای محمد بن‌مسلم! قائم آل محمد شباهتی با پنج تن از انبیا دارد: یونس بن‌متی و یوسف بن‌یعقوب و موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم؛ شباهت او با یونس بن‌متی7 آن است که وقتی پس از غیبت خود در کبر سن بازمی‌گردد جوان است. شباهت او با یوسف بن‌یعقوب7 آن است که از خاص و عام غایب می‌شود و از برادرانش نیز مخفی است و امر او بر پدرش هم پوشیده است، با وجود آنکه مسافت کمی بین او و پدرش و خاندان و شیعیانش بود. شباهت او با موسی7 دوام خوف و طول غیبت و خفای ولادت و رنج شیعیانش پس از وی است که آزار و اذیت و خواری می‌بینند تا آنکه خدای تعالی اذن ظهور دهد و او را بر دشمنانش پیروز کند. شباهت او با عیسی7 اختلافی است که درباره وی ایجاد می‌شود تا حدّی که گروهی می‌گویند متولّد نشده، گروهی می‌گویند فوت کرده و گروهی می‌گویند کشته‌شده و به صلیب آویخته شده است و امّا شباهت او با جدش محمد مصطفی9 خروج او با شمشیر است و اینکه او دشمنان خدا و رسولش و جباران و طاغیان را خواهد کشت. او با شمشیر و رعب یاری می‌شود و هیچ پرچمی از او بازنمی‌گردد...» (ابن بابویه، 1395: 1/ 328).

چنان‌که در این روایت مشاهده می‌شود وجه شباهت حضرت مهدی7 با رسول خدا9 خروج و قیام با شمشیر است.

1.3. تفاوت‌هایی که در حکم میان ظهور و قیام تغییری ایجاد نمی‌کند

در این بخش می‌توان به دو تفاوت اشاره کرد:

تفاوت اول: ظهور دفعی است ولی قیام تدریجی است. شیخ صدوق در این زمینه گفته است:

ظهور امری دفعی و ناگهانی است، اما قیام امری تدریجی است که با تدبیر امام مهدی7 رخ می‌دهد. دراین‌باره از پیامبر گرامی اسلام9 سؤال شد: «مَتَی یَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ فَقَالَ7 مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَۀِ الَّتِی لایُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لاتَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَه؛ چه زمانی «قائم» از ذریه‌ات ظهور می‌کند؟ فرمود: ظهور او همانند وقوع قیامت است که جز او نمی‌تواند وقت آن را آشکار سازد و حتی در آسمان‌ها و زمین، سنگین [و با اهمیت] است و جز به‌طور ناگهانی به سراغ شما نمی‌آید» (ابن‌بابویه، 1395: 2/373).

 تعبیرات به‌کاررفته در این روایت نظیر واژه «بغته» و تشبیه وقت ظهور به وقت قیامت، حاکی از ناگهانی و دفعی بودن ظهور است؛ چنان‌که در قرآن نیز بر دفعی بودن وقت قیامت تأکید شده است. پس وقت ظهور نیز مثل وقت قیامت ناگهانی خواهد بود؛ اما چنان‌که بیان شد، قیام و نهضت جهانی حضرت مهدی (عج) به صورت تدریجی شروع می‌شود و روایتی از امام باقر7 به این مطلب اشاره دارد: «کَأَنِّی بِالْقَائِمِ ع عَلَى نَجَفِ الْکُوفَةِ قَدْ سَارَ إِلَیْهَا مِنْ مَکَّةَ فِی خَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ مِیکَائِیلُ عَنْ شِمَالِهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُوَ یُفَرِّقُ الْجُنُودَ فِی الْبِلَاد؛ گویا حضرت قائم7 را می‌نگرم که از مکه به همراه پنج هزار فرشته، در حالى که جبرئیل سمت راست و میکائیل سمت چپ و مؤمنان پیش رویش هستند، به نجف کوفه آمده و به شهرها لشکر می‌فرستد» (مفید، 1413: 2/379).

تفاوت دوم: زمان ظهور نزد خداوند است، ولی زمان قیام به عهده رهبر قیام است. نویسنده کتاب حج و مهدویت در تبیین این تفاوت می‌نویسد:

علم به زمان ظهور تنها نزد خداوند است و کسی غیر از او نمی‌تواند زمان دقیق ظهور را تعیین کند. از این‌رو وقوع ظهور به وقوع قیامت تشبیه شده است و چنانچه زمان وقوع قیامت را تنها خدا می‌داند، زمان وقوع ظهور را نیز فقط خدا می‌داند. البته رهبر جهانی، زمان شروع قیام و نهضت جهانی را تعیین می‌کند و با تدبیر ایشان چگونگی قیام مشخص می‌شود. امام مهدی (عج) در توقیعی که برای اسحاق بن‌یعقوب نوشت، فرمود: «أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَی الِله وَ کَذَبَ الْوَقَّاتُون؛ اما ظهور فرج، بسته به خواست خداوند است و تعیین‌کنندگان وقت ظهور دروغ‌گو هستند» (طبرسی،1470: 2/1403).

توجه به این نکته لازم است که اگرچه این تفاوت‌ها را می‌توان پذیرفت، ولیکن نمی‌توان با اثبات این نوع تفاوت‌ها، تفاوت این دو واژه از نظر حکم را نتیجه‌ گرفت؛ زیرا آنچه در این قسمت مهم است تبیین تغایر و تفاوت‌هایی است که در احکام میان آنها تفاوت ایجاد کند و موجب اثبات نشانه‌هایی برای «قیام» و نفی این نشانه‌ها از «ظهور» شود، درحالی‌که تفاوت نهادن بین معنای ظهور و قیام یا تفاوت از این جهت که زمان ظهور نزد خداست ولی زمان قیام بر عهده رهبر قیام است، چنین تأثیری ندارد. این‌گونه تفاوت‌ها مانند تفاوت بین دو برادر از جهت سن و قدرت جسمی و... و تأثیر آن بر تقسیم ارث است. بی‌تردید دو برادر تفاوت‌های ظاهری فراوانی با یکدیگر دارند، ولیکن هیچ‌یک از این تفاوت‌ها سبب نمی‌شود در مقدار سهمی که ارث می‌برند تفاوت پیدا کنند.

 

2. ابطال دلیل‌های ارائه‌شده بر یکی بودن معنای ظهور و قیام

در مقاله «تبارشناسی واژگانی ظهور مهدی در منابع اسلامی» دلایلی برای به کار رفتن دو واژه قیام و ظهور در یک معنا، ذکر شده است که بررسی و نقد آن در ادامه می‌آید.

در روایتی از امام باقر7 نقل‌شده است: «الامام یبشرهم بقیام القائم و بظهوره و بقتل اعدائهم؛ امام ایشان را به قیام قائم و ظهورش و کشته شدن دشمنانشان بشارت می‌دهد» (نعمانی، 1397: 317). کیفیت استدلال با این روایت باید این‌گونه باشد که حضرت در مقام بشارت، ظهور را بعد از قیام مطرح می‌کند، درحالی‌که ترتیب اقتضا دارد اول ظهور مطرح شود؛ این مسئله حاکی از آن است که حضرت تفاوتی میان این دو واژه قائل نیست.

در پاسخ به این استدلال باید گفت استعمال لفظ در غیرِ معنای خود مشروط به آن است که استعمال لفظ در معنای خودش با محذوری همراه باشد و حال ‌آنکه هیچ محذوری در استعمال الفاظ روایت در معنای خود نیست؛ چراکه حضرت به آمدن حضرت مهدی7 اشاره می‌کند و طبیعی است که این آمدن از ظهور، قیام و جنگ تشکیل می‌شود. بنابراین بدون آنکه ترتیبِ میان این مراحل را رعایت کند به آنها اشاره کرده است.

گفتیم که عنوان باب چهاردهم کتاب نعمانی نیز عبارت است از: «ما جاء فی العلامات آلتی تکون قبل قیام القائم و یدل علیان ظهوره یکون بعدها کما قالت الائمة7؛ علامت‌هایی که پیش از قیام قائم است و دلالت می‌کند بر اینکه ظهورش بعد از آن است، چنان‌که ائمه7 نیز گفته‌اند» (نعمانی، 1397: 247). این عنوان نه به جهت یکی دانستن معنای قیام و ظهور، بلکه به جهت فاصله زمانی کوتاه از ظهور تا قیام است؛ گویی هم‌زمان با ظهور، قیام هم واقع می‌شود و بدین سبب از علامت‌های ظهور به علامت‌های قبل از قیام یاد می‌کند. از برخی عبارت‌های دعای ندبه نیز می‌توان این تقارن زمانی بین ظهور و قیام را استفاده نمود مانند: «متی ترانا ونراک و قد نشرت لواء النصر تری؛ چه زمان تو ما را بینی و ما تو را در حالی که پرچم پیروزی را برافراشته‌ای» (مجلسی، 1403: 99/109). این عبارت دیدن امام را همراه با پرچم برافراشتة قیام توصیف می‌کند.

با اینکه کبرا در این استدلال باطل است اما نتیجه صحیح است، کبرای صحیح عبارت است از: «نزدیک بودن زمان ظهور به زمان قیام». بر این اساس برهان این‌گونه می‌شود که:

صغرا: نشانه‌های ذکرشده در روایات مهدوی، درباره ظهور نیست، بلکه درباره قیام و خروج است.

کبرا: میان زمان ظهور و زمان قیام فاصله اندکی وجود دارد.

نتیجه: پس می‌توان نشانه‌های قیام را، به ظهور نسبت داد.

البته این نتیجه فارغ از موارد خاصی است مانند روایاتی که از رویدادهای بعد از ظهور خبر می‌دهند و مرادشان از نشانه‌های ذکرشده، نشانه قیام است؛ چنان‌که امام باقر7 در روایتی فرموده‌اند:

یقول القائم7 لأصحابه یا قومان اهل مکه لایریدوننی. لکنّی مرسل الیهم لاحتجّ علیهم بما تنبغی لمثلی ان یحتج علیهم، فیدعوا رجلاً من اصحابه فیقول له: امض الی اهل مکة... فاذا تکلم هذا الفتی بهذا الکلام اتوا الیه فذبحوه بین الرکن و المقام و هی النفس الزکیة فاذا بلغ ذلک الامام قال لاصحابه لااخبرتکم ان اهل مکة لایریدوننا فلایدعونه حتی یخرج...؛ حضرت قائم7 به یارانش می‌فرماید: «ای قوم من، مردم مکه مرا نمی‌خواهند تا آن‌گونه که برای همانند من شایسته است، حجت را بر آنان تمام کنم و فرستاده‌ای به سوی ایشان بفرستم». پس یکی از یارانش را فرامی‌خواند و به او می‌فرماید: «به سوی اهل مکه برو...». وقتی سخن این جوان تمام می‌شود به او هجوم می‌آورند و در میان رکن و مقام او را سر می‌برند. او همان نفس زکیه است. چون خبر این ماجرا به امام مهدی7 می‌رسد، به یاران خویش می‌فرماید: «آیا به شما خبر ندادم که اهل مکه ما را نمی‌خواهند؟ پس آنها حضرت را رها نمی‌کنند تا آن حضرت خروج می‌کند» (مجلسی، 1403: 52/307).

این روایت به یکی از نشانه‌ها که شهادت نفس زکیه است اشاره دارد ولی روشن است که بعد از تحقق ظهور دیگر نشانه برای ظهور معنا نخواهد داشت.

برای اثبات کبرا می‌توان به روایاتی که در این باره واردشده استناد نمود ازجمله روایتی از امام رضا7 که فرموده‌اند:

إِنَّ الْقَائِمَ ینَادَی بِاسْمِهِ لَیلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ یقُومُ یوْمَ عَاشُورَاءَ فَلَا یبْقَی رَاقِدٌ إِلَّا قَامَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَی رِجْلَیهِ مِنْ ذَلِک الصَّوْتِ وَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِیلَ؛ قائم در شب 23 ماه رمضان به نامش ندا داده می‌شود و در روز عاشورا قیام می‌کند؛ هیچ خوابیده‌ای نیست مگر آنکه بلند می‌شود از آن صدا و هیچ ایستاده‌ای نیست مگر آنکه می‌نشیند و هیچ نشسته‌ای نیست مگر اینکه می‌ایستد بر دو پایش؛ و آن ندا صدای جبرئیل است (قطب الدین راوندی، 1409: 3/1116)‌.

 در روایت دیگری امام صادق7 می‌فرمایند:

ینَادَی بِاسْمِ الْقَائِمِ فِی یوْمِ سِتٍّ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ یقُومُ فِی یوْمِ عَاشُورَاءَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی ع لَکأَنِّی بِهِ یوْمَ السَّبْتِ الْعَاشِرَ مِنَ الْمُحَرَّمِ قَائِماً بَینَ الرُّکنِ وَ الْمَقَامِ؛ قائم [حضرت مهدی علیه‌السلام] در روز 26 ماه رمضان به نامش ندا داده می‌شود و در روز عاشورا که روز شهادت سیدالشهدا7 است، قیام می‌کند. همانا در آن شنبه‌ای که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم، درحالی‌که بین رکن و مقام ابراهیم ایستاده است (طبرسی، 1390: 459).

بنابراین مراد از نشانه‌های قیام در روایات، همان نشانه‌های ظهور است و نباید میان این دو تفکیک کرد و در مواردی نیز که به صورت مطلق آمده است، باید آن را بر نشانه‌های ظهور حمل کرد. چنان‌که در روایتی از امام صادق7 نقل‌شده است: «قَبْلَ الْقَائِمِ7 خَمْسُ عَلَامَاتٍ: السُّفْیانِی، وَ الْیمَانِی، وَ الْمَرْوَانِی، وَ شُعَیبُ بْنُ صَالِحٍ، وَ کفٌّ تَقُولُ: هَذَا، هَذَا؛ پنج علامت پیش از قیام وجود دارد: سفیانی، یمانی، مروانی، شعیب بن‌صالح و کف دستی که می‌گوید: این است این است» (طبری آملی، 1413: 487). اگرچه تعابیری همچون «قبل القائم» شامل قبل از ظهور و قبل از قیام می‌شود ولیکن با توجه به توضیحاتِ گفته‌شده مراد علائم ظهور است.

 

افزون بر این در مجموعه روایاتِ نشانه‌های ظهور، سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش و جنبش خراسانی را دقیقاً در یک سال و یک ماه و یک روز بیان کرده است. امام باقر7 در این خصوص فرموده‌اند: ...خروجُ السفیانیِّ و الیمانیِّ والخراسانیِّ فی سَنَةٍ واحدةٍ فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ (نعمانی، 1397: 262)؛ خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است. از امام صادق7 نیز چنین روایت ‌شده است: «و قد یکونُ خروجُه و خروجُ الیمانیِّ من الیمنِ مع الرایاتِ البیضِ فی یومٍ واحدٍ و شهرٍ واحدٍ و سنةٍ واحدةٍ؛ خروج سفیانی و خروج یمانی با پرچم‌های سفید از یمن در یک روز و یک ماه و یک سال خواهد بود...». اینکه قیام یمانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، کنایه از شدت پیوستگی این دو رخداد دارد و این امر منافاتی با وجود فاصله اندک میان آن دو ندارد. قرینه‌ای که این نکته را تأیید می‌کند، جمله‌ای است که در ذیل حدیث امام باقر7 آمده است. آن حضرت پس از بیان اینکه قیام یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، فرموده‌اند: «نِظامٌ کنظامِ الخرزِ یتبع بعضُه بعضاً؛ با نظام و ترتیبی همچون نظام رشته‌ای که به بند کشیده شده هر یک از پی دیگری» (نعمانی، 1397: 262). این عبارت تصریح می‌کند که این حوادث چون رشته‌ای منظم، پی‌درپی رخ خواهند داد و فاصله‌ اندکی میان آنها وجود دارد» (آیتی، 1390: 81-88).

این نتیجه را شواهد متعددی از آموزه‌های مهدوی نیز تأیید می‌کند که در ادامه به برخی اشاره می‌شود:

1. تفکیک نشانه‌های ظهور از نشانه‌های قیام و اختصاص نشانه‌های اشاره‌شده در روایات، به نشانه‌های قیام، موجب می‌شود که ذکر نشانه‌ها لغو باشد، زیرا بر اساس برخی روایات، فاصله بین ظهور و قیام حضرت حداکثر چهار ماه هست، چراکه طبق روایات، سال ظهور و قیام یکی است اما ماه ظهور حضرت، رمضان و ماه قیام، محرم خواهد بود و این مدت اندک نیازمند آوردن این همه نشانه نیست، زیرا بعد از ظهور حضرت همه مردم انتظار قیام را از آن حضرت دارند.

 

2. اگر مراد از نشانه در روایات، نشانه‌های قیام باشد، تفکیک نشانه به حتمی و غیرحتمی معنا نخواهد داشت چراکه قیام حضرت قطعی است و فلسفه ظهور حضرت در قیام آن حضرت است؛ بنابراین تقسیم نشانه‌های قیام به این دو قسم بی‌معنا خواهد بود.

3. در برخی روایات از واژه «فرج» استفاده‌ شده است و مردم امر شده‌اند به منتظر فرج بودن یا دعا برای تعجیل در فرج و برداشت عمومی از فرج، همان ظهور در کنار قیام آن حضرت است. در روایتی از امام صادق7 نقل‌شده است: «تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً؛ هر صبح و شام منتظر فرج باشید» (نعمانی، 1397: 165). همچنین در دعاهای فراوانی مردم به خواندن دعا و درخواست تعجیل در فرج توصیه نشده‌اند، ازجمله دعایی که از امام موسی بن‌جعفر (علیهماالسلام) در تعقیب نماز عصر نقل‌شده است با این مضمون که:

أنتَ اللهُ لااِلهَ اِلّا أَنتَ. مِنکَ المَشِیَّةُ وَ اِلیکَ البَداءُ... . اَنتَ اللهُ لا اِلهَ اِلّا أَنتَ. تَمحُو ما تَشاءُ و تُثبِتُ وَ عِندَکَ اُمُّ الکِتابِ... اُسأَلُکَ أَن تُصَلِّیَ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ و أن تُعَجِّلَ فَرَجَ المُنتَقِمِ لَکَ مِن اَعدائِکَ؛ تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست. خواستن از تو است و اختیار بداء هم با تو است... . تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست. آنچه را بخواهی از بین می‌بری و [آنچه را بخواهی] به ثبت می‌رسانی و امّ الکتاب نزد تو است... از تو درخواست می‌کنم که بر حضرت محمد9 و اهل‌بیت ایشان درود فرستی و در فرج انتقام گیرنده از دشمنانت، شتاب فرمایی (مجلسی، 1403: 86/81).

4. در روایات متعددی عبارت «ظهور با شمشیر» نقل شده است مانند «یظهر القائم من أهل بیتی بالسیف؛ قائم از اهل بیت من با شمشیر ظهور می‌کند» (مجلسی، 1403: 21/107). این واژه حکایت‌گر این معنا است که ظهور همراه با قیام است و نمی‌توان این دو را از یکدیگر تفکیک کرد.

5. اگر نشانه‌های ذکرشده در روایات، نشانه‌های قیام باشد، باید به یکی از نشانه‌های مهم قیام که همان ظهور است، اشاره می‌شد؛ چراکه باید ظهوری محقق گردد تا نوبت به قیام برسد. درحالی‌که در هیچ روایتی، از ظهور به عنوان یکی از نشانه‌ها نام‌ برده نشده است.

6. روایات فراوانی از تعیین زمان، نهی کرده‌اند و در مقابل به بیان نشانه‌ها پرداخته‌اند تا دل‌های تشنه مشتاقان را تا حدی سیراب کنند. بر این اساس اگر روشن شود که مراد پیشوایان، نهی از تعیین زمان ظهور است، به قرینه مقابله روشن خواهد شد که مراد از نشانه‌ها نیز نشانه‌های ظهور است. با مراجعه به روایات روشن می‌شود که نهی از تعیین زمان ظهور مدنظر بوده است. در روایتی آمده است: «أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَی اللَّهِ وَ کذَبَ الْوَقَّاتُونَ؛ ظهور فرج با خداوند است و وقت‌گذاران دروغ‌گو هستند» (ابن‌بابویه، 1395: 2/ 48).

7. برداشت علما و پژوهشگران مهدوی از این روایات و تبیین آنها از نشانه‌های ظهور، شاهد دیگری بر این مدعی است که تفاوت اندک فاصله بین ظهور تا قیام موجب شده تا برخی اندیشمندان شیعه از علائم ظهور به علائم قیام تعبیر کنند؛ چنان‌که شیخ مفید نشانه‌ها را به ظهور نسبت داده، می‌نویسد: «فانا نقول: ان الاخبار قد جائت عن ائمة الهدی من آباء الامام المنتظر7 بعلامات تدل علیه قبل ظهوره؛ ما می‌گوییم: همانا اخباری از ائمه هدی رسیده است از پدران امام منتظر که بر علامات پیش از ظهور دلالت می‌کند» (مفید، بی‌تا: 121). مقدسی نیز ضمن انتساب نشانه‌ها به ظهور، به پیش از ظهور بودن نیز تأکید کرده است (مقدسی، 1422: 153). همچنین نیلی نجفی عنوان فصل یازدهم کتاب خود را «فی ذکر علامات الظهور» گذاشته است (نیلی نجفی،1360: 174). مرعی بن‌یوسف کرمی نیز در کتاب خود نشانه‌ها را مربوط به ظهور دانسته، می‌نویسد: «الباب الثالث فی علامات الظهور: اعلم ان لظهور المهدی علامات جائت به الاثار و الاحادیث و الاخبار؛ باب سوم، درباره علامات ظهور: بدان ظهور مهدی علاماتی دارد که در آثار و احادیث و اخبار آمده است (کرمی، 1421: 255).

8. مروری اجمالی بر روایاتی که به زمان تحقق نشانه‌ها پرداخته‌اند، نشانگر این معنا است که نشانه‌ها متعلق به ظهور است. این روایات را می‌توان بر دو دسته تقسیم کرد:

8.1. روایاتی که از تحقق چند نشانه قبل از ظهور خبر می‌دهند؛ در روایتی امام صادق7 در پاسخ به شخصی که از زمان خروج حضرت سؤال کرد، فرموده‌اند:

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاک! مَتَی خُرُوجُ الْقَائِمِ7؟ فَقَالَ: یا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّا أَهْلُ بَیتٍ لَا نُوَقِّتُ، وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ7: کذَبَ الْوَقَّاتُونَ. یا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَاتٍ: أُولَاهُنَّ النِّدَاءُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ خُرُوجُ السُّفْیانِی وَ خُرُوجُ الْخُرَاسَانِی وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیةِ وَ خَسْفٌ بِالْبَیدَاءِ؛ ای ابومحمد! ما خاندانی هستیم که وقت تعیین نمی‌کنیم و محمد7 فرمودند: آنان که تعیین وقت می‌کنند دروغ می‌گویند. ای ابومحمد! پیش از این امر پنج نشانه وجود دارد: اول ندایی است در ماه رمضان و بعد خروج سفیانی و خروج خراسانی و کشته شدن نفس زکیه و خسف بیداء (نعمانی، 1397: 301).

به قرینه سخن حضرت مبنی بر اینکه «آنان که تعیین وقت می‌کنند، دروغ می‌گویند»، روشن می‌شود که سؤال راوی از زمان ظهور حضرت بوده است و نه از زمان قیام به‌طوری که حضرت تصریح می‌کند این پنج نشانه قبل از ظهور محقق خواهد شد.

8.2. از بررسی روایاتی که برای برخی نشانه‌ها زمان خاصی را معین کرده‌اند، روشن می‌شود تحقق این نشانه‌ها قبل از ظهور است نه قبل از قیام. در ادامه زمان برخی نشانه‌ها بررسی می‌شود.

بررسی زمان نشانه‌های ظهور

زمان قیام سفیانی و یمانی

درباره زمان قیام سفیانی و یمانی بر اساس تحقیق یکی از محققان حوزه مهدویت، ظهور سفیانی در ماه رجبِ سالِ ظهور محقق می‌شود و یمانی نیز حداقل در بخشی از زمان با قیام سفیانی تلاقی خواهد داشت. پس قیام یمانی هم در همین ایام خواهد بود و با توجه به ظهور حضرت در ماه رمضان، روشن می‌شود قیام سفیانی و یمانی دو ماه قبل از ظهور واقع خواهد شد. در کتاب تأملی در نشانه‌های حتمی ظهور درباره زمان قیام یمانی آمده است:

تعیین زمان دقیق قیام یمانی نیز مانند زمان ظهور و سایر نشانه‌های آن برای ما میسور نیست، لیکن روایات متعددی به پیوستگی جنبش یمانی با قیام سفیانی دلالت دارند... از مجموع این روایات و روایاتی که خواهد آمد، به تلاقی جنبش یمانی و سفیانی، حداقل در بخشی از زمان، می‌توان مطمئن شد و ازآنجاکه بر اساس روایات متعدد و معتبر خروج سفیانی از علائم سالِ ظهور است، قیام یمانی نیز از نشانه‌های نزدیک به ظهور خواهد بود. ازجمله روایات معتبری که بر پیوستگـی قیـام سفیانی با ظهور ـ و درنتیجه پیوستگی قیام یمانی با ظهور ـ دلالت دارند، این روایت از امام باقر7 است: «...فَینزِلُ امیرُ جَیشِ السفیانیِّ البیداءَ فیُنادی منادٍ من السماءِ یا بیداءَ أبیدی القَوم فیخسفُ بهم... و القائمُ یومئذٍ بمکةَ قد أسنَد ظهرَه الی البیتِ الحرامِ مستجیراً به فیُنادی یا ای‌ها الناس... (نعمانی، 1397: 288)؛ امیر سپاه سفیانی در منطقه بیداء فرود می‌آید، پس ندادهنده‌ای از آسمان ندا می‌دهد: ای بیداء این گروه را در خود فرو ببر! پس آنها در زمین فرو می‌روند... قائم7 در آن روز در مکه حضور دارد و درحالی‌که به خانه کعبه پناهنده شده و به آن تکیه کرده است ندا می‌دهد: ای مردم...» (آیتی، 1390: 81).

 چنان‌که پیش از این نیز گفته شد سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش و جنبش خراسانی را دقیقاً در یک سال و یک ماه و یک روز بیان کرده است. بنابراین از مجموع روایات یادشده تلاقی قیام یمانی و سفیانی و نیز هم‌زمانی دقیق آغاز حرکت یمانی و سفیانی و خراسانی اثبات می‌شود. در این صورت قیام یمانی در ماه رجب آغاز خواهد شد، زیرا امام صادق7 در حدیث معتبری فرموده‌اند: «إنّ امرَ السفیانیِّ من الأمرِ المحتومِ و خروجُه فی رجبٍ؛ حرکت سفیانی از نشانه‌های حتمی است و در ماه رجب روی خواهد داد» (ابن‌بابویه، 1395: 650؛ نعمانی، 1397: 267).

زمان خسف

«خسف بیداء» یکی از نشانه‌های ظهور امام مهدی7 است که در بسیاری از روایات از آن سخن گفته ‌شده است. این نشانه از دو واژه «خسف» و «بیداء» تشکیل‌شده است. واژه خسف در لغت به معنای فرورفتن است و واژه بیداء به معنای بیابانی است که در آن چیزی نباشد؛ اما مقصود از این واژه در اینجا و نیز در بیشتر کاربردهای آن در روایات، منطقه‌ای میان مکه و مدینه است (ابن‌اثیر جزری، 1367: 1/171). مقصود از خسف ‌بیداء این است که یکی از لشکرهای سفیانی که قصد کشتن امام مهدی7 را دارد در سرزمین بیداء در زمین فرو می‌رود و از رسیدن به هدف شوم خود ناکام می‌ماند.

یکی از پژوهشگران حوزه مهدویت بعد از بررسی روایات مختلف درباره زمان این نشانه می‌نویسد:

در خصوص زمان تحقق خسف دو دسته روایت وجود دارد که هر کدام مشتمل بر دو روایت معتبر است و تعداد روایات دسته اول شش عدد و بیشتر از دسته دوم است. البته این کثرت به‌اندازه‌ای نیست که باعث ترجیح آن بر دسته دوم روایات شود...، از این‌رو درباره زمان دقیق خسف و نسبت زمانی آن با ظهور امام مهدی7 به صورت قاطعانه نمی‌توان قضاوت کرد (آیتی، 1390: 224).

 به نظر می‌رسد با توجه به اینکه این رویداد برای یکی از لشگریان سفیانی اتفاق می‌افتد، می‌توان زمان تقریبی آن را با توجه به تعیین زمان خروج سفیانی به دست آورد و نیاز به ذکر آن به صورت مستقل در محل بحث نیست، ولی چون در روایات بر آن تأکید شده است، در این قسمت مطرح شد.

زمان صیحه آسمانی

منظور از صیحه آسمانی ظاهراً صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان شنیده می‌شود (فیض کاشانی، 1406: 2/443). در برخی روایات زمان این رویداد شب جمعه بیست‌وسوم ماه رمضان معین‌ شده است (نعمانی، 1397: 254).

نویسنده مقاله «بررسی نشانه‌های ظهور» در این زمینه می‌نویسد: «با توجه به آنکه در روایات دیگری، خبر از ظهور حضرت در عاشورا داده‌ شده است، می‌توان نتیجه گرفت واقع ‌شدن ندای آسمانی در همان رمضان و پیش از محرم است که فاصله آن تا ظهور سه ماه و هفده روز بیشتر نخواهد بود» (اسماعیلی، 1378: 287).

زمان شهادت نفس زکیه

روایت‌های متعددی درباره زمان کشته شدن نفس زکیه نقل شده که برخی بر قبل از ظهور بودن این نشانه تصریح دارد، از جمله شیخ طوسی از یکی از اصحاب امام باقر7 نقل می‌کند: «النفس الزکیة غلام من آل‌محمد7 اسمه محمد بن الحسن یقتل بلاجرم و لاذنب فاذا قتلوه لم یبق لهم فی السماء عاذر و لا فی الارض ناصر فعند ذلک یبعث الله قائم آل‌محمد7...؛ نفس زکیه نوجوانی از خاندان پیامبر9 به نام محمد بن‌حسن است، وی بدون گناه و جرم کشته می‌شود و چون او را کشتند، نه در آسمان عذرخواهی خواهند داشت و نه در زمین یاوری. در این هنگام خداوند قائم آل محمد9 را برخواهد انگیخت...» (طوسی، 1411: 464).

همچنین عمار یاسر در روایتی طولانی درباره نشانه‌های دولت اهل‌بیت7 در آخرالزمان سخن گفته و زمان ظهور امام عصر7 را چنین بیان کرده است:

فعند ذلک تقتل النفس الزکیه و اخوه بمکة ضیعة فینادی مناد من السماء ایها الناس ان امیرکم فلان و ذلک هو المهدی الذی یملاء الارض قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً؛ در این هنگام نفس زکیه و برادرش در مکه کشته می‌شوند، پس منادی از آسمان ندا می‌دهد ای مردم! همانا امیر شما فلانی است؛ او همان مهدی است که زمین را چنان‌که از ظلم و ستم پر شده است، از عدل و قسط پر خواهد کرد (همان).

مطابق این روایت بعد از کشته شدن نفس زکیه صیحه آسمانی اتفاق می‌افتد و چنان‌که گذشت زمان صیحه آسمانی در ماه رمضان است پس کشته شدن نفس زکیه هم در همین زمان واقع خواهد شد و با توجه به اینکه قیام در محرم است، پس این نشانه هم قبل از ظهور خواهد بود.

گرچه این روایت از معصوم نیست و وی این سخنان را به هیچ‌یک از پیشوایان معصوم نسبت نداده است، اما به نظر می‌رسد به دلیل شخصیت ممتاز و ویژه عمار، وی این کلام را از پیشوایان دینی شنیده و نقل کرده است. افزون بر اینکه از آنجا که انگیزه‌ای برای نسبت دادنِ دروغ به عمار یاسر وجود ندارد، می‌توان به صدور آن روایت نیز مطمئن شد یا حداقل آن را مؤیدی بر آنچه گذشت به ‌حساب آورد.

البته برخی محققان قائل به تعدد صیحه هستند، چنان‌که در کتاب روزگار رهایی آمده است: «[بعد از کشته شدن نفس زکیه] وجدان مردم بیدار می‌شود و حضرت مهدی (عج) را جستجو می‌کنند تا با او بیعت کنند... بار دیگر جبرئیل ندا می‌دهد. این ندا و آن ندایی که در ماه رمضان بلند شده بود شک و تردید را از بین می‌برد»(سلیمان، ‌1368: 565). اگرچه با توجه به روایتی که کشته شدن نفس زکیه را پانزده روز قبل از قیام می‌داند، نشانه بودن آن برای ظهور با تردید جدی مواجه می‌شود، اما اینکه این نشانه در کنار سایر نشانه‌های قبل از ظهور مطرح‌ شده است، نشانه ظهور بودن آن را تقویت می‌کند.

جدای از بحث نقلی، با رویکرد عقلی نیز جایگاهی برای نشانه قیام بودن کشته شدن نفس زکیه وجود ندارد؛ چراکه با وجود تحقق سایر نشانه‌ها ازجمله نشانه‌های حتمی، تردیدی باقی نمانده است که این نشانه برای قیام آن حضرت لازم باشد و اگر تردید یا ابهامی هم باشد، باید آن را در نشانه‌های ظهور جستجو کرد.

نتیجه

با توجه به بررسی‌های صورت‌گرفته و شواهد ارائه‌شده، به نظر می‌رسد مراد از واژه «قیام» در مبحث نشانه‌ها، همان «ظهور» باشد و اگر در روایات عبارت «نشانه‌های ظهور» به میان نیامده، به سبب ارتباط و علقه تنگاتنگ و عمیقی است که میان این دو واژه وجود دارد؛ اگرچه این ارتباط به معنای یکسانی و ترادف معنایی این دو واژه نیست. نتیجه بحث را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد:

نشانه‌های ذکرشده در روایات مهدوی، مربوط به ظهور نیست، بلکه مربوط به قیام و خروج است.

میان ظهور و زمان قیام فاصله اندکی وجود دارد.

پس می‌توان نشانه‌های مربوط به قیام را، به ظهور نسبت داد.

در این مقاله برای اثبات این گفتار روایات واردشده در این باره مورد استناد قرار گرفت و نتیجه آن شد که مراد از نشانه‌های قیام در روایات، همان نشانه‌های ظهور است و نباید این دو را تفکیک کرد. در مواردی نیز که به صورت مطلق آمده است باید آن را بر نشانه‌های ظهور حمل کرد. این نتیجه را شواهد متعددی از آموزه‌های مهدوی نیز تأیید می‌کند که به هشت شاهد اشاره شد.

منابع

ابن اثیر جزری، مبارک بن‌محمد (1367). النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، قم: موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.

ابن بابویه، محمد بن‌علی، (1395). کمال الدین و تمام النعمة، تهران: اسلامیه.

ابن طاووس، على بن موسى (1383). الملاحم والفتن، قم: نشر صلوات.

ابن منظور، محمد بن‌مکرم، (1408). لسان العرب، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

اسماعیلی، اسماعیل (1378). چشم به راه مهدی (علیه السلام)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

الاهی‌نژاد، حسین (1391). حج و مهدویت، تهران: نشر مشعر.

آیتی، نصرت‌الله (1390). تأملی در نشانه‌های حتمی ظهور، قم: آینده روشن.

سلیمان، کامل (1386). روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، تهران: آفاق.

سلیمیان، خداداد (1395). «تبارشناسی واژگانی ظهور مهدی در منابع اسلامی»، پژوهش‌های مهدوی، قم، مؤسسه آینده روشن، سال دهم، ش 38.

طبرسی، احمد، (1470). الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد: مرتضی.

طبرسی، فضل بن‌حسن، (1390). إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران: اسلامیه.

طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم‏ (1413). دلائل الإمامة، قم: بعثت‏.

طوسی، محمد بن‌الحسن (1411). الغیبة، کتاب الغیبة للحجة، قم: دار المعارف الإسلامیة.

فراهیدی، خلیل بن‌احمد (1409). کتاب العین، قم: هجرت.

فیض کاشانی، محمدمحسن بن‌شاه مرتضی (1406). الوافی، اصفهان: کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام.

قطب الدین راوندی، سعید بن‌هبة الله (1409). الخرائج و الجرائح، قم: مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

کرمی، مرعی بن‌یوسف (1421). فرائد فوائد الفکر، فی الامام المهدی المنتظر (علیه السلام)، بی‌جا: بی‌نا

کلینی، محمد (1429)‏. الکافی، قم: دارالحدیث.

مجلسی، محمد باقر (1403). بحار الأنوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

مفید، محمد بن محمد. (بی تا). الفصول العشره.قم. کنگره شیخ مفید

مفید، محمد بن محمد.(1413) الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد.قم. کنگره شیخ مفید.

مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن‌یحیی بن‌علی بن‌عبدالعزیز (1422). عقد الدرر فی اخبار المنتظر (علیه السلام)، بی‌جا.

نعمانی، محمد بن‌ابراهیم ابن أبی‌زینب (1397). الغیبة، تهران: نشر صدوق.

نیلی نجفی، علی بن عبدالکریم (1360). منتخب الانوار المضیئة فی ذکر القائم الحجة، قم: مطبعة الخیام.