مطالعه تطبیقی مبارزه امام علی(علیه السلام) با عمرو بن‌عبدود در منابع تاریخی، حدیثی و تفسیری فریقین تا پایانِ قرن هفتم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشکده حج و زیارت

2 دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

چکیده
مبارزه امام علی7 با عمرو در جنگ احزاب، از برهه‌های مهم این جنگ سرنوشت‌ساز و از دلایل شکست مشرکان بود. عالمان به این واقعه توجه داشته و هر کدام با توجه به رویکرد مذهبی خود، به نقل آن پرداخته‌اند. در این مقاله این مبارزه را در منابع سنی و شیعه بررسی کرده، پس از تطبیقِ مستنداتِ روایی – تاریخی این منابع، به این نتیجه رسیدیم که نوعِ نگاهِ عالمان سنی و شیعه، در انعکاسِ اصل این جریان و جزئیات و خصوصیات آن، متفاوت است. عالمان شیعه، این واقعه را به تفصیل بیان کرده‌اند، اما در میان عالمان اهل سنتی که در این مقاله بررسی شدند، واقدی بیشترین جزئیات و طبری و ابن‌اثیر کمترین جزئیات را بیان کرده‌اند. گروهی نیز اصل این جریان را نقل نکرده‌ و گروهی دیگر آن را انکار کرده‌اند. بنابراین، چهار نوع دیدگاه کلی در میان عالمان اهل سنت درباره این رویداد مهم تاریخی، به دست می‌آید: 1. بیان واقعه به همراه جزئیات؛
2. بیان مختصر واقعه؛ 3. بیان نکردن اصل آن؛ 4. انکار اصل واقعه.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Comparative Study of Imam Ali's Battle with 'Amr b. 'Abdewad in Fariqain's Historical, Traditional and Commentary Sources up to the End of Seventh Century

نویسندگان [English]

  • ali ahmadi 1
  • Kavoos Roohi 2
1 پژوهشکده حج و زیارت
2 Assistant professor at Tarbiat Modares University
چکیده [English]

Imam 'Ali's fighting with 'Amr b. 'Abdewad at 'Ahzab was considered as an important point in this decisive battle and one of the reasons for polytheists' defeat. Paying attention to this event, scholars narrated it in different religious approach. In this inquiry, having analyzed the Shi'ite and Sunni sources and then compared traditional-historical documents with the sources, we reached to the conclusion that the approach of Sunni and Shi'ite scholars presenting the main image of the event and its features is different. The Shi'ite scholars narrated this event in detail. Among Sunnis discussed in this article, however, Waqedi narrated the most but Tabari and Ibn Athir the least details of the event otherwise. Some Sunnis also narrated nothing and others denied it. Therefore, there are totally four viewpoints among Sunnis concerning this historical significant event including: recording the event in detail, recording it in brief, not recording it and denying it.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Imam 'Ali
  • 'Amr b. 'Abdewad
  • the Battle of Ahzab
  • the Prophet Muhammad's Military Encounters

عنوان مقاله [العربیة]

دراسة مقارنة حول قتال الإمام علی7 لعمرو بن عبد ودّ فی مصادر التاریخ و الحدیث و التفسیر حتى نهایة القرن السابع الهجری

چکیده [العربیة]

قتال أمیر المؤمنین علی7 لعمرو بن عبد ودّ فی غزوة الأحزاب، کان من أبرز الأحداث فی هذه الغزوة و إحدى أسباب هزیمة المشرکین. وقد اهتمّ العلماء المسلمین بروایة هذه الوقعة التاریخیة وقام کل واحد منهم بروایتها المذهبیة الخاصۀ بهم.
یتناول هذا المقال التحقیق و الدراسة فی هذا قتال فی مصادر أهل السنة و الامامیة، وبعد تطبیق ومقارنة الأسانید الروائیة والتاریخیة لهذه المصادر، یصل إلى اختلاف علماء أهل السنة والشیعة فی کیفیة نقلهم لهذه الوقعة وتفاصیلها. فعلماء الشیعة، فقد رووه بالتفصیل، و أما من بین علماء أهل السنة الذین تناولهم هذا المقال بالدراسة، روى الواقدی الحادث المذکور بأکثر تفاصیله، بینما رواه الطبری و ابن الأثیر باختصار شدید. ومنهم من أهمل هذه الوقعة ولم یروِها، ومنهم من أنکر وقوعها. وعلى ذلک یمکن تفکیک أربع اتجاهات عند علماء أهل السنة فی روایة هذا الحادث التاریخی: الأول: روایة الوقعة بتفاصیلها؛ والثانی: روایتها بالاختصار؛ والثالث: إهمال الوقعة وعدم روایتها؛ والرابع: إنکار وقوعها.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الکلمات المفتاحیة: الإمام علی7
  • عمرو بن عبد ودّ
  • غزوة الأحزاب (الخندق)
  • غزوات النبی9

مقدمه

مورخان، محدثان و مفسران شیعه و سنی مبارزه امام علی7 (م40 ق.) با عمرو بن‌عبدود (م5 ق.)[i] در جنگ خندق را در منابع مختلف تحلیل و بررسی کرده‌اند. مطالعه آرای آنان، به شناختِ رویکردهای گوناگون به اصل و جزئیات این واقعه کمک خواهد کرد. در این مقاله، مبارزه امام علی7 با عمرو را در منابع فریقین تا پایان قرن هفتم، به ترتیب زمان تألیف بررسی کرده‌ایم. بنابراین محدوده پژوهش، منابعی است که تا پایان قرن هفتم هجری نگاشته شده است؛ زیرا منابع پس از قرن هفتم درباره این پژوهش، بیشتر تکرار منابع قبلی است و مطلب جدیدی را بازگو نکرده است. همچنین برای داشتن تحقیقی جامع، منابع گزینش‌شده، با سه رویکرد تاریخی، حدیثی و تفسیری انتخاب شده است.

برای شناخت بیشترِ دیدگاه فریقین درباره این واقعه مهم تاریخی باید به این پرسش پاسخ داده شود که مورخان، محدثان و مفسران سنی و شیعه، اصل این جریان و جزئیات آن را چگونه گزارش کرده‌اند و چه تفاوتی بین دیدگاه‌های آنها وجود دارد.

این پژوهش، با روش کتابخانه‌ای در گردآوری داده‌ها و روش تحلیل محتوایی کمی و کیفی (توصیفی – تطبیقی)، به بررسی دیدگاه‌های مورخان، محدثان و مفسران اهل سنت و شیعه پرداخته است. در این راستا، در بخش «بررسی گزارش‌های مبارزه امام علی7 با عمرو»، با توجه به تاریخی بودن موضوع، ابتدا آثار تاریخی، سپس حدیثی و پس از آن تفسیری سنی و شیعه به ترتیب زمانی، بررسی شده است. این مقاله درصدد بررسی صحت و سقم داده‌های گزارش‌شده نیست؛ بلکه درصدد مقایسه گزارش‌های بیان‌شده در منابع است. بنابراین میزان صحت و سقم داده‌ها بررسی نشده و تنها در برخی موارد، به‌طور اجمالی بررسی شده است.

پیشینه این بحث عبارت است از مقاله‌ای کوتاه با عنوان «مأخذ خدو انداختن خصم بر روی حضرت امیرالمؤمنین علی7 در بیتِ: او خدو انداخت بر روی علی، افتخار هر نبی و هر ولی» نوشته محمود مهدوی دامغانی، که در فصلنامه تخصصی ادبیات فارسی، شماره 1 و 2 چاپ شده و مؤلف به مصدرشناسی بخشی از این واقعه در مثنوی معنوی پرداخته است. نیز محمدحسن فؤادیان مقاله‌ای دیگر با عنوان «از علی آموز اخلاص عمل (مناقب علوی در مثنوی مولوی)» نوشته است  که در فصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره 168 و 169 منتشر شده و به بررسی بازتاب مبارزه امام علی7 و عمرو در مثنوی معنوی پرداخته است. نیز بخشی از مقاله «نقش حضرت علی7 در جنگ‌های پیامبر9 در برابر مشرکان»، نوشته سید قاسم موسوی، چاپ‌شده در سخن تاریخ، شماره 6، در این باره است. هیچ‌کدام از این مقالات، به بیان و بررسی کامل این گزارش در منابع دست اول نپرداخته است. علاوه بر این مقالات، در برخی از کتاب‌هایی که درباره سیره نبوی یا سیره امام علی7 نوشته شده، این مبارزه نیز بیان و تحلیل شده است که از جمله می‌توان به الصحیح من سیرة النبی9تألیف جعفرمرتضی عاملی اشاره کرد. با وجود این تاکنون به‌طور مستقل، مدوّن، منظم و تطبیقی هیچ اثری به مبارزه امام علی7 با عمرو بن‌عبدود در منابع فریقین نپرداخته است. بنابراین شایسته است تا مبارزه امام علی7 با عمرو از دیدگاه فریقین به‌طور مستقل بررسی شود.

جنگ خندق

جنگ خندق (احزاب) یکی از غزوات پیامبر9 در سال پنجم هجری بود و پس از آن اتفاق افتاد که قریش برای از بین بردن اسلام با یهودیان و دیگر قبایل مشرک همدست و با لشکری انبوه، آماده نبرد با مسلمانان شد. هنگامی که خبر این تصمیم به مسلمانان رسید، قبل از آنکه به مدینه برسند، به پیشنهاد سلمان فارسی (م 36 ق.) در اطراف مدینه خندقی کنده شد؛ بنابراین مشرکان نتوانستد از آن عبور کنند و پشت آن اردو زدند (ابن‌سعد، 1410: 2/51). مشرکان ده هزار نفر بودند (همان، 66) که چهار هزار نفر از آنان، به همراه سیصد اسب و هزاروپانصد شتر، از قریش و هم‌پیمانان آنها بودند (واقدی، 1409: 2/443). در بعضی منابع تعداد آنان بیست‌وچهارهزار نفر ذکر شده است؛ این در حالی است که مسلمانان، سه هزار نفر بودند (ابن‌سعد، 1410: 2/66). محاصره مدینه پانزده روز طول کشید (واقدی، 1409: 2/440). در این مدت که به محاصره و تیراندازی گذشت، جز مبارزه امام علی7 با عمرو، جنگی روی نداد (طبری، 1387: 2/572). در این غزوه، شش مسلمان شهید و هفت مشرک کشته شدند (واقدی، 1409: 2/495). آیه ۲۱۴ سوره بقره، آیات ۵۱ـ۵۵ سوره نساء و آیات ۹ـ۲۵ سوره احزاب درباره جنگ خندق نازل شده است (همان، 494-495).

جزئیات واقعه مبارزه امام علی7 با عمرو بن‌عبدود

1. منابع تاریخی اهل سنت

مسلمانان در محاصره قریش بودند و مشرکان که گرفتار سردی هوا و کمبود آذوقه بودند، تصمیم گرفتند به سرکردگی ابوسفیان (م 30 ق.) از خندق عبور کنند. آنان جای کم‌عرضی یافتند، سپس عکرمة‌ بن‌ابی‌جهل (م 15 ق.)، نوفل بن‌عبدالله (م 5 ق.)، عمرو بن‌عبدود و تعدادی دیگر توانستند از خندق عبور کنند و ابوسفیان و دیگران، آن طرف ماندند تا ببیند آنها چه می‌کنند (واقدی، 1409: 2/470، ابن‌هشام، بی‌تا: 2/224). برای جلوگیری از عبور بیشتر آنان، امام علی7 به همراه عده‌ای، جلوی محل عبور را گرفتند (ابن‌هشام، بی‌تا: 2/224). عمرو در حالی که برانگیخته شده بود و در پی خونخواهی[ii] بود، رجز می‌خواند که: «از بس فریادِ [هل من مبارز] زدم، صدایم خشن شد و کسی پاسخ نداد»؛ امام علی7 برخاست و اعلام آمادگی کرد. این اتفاق تا سه بار تکرار شد و کسی جز ایشان، اعلام آمادگی نکرد. بنابراین پیامبر9 شمشیر خود را به علی7 داد و با دست خود عمامه بر سرش پیچید و فرمود: «خداوندا او را یاری کن!».[iii] سپس ایشان در حالی که پیاده و عمرو سواره بود، به او گفت: «تو در جاهلیت می‌گفتی هرکس سه حاجت از من بخواهد، حتما یکی را اجابت می‌کنم». پس از تأیید عمرو، علی7 او را به ایمان به خدای یکتا و رسالت رسول‌الله9 دعوت کرد، ولی او قبول نکرد. خواسته دوم علی7 آن بود که برگردد، ولی عمرو بر مبارزه اصرار کرد. سومین درخواستِ حضرت جنگ بود. عمرو خندید و گفت: «فکر نمی‌کردم هیچ عربی مرا در جنگیدن، به بخل متهم کند» و از حضرت خواست برگردد. همچنین با بیان اینکه «خوش ندارم تو تازه‌جوان را بکشم، پدرت همنشین من بود»، بر اراده خود برای جنگیدن با دو سالخورده قریش، یعنی ابوبکر و عمر، تأکید کرد؛ اما امام علی7 با بیانِ «دوست دارم تو را بکشم»، او را بار دیگر به مبارزه دعوت کرد. عمرو اندوهگین، از اسب فرود آمد و آن را پی کرد.

جابر می‌گوید: «آن دو به یکدیگر نزدیک شدند، غباری برخاست که آن دو را نمی‌دیدیم، پس از آن، تکبیر شنیدیم و دانستیم که علی7 او را کشته است (واقدی، 1409: 2/470-471). در گزارش ابن‌هشام که مختصرتر از واقدی است، به رجز خواندن عمرو، ترسیدن مسلمانان، اعطای شمشیر و عمامه از سوی پیامبر9 به امام علی7، دعای پیامبر9 در حق وی، تازه‌جوان بودن ایشان و تمایل عمرو برای مبارزه با خلیفه اول و دوم اشاره‌ای نشده است (ابن‌هشام، بی‌تا: 2/225). همچنین شعری منسوب به امام علی7 را از ابن‌اسحاق نقل می‌کند که بیانِ فضیلت، شجاعت، جوانمردی و یاری ایشان از دین خدا و رسول خداست؛ ولی در پایان با این بیان که «اکثر اهل علم شک دارند این اشعار برای علی7 باشد»، در انتساب اشعار به ایشان تشکیک می‌کند (ابن‌هشام، بی‌تا: 2/225)؛ ولی ابن‌کثیر آن را نقل می‌کند، بدون آنکه رد کند (ابن‌کثیر، بی‌تا: 4/105). گزارش ابن‌سعد نیز همچون ابن‌هشام، مختصر است، اما برخلاف وی به رجزخوانی عمرو و دریافت شمشیر و عمامه پیامبر9 و دعای پیامبر9 در حق امام تصریح می‌کند، ولی گفت‌وگوی بین امام و عمرو را گزارش نمی‌کند (ابن‌سعد، 1410: 2/52). گزارش طبری و ذهبی هم شبیه ابن‌هشام است (طبری، 1387: 2/574؛ ذهبی، 1407: 2/290).

پس از کشته شدن عمرو، همراهانش فرار کردند اما نوفل بن‌عبدالله کشته شد. درباره اینکه چگونه و چه کسی او را کشت، سه نظریه وجود دارد: در برگشت، اسب وی در خندق افتاد و مسلمانان آن قدر سنگ به او زدند تا کشته شد (واقدی، 1409: 2/471؛ بلاذری، 1417: 1/345)؛ پس از سقوطِ در خندق و سنگ‌باران او توسط مسلمانان، وی از آنان خواست بهتر از این او را بکشند، پس امام علی7 به خندق رفت و او را کشت (طبری، 1387: 2/574)؛ زبیر (م 36 ق.) بر نوفل حمله و با یک ضربه او را دو نیم کرد (واقدی، 1409: 2/472؛ ابن‌سعد، 1410: 2/52). ابن‌کثیر گزارش طبری را غریب می‌داند و قول سوم را از ابن‌اسحاق نقل می‌کند (ابن‌کثیر، بی‌تا: 4/107). بنابراین دیدگاه ابن‌سعد و ابن‌کثیر یکی است. برخی با بیان اینکه: «نوفل می‌خواست از خندق عبور کند، اما سقوط کرد؛ پس خدا او را کشت» (ذهبی، 1407: 2/305)، از گفتن نام قاتل نوفل خودداری می‌کند؛ گویا اطمینان نداشته است زبیر او را کشته باشد و از طرفی با توجه به تعصب مذهبی‌اش، احتمالاً نمی‌خواست نامی از امام علی7 ببرد. همچنین ابن‌اثیر، بدون آنکه نام نوفل را ببرد، از دو مردی یاد می‌کند که همراه عمرو بودند و یکی از آنان را امام علی7 کشته است (ابن‌اثیر، 1415: 2/72).

امام علی7 به جز نوفل، حسل پسر عمرو را نیز به قتل رساند (ابن‌هشام، بی‌تا: 2/253؛ ابن‌کثیر، بی‌تا: 4/116). در دیگر منابع تاریخی، نه اطلاعاتی درباره او هست و نه به کشته شدنش به دست ایشان اشاره شده است. نام او جزء ردشدگان از خندق هم نیست. این گزارش را تنها ابن‌هشام، آن هم از فردی ثقه که نام نمی‌برد و او از ابن‌شهاب زهری نقل کرده است (همان).

2. منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت

عمرو هماورد خواست. امام علی7 غرق در آهن و فولاد، از پیامبر9 اجازه خواست؛ ولی ایشان فرمود: «او عمرو است. بنشین!». دوباره هماورد خواست و آنان را سرزنش کرد که «کجاست آن بهشتی که می‌پندارید کشتگان شما به آن وارد می‌شوند؟ آیا مردی نیست با من پیکار کند؟» امام دوباره اعلام آمادگی کرد، اما پیامبر9 باز هم اجازه نداد. بار سوم ندا داد و دوباره امام علی7 برخاست. پیامبر9 فرمود: «او عمرو است» و این بار در جواب فرمود: «حتی اگر عمرو باشد». پس از اجازه ایشان، به سوی او رفت و به درخواست وی، خودش را معرفی کرد. عمرو از ایشان خواست تا یکی از عموهایش به میدان بیاید که از او بزرگ‌تر باشد؛ چراکه خوش نداشت خون او را بریزد. اما امام علی7 از تصمیم خود بر کشتن او خبر داد. عمرو خشمگینانه حمله‌ور شد و ایشان هم با سپر از خودش دفاع کرد. ضربه عمرو، سپر را درید، شمشیر در آن فرو رفت و به سر ایشان رسید و آن را زخمی کرد. ایشان هم ضربه‌ای به رگ گردن او زد که افتاد و گرد و غبار برخاست. پیامبر9 با شنیدن صدای تکبیر، دانست که عمرو، کشته شده است (بیهقی، 1405: 9/132).

گزارش حسکانی به نقل از حذیفه (م 36 ق.)، با دیگران بسیار متفاوت است. از بیان مشترکات صرف نظر و تنها به بیان تفاوت‌ها بسنده می‌شود:

 

هنگامی که عمرو مبارز طلبید، پیامبر9 از یارانش خواست تا صدای عمرو را خاموش کنند؛ اما هیچ‌کدام غیر از علی7، اعلام آمادگی نکردند. بار دوم هم همین‌گونه بود. بار سوم نه تنها اعلام آمادگی نکردند، بلکه برخی خود را پنهان کردند. هنگامی که امام علی7 خواست به میدان برود، پیامبر9 زره خود را بر تنش پوشاند، عمامه خودش را بر سرش پیچید و ذوالفقار را به او سپرد. امام علی7 پیاده بود، پس از عمرو خواست او هم از اسب پیاده شود. عمرو از اسب پیاده شد و اسب را روانه لشکرش کرد. ابتدا عمرو ضربه زد. ضربه‌اش به قدری محکم بود که پس از دریده شدن سپر، سر را شکافت و خط شمشیرش، بر روی پیشانی ایشان ماند. در همان حال، امام علی7 در حمله غافلگیرکننده‌ای، دو پای او را قطع کرد. امام علی7 فرمود: من نترسیدم و با دعای: «خدایا! به وسیله تو به هدف می‌رسم، حرکت می‌کنم و از کشته شدن جلوگیری می‌کنم»[iv] که پیامبر9 به من یاد داده بود، به سوی او رفتم. عمر اولین کسی بود که خود را به امام علی7 رساند و دید علی7 شمشیر خود را با سپر عمرو، تمیز می‌کند؛ لذا پس از تکبیر، رسول خدا9 را از کشته شدن عمرو، آسوده خاطر کرد (حاکم حسکانی، 1431: 2/8-5).

در برخی دیگر از منابع نیز به این رویداد اشاره شده است. بنابر روایتی، امام علی7 پس از مبارز طلبیدن عمرو و اجابت نکردن دیگران، به پیامبر9 فرمود: «فدایت شوم ای پیامبر خدا! آیا به من اجازه می‌دهید؟»[v] (عسکری، 1408: 1/135) عسکری امام علی7 را اولین شخصی می‌داند که این جمله را به پیامبر9 فرمود.

پس از آنکه خواهر عمرو، خبرِ کشته شدن وی را شنید، اشعاری با این مضمون سرود که «اگر قاتل عمرو غیر از این بود، تا ابد بر او می‌گریستم، اما قاتل عمرو از قدیم، بزرگ شهر خوانده می‌شده است» (حاکم نیشابوری، 1411: 3/ 35).

در قسمت بررسی منابع تاریخی اهل سنت گفتیم درباره اینکه نوفل بن‌عبدالله را چه کسی کشت، سه نظریه وجود دارد: مسلمانان، امام علی7 و زبیر. بیهقی ابتدا قول سوم را از ابن‌اسحاق نقل می‌کند، اما بلافاصله به نقل از ابن‌اسحاق، گزارش می‌کند که علی7 با ضربه‌ای که به ترقوه او زد، او را در خندق کشت (بیهقی، 1405: 3/404).

پیامبر9 در ابتدا، هنگام و پس از این مبارزه، با دعاها و سخنانی، ارزش و اهمیت کار امام علی7 را بیان کرده‌اند که بیانگر علاقه پیامبر9 به ایشان و کار ارزشمند ایشان، در آن روز است؛ هرچند در منابع اهل سنت، بازتاب کم‌رنگی داشته است. در هنگامه نبرد، پیامبر9 دست و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و این دعا را می‌خواند: «خدایا! در روز بدر عبیدة بن‌حرث (2 ق.) و در روز احد حمزة بن‌عبدالمطلب (3 ق.) را از من گرفتی؛ این برادرم علی بن‌ابی‌طالب است؛ پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترینِ وارث‌ها هستی»[vi] (ابن ‌ابی‌الحدید، 1414: 19/61).

 بنابر روایت مرفوع دیگری، هنگامی که امام علی7 به میدان رفت، پیامبر9 فرمود: «همه ایمان در برابر همه کفر قرار گرفت»[vii] (همان). بنابر روایتی دیگر، پیامبر9 فرمود: «مبارزه علی بن‌ابی‌طالب با عمرو بن‌عبدود در روز خندق، از اعمال امتم تا روز قیامت بالاتر است»[viii] (حاکم نیشابوری، 1411: 3/34). دیگران نیز این روایت را با همین مضمون ولی با اندکی اختلاف در الفاظ، نقل می‌کنند (حاکم حسکانی، 1431: 2/9؛ خطیب بغدادی، بی‌تا: 13/18). همچنین ایجی (م756 ق.) و تفتازانی (م791 ق.)، ضمن اعتراف به شجاعت حضرت علی7 در رویارویی با قهرمانان عرب در جنگ‌ها و کشتن بزرگان مشرکان، به نقل از رسول خدا9 می‌نویسند: «ضربه علی از عبادت جن و انس بهتر است»[ix] (ایجی، 1417: 3/628؛ تفتازانی، 1401: 2/301). همچنین بنابر روایتی، رسول الله9 در روز کشته شدن عمرو، فرمود: «هیمنه آنها [مشرکان] رفت و از این به بعد آنان با ما نخواهند جنگید بلکه – به اذن خدا - ما با آنها خواهیم جنگید»[x] (ابن ‌ابی‌الحدید، 1414 19/62). بخاری در دو روایت، شبیه همین را نقل می‌کند؛ بنابر روایت اول، پیامبر9 در روز احزاب گفت: «ما با آنان خواهیم جنگید و آنان با ما نخواهند جنگید»[xi] (بخاری، 1419: ح3883) و در روایت بعدی، هنگامی که احزاب از محاصره دست کشیدند و رفتند، فرمود: «ما با آنان خواهیم جنگید و آنان با ما نخواهند جنگید و ما آنها را تعقیب خواهیم کرد»[xii] (همان، ح3884). بنابراین با توجه به اینکه هر دو روایت از سلیمان بن‌صرد نقل شده و روایت دوم، تبیین روایت اول است، بنابر دیدگاه بخاری، این روایت در پایان جنگ احزاب صادر شده است نه در روز مبارزه امام علی7 با عمرو.

درباره سرنوشت غنایمِ عمرو در گزارشی آمده است که امام علی7 به زره گران‌قیمت عمرو، توجهی نکرد و پس از بازگشت از نبرد و در جوابِ عمر بن‌خطاب (م 23 ق.) که «چرا زرهش را برنداشتی؛ عرب زرهی بهتر از آن ندارد»، فرمود: «او را زدم؛ پس با آن، عورتش را حفظ کرد؛ بنابراین از پسر عمویم خجالت کشیدم که وی را [با گرفتن زرهش] بی‌پوشش کنم» (حاکم نیشابوری، 1411: 3/34). بنابر همین گزارش، شبهه برخی خوارج مبنی بر مشارکت محمّد بن‌مسلمه در قتل عمرو رد می‌شود (همان، 3/36). ابن ‌ابی‌الحدید پس از ذکر این جریان، بین امام علی7 و سعد بن‌ابی‌وقاص مقایسه می‌کند که سعد در جنگ احد، به دلیل از دست دادن زره دشمن اندوهگین شد، اما امام چشم‌پوشی کرد (ابن ‌ابی‌الحدید، 1414: 14/237).

در اینکه آیا قتل عمرو یکی از دلایل شکست احزاب بود یا خیر، بین منابع اختلاف است. عده‌ای بر این نکته، تصریح می‌کنند که قتل عمرو باعث شکست احزاب شد. ابن‌عباس معتقد بود تفسیر آیة «خداوند مؤمنان را از قتال و جنگ، بی‌نیاز کرد»[xiii] (احزاب: 25)، آن است که «خداوند مؤمنان را با کشته شدن عمرو به دست امام علی7، از قتال و جنگ بی‌نیاز کرد» (حاکم حسکانی، 1431: 2/5). ابن‌مسعود نیز بدون آنکه از جنگ خندق نام ببرد، آیة «خداوند مؤمنان را به وسیله امام علی7، از قتال و جنگ، بی‌نیاز کرد»[xiv] را می‌خواند (همان، 4).

3. منابع تاریخی شیعه

در منابع شیعه نیز مانند منابع اهل سنت به مبارزه امام علی7 با عمرو تصریح شده است؛ با این تفاوت که پیامبر9 به امام علی7 و همراهان فرمود: «اگر کسی با شما جنگید، او را بکشید». سپس ایشان تنگه را از مشرکان گرفت و به نگهبانان مسلمان سپرد (ابن‌حیون، 1409: 1/294). این گزارش کامل‌تر است، زیرا بلافاصله عمرو مبارز طلبید و امام اعلام آمادگی کرد؛ پس معلوم می‌شود تنگه را به همراهان سپرده و خود برگشته است.

شیخ مفید گزارش مبارزه امام علی7 با عمرو را از واقدی نقل می‌کند؛ گزارش واقدی را در سطور پیشین روایت کردیم، بنابراین در اینجا تنها به بیانِ تفاوت‌های روایت وی با روایت المغازی واقدی، بسنده می‌کنیم؛ فقط امام علی7 اعلام آمادگی می‌کرد و پیامبر9 به انتظارِ دیگری، به او اجازه نمی‌داد. عمرو در جواب اعلام آمادگی امام علی7 برای مبارزه گفت: «من خوش ندارم مرد بزرگواری چون تو را بکشم، در حالی که پدرت مونس من بود». جابر ماجرای کشته شدن عمرو به دست امام علی7 را مانند داستانِ داوود و جالوت می‌داند: «پس به خواست خدا شکستشان دادند و داود جالوت را کشت»[xv] (مفید، 1413: 1/102). همچنین شیخ مفید به اشعار خواهر عمرو که به بزرگی مقام امام علی7 اشاره دارد، تصریح می‌کند (مفید، 1413: 1/108).

امام علی7 در کشتن عمرو تعلل کرد. عده‌ای بر ایشان خرده گرفتند و حذیفه دفاع کرد. پیامبر9 از حذیفه خواست سکوت کند تا هنگامی که امام علی7 برگردد و توضیح دهد. پس از آنکه امام علی7 نزد پیامبر9 آمد، دلیل آن را پرسید، حضرت فرمود: «به مادرم دشنام داد و به صورتم آب دهان انداخت. پس ترسیدم مبادا با انگیزه نفسانی او را بکشم؛ بنابراین او را رها کردم تا خشمم فرو نشست. سپس به خاطر خدا او را کشتم» (ابن شهرآشوب، 1379: 2/115).

درباره سرنوشت همراهان عمرو، در منابع شیعه نیز اختلافی که در منابع سنی گذشت، به چشم می‌خورد. بنابر نقل یعقوبی و مفید، «امام علی7 کشنده نوفل است» (یعقوبی، 1414: 1/123؛ مفید، 1413: 1/103). ولی بنابر نقل طبرسی، «پس از آنکه نوفل مبارز طلبید، زبیر به خندق رفت و او را کشت». اما ابن‌اسحاق نقل می‌کند که امام علی7 با ضربتی که به ترقوه‌اش زد، او را کشت (طبرسی، 1372: 8/115).

درباره اینکه کشته شدن عمرو پایان جنگ خندق بود، اقوال اهل سنت را نقل کردیم که اصرار دارند بر اینکه پایان جنگ نبود؛ اما در مقابل، بنابر روایتی از جابر که در منابع شیعه آمده است، کشته شدن عمرو به دست امام علی7، مانند کشته شدن جالوت به دست داوود دانسته شده است که بنابر سخن خداوند، منجر به هزیمت دشمنان آنان شد: «پس به اذن خدا گریختند و داود، جالوت را کشت»[xvi] (مفید، 1413: 1/102). همچنین بنابر گزارشی، پس از کشته شدن عمرو، تفرقه بین مشرکان افتاد و آنان خائف و مرعوب شدند (کراجکی، 1410: 1/299). نیز در جنگ بنی‌قریظه که بلافاصله پس از خندق اتفاق افتاد، هنگامی که امام علی7 به دیوارهای قلعه بنی‌قریظه رسید و شنید که یهودیان از بالای قلعه به همدیگر می‌گویند قاتل عمرو آمد، فرمود: «خدا را سپاس که اسلام را ظاهر و شرک را نابود کرد»[xvii] (مفید، 1413: 1/110) که این روایت بیانگر نقش ایشان در شکست احزاب است.

4. منابع حدیثی و تفسیری شیعه

پیامبر9 یارانش را در حال آماده‌باش قرار داد و همه پشت سر پیامبر9 موضع گرفتند. فردی از سپاه اسلام با بیان اینکه «این شیطان [عمرو] هیچ‌کدام از ما را زنده نمی‌گذارد»، پیشنهاد کرد پیامبر9 را در اختیارش بگذارند تا او را بکشد و آنان هم به قومشان ملحق شوند که با نزول آیات 18 و 19 سوره احزاب، پیامبر9 به این توطئه آگاه شد (قمی، 1363: 2/183). در حالی که سلیم بن‌قیس، گوینده این سخن را خلیفه دوم دانسته (هلالی، 1405: 2/701)، قمی وی را عبدالرحمن بن‌عوف معرفی می‌کند (قمی، 1363: 2/188).

بنابر گزارش سلیم، عمرو در روز جنگ خندق، خلیفه دوم را با نامش صدا زد، اما او رو برگرداند و به یارانش پناه برد؛ به‌گونه‌ای که پیامبر9 از ترسی که بر او عارض شد، تبسّم کرد و از امام علی7 خواست به نبرد او برود (هلالی، 1405: 2/700). قمی هم اضافاتی را نقل می‌کند از جمله آنکه خون‌های زخم سر ایشان از شمشیرش می‌چکید و در حالی که سر عمرو در دستش بود، می‌گفت: «من علی پسر عبدالمطلب‌ام، مرگ برای جوانمرد بهتر از فرار است»[xviii] (قمی، 1363: 2/184-185). گزارش کراجکی هم اضافه‌هایی دارد از جمله:

پیامبر9 به یارانش فرمود: «چه کسی از شما به جنگ او می‌رود تا بهشت را از سوی خدا برایش تضمین کنم؟». احدی از آنان به سبب ترس از هیبت و عظمت عمرو پاسخ نداد؛ ولی علی7 سه مرتبه بلند شد. امام علی7 در حالی که سر عمرو را به دست داشت، با حالت فخر به سمت رسول‌الله9 می‌آمد. خلیفه دوم گفت: «یا رسول‌الله مگر نمی‌بینی که علی چه مغرور راه می‌رود؟» پیامبر9 در جواب او فرمود: « خداوند این گام برداشتن را در این مقام دوست دارد»؛[xix] سپس به سمت امیرالمؤمنین7 رفت، او را ملاقات کرد و غبار از چشمانش زدود؛ پس از قتل عمرو، در ندایی آسمانی، امام علی7 توصیف شد (کراجکی، 1410: 1/298).

بنابر روایتی دیگر که امام علی7 راوی آن است، با تأکید بر شجاعت عمرو و رجزخوانی او، نقل شده است:

احدی برای جنگ با او به پا نمی‌خاست و هیچ‌کس را طمع هماوردی او نبود. پس از آنکه آماده نبرد شد، زنان مدینه از ترس عمرو و ترحم به من، گریان و نالان نزد رسول خدا9 شتافتند. خداوند او را به دست من کشت؛ در حالی که عرب جز وی سواری برای خود نمی‌شناخت (ابن‌حیون، 1409: 1/281).

طبرسی جزئیات بیشتری را مطرح کرده است:

به نقل از حذیفه، پیامبر9 زره خود [ذات الفضول] را بر او پوشاند، شمشیرش [ذوالفقار] را به او داد و عمامه‌اش [سحاب] را نه دور، دور سرش پیچید. به نقل از ابن‌اسحاق، هنگامی که امام علی7 برای مبارزه به سوی عمرو می‌رفت، رجز می‌خواند که «عجله مکن! پاسخگوی فریادت مردی است که هرگز زبون نمی‌شود...». به نقل از حذیفه، امام علی7 پاهای عمرو را قطع کرد و او به پشت به زمین افتاد و اولین کسی که به سوی گرد و غبار دوید، خلیفه دوم بود که خبر کشته شدن عمرو را به پیامبر9 گفت. امام علی7 سر از بدن عمرو جدا کرد و نزد رسول خدا9 آورد، در حالی که رویش از شکرانه این موفقیت چون ماه می‌درخشید. خلیفه اول و دوم برخاستند و سر ایشان را بوسیدند (طبرسی، 1372: 8/538).

هنگامی که امام علی7، تکبیرگویان روی سینه عمرو نشست و خواست گردنش را بزند، عمرو از اوخواست که لباسش را درنیاورد؛ علی7 گفت: زدن گردن برایم راحت‌تر است تا درآوردن زرهت؛ پس گردنش را زد (کراجکی، 1410: 1/297).

سخنان و دعاهای پیامبر9 هنگام مبارزه، در منابع شیعه نیز منعکس شده است. هنگامی که امام علی7 خواست به میدان برود، پیامبر9 برای سلامتی او دعا فرمود: «خدایا او (علی7) را از روبه‌رو، پشت سر، راست، چپ، بالاسر و از زیر پا حفظ کن»[xx] (قمی، 1363: 2/183؛ کلینی، 1429: 15/634). همچنین پیامبر9 فرمود: «خدایا! در روز بدر عبیده و در روز احد حمزه را از من گرفتی و این برادرم علی بن‌ابی‌طالب است؛ پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو بهترین وارث‌ها هستی»[xxi] (کراجکی، 1410: 1/297). بنابر روایت بدون سند دیگر، هنگامی که امام علی7 به میدان رفت، پیامبر9 فرمود: «همه ایمان در برابر همه کفر قرار گرفته است»[xxii] (کراجکی، 1410: 1/297؛ ابن‌طاووس، 1399: 35). این روایت با همین مضمون ولی با الفاظ متفاوت نیز نقل شده است: «خرج الإیمان سائره إلی الکفر سائره» (طبرسی، 1417: 1/381). همچنین پیامبر9 پس از پایان مبارزه فرمود: «بشارت بدهم ای علی! اگر عمل امروز تو را با عمل همه امت محمد مقایسه کنند، عمل تو بر عمل آنان برتری دارد»[xxiii] (کراجکی، 1410: 1/298؛ طبرسی، 1372: 8/538)؛ زیرا هیچ خانه‌ای از مشرکان نبود، مگر آنکه با کشته شدن عمرو، ذلت وارد آن شد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان نبود  مگر آنکه با کشته شدن عمرو، عزت وارد آن شد (همان). نیز به نقل از رسول خدا9 آمده است: «ضربه علی، بهتر از عبادت جن و انس است»[xxiv] (ابن‌طاووس، 1399: 60).

بررسی گزارش‌های جزئیات واقعه

پس از بیان گزارش‌های منابع فریقین تا قرن هفتم درباره مبارزه امام علی7 با عمرو بن‌عبدود، در ادامه جزئیات آن واقعه را بیشتر بررسی می‌کنیم.

1. مبارزه امام علی7 با عمرو

منابع اهل سنت عمرو را نود ساله دانسته‌‌اند. برخی معتقدند شاید زیاد نشان دادن سن عمرو، برای کم‌رنگ کردنِ ارزش مبارزه امام علی7 با اوست؛ در حالی که گزارش ترس مسلمانان از عمرو و تعریف پیامبر9 از امام علی7 پس از این مبارزه، خلاف این ادعا (زیاد بودن سن عمرو) است (عاملی، 1428: 11/115). این قول درخور تأمل است؛ زیرا اولاً هیچ کدام از منابع سنی و شیعه، سن عمرو را کمتر از نود سال ذکر نکرده‌اند؛ ثانیاً برخی منابع که سن او را نود سال ذکر کرده‌اند، ترس مسلمانان را نیز گزارش کرده‌اند؛ بنابراین در گزارش سن عمرو، عمدی در کار نبوده و با وجود سن بالای او، مبارزه با وی به قدری مهم بوده که کمتر کسی جرئت رویارویی با او را داشته است.

 

بنابر گزارش واقدی امام علی7 27 یا 28 ساله بوده است. عمرو نیز ایشان را تازه‌جوان خطاب کرده و از او خواسته است که برگردد. ابن ابی‌الحدید از استادش نقل می‌کند که عمرو به علی7 فرمان بازگشت نداد تا علی7 زنده بماند، بلکه از حیله و ترسش بود؛ زیرا از کشته‌شدگانِ به دست او در بدر و احد خبر داشت و می‌دانست در نبرد با علی7 کشته خواهد شد، ولی شرم کرد سستی خود را بنمایاند؛ پس چنین وانمود کرد، حال آنکه دروغ می‌گفت (ابن ابی‌الحدید، 1414: 19/64). البته بر این تحلیل، قرینه‌ای ارائه نشده است.

ترس مسلمانان از مبارزه با عمرو که قمی آن را به تفصیل گزارش کرده بود، در منابع دیگر نیز نقل شده است (واقدی، 1409: 2/470). هرچند برخی در صحت گزارش قمی که با تفصیل بیشتری آمده و نام صحابه‌ای که ترسیده‌اند ذکر شده است، تردید کرده‌اند (عاملی، 1428: 11/118) که شاید دلیل آن، منبع قمی است که چنان‌که گذشت، کتاب سلیم بن‌قیس بود. البته دیگر منابع سنی به جز حسکانی و ابن ابی‌الحدید از ذکر گزارش ترس صحابه از رویارویی با عمرو خودداری کرده‌اند.

پس از بررسی جزئیات مبارزه در منابع تاریخی اهل سنت، معلوم شد گزارش ابن‌سعد نه شبیه واقدی است و نه شبیه ابن‌هشام؛ زیرا اولاً همچون واقدی مفصل نیست، ثانیاً گفت‌وگوی امام و عمرو را نیاورده، اما رجزخوانی عمرو و دریافت شمشیر و عمامه را آورده است.

در منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت نیز بیهقی به نقل از ابن‌اسحاق گزارش می‌دهد؛ اما گزارشِ ابن‌هشام که او هم از ابن‌اسحاق نقل کرده بود، با جزئیات بیشتری بیان شده است؛ هرچند همچون ابن‌هشام، به رجز خواندنِ عمرو، ترسیدن مسلمانان، اعطای شمشیر و عمامه از سوی پیامبر9 و دعای پیامبر9 در حق ایشان اشاره‌ای نشده است. وی جزئیات تازه‌ای همچون زخمی شدن آن حضرت در هنگامه مبارزه را نقل کرده که در منابع دیگر نیز آمده است. بنابر نقلی، عمرو ضربه‌ای کاری فرود آورد که هرچند منجر به قتل حضرت نشد، اما بعدها ابن‌ملجم (م 40 ق.) بر همان جایی که عمرو ضربه زده بود، ضربه‌ای دیگر زد و زهر کارگر افتاد (مقدسی، بی‌تا: 1/327). هرچند بلاذری با بیانِ اینکه «گفته شده علی7 از ناحیه سر زخمی شد و نیز گفته شده است، هرگز زخمی نشد» (بلاذری، 1417: 1/345)، خواننده را درباره زخمی نشدن حضرت دچار تردید می‌کند؛ لکن منابع بیشتری به زخمی شدن حضرت تصریح یا اشاره کرده‌اند و با توجه به قوی بودن عمرو، بعید نیست که حضرت در مواجهه با او زخمی شده باشد. بنابراین در منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت، نقلِ حسکانی در بیان جزئیات، قابل مقایسه با دیگران نیست؛ وی فضیلت‌های بیشتری برای امام علی7 نقل کرده و به ترسیدن صحابه از رویارویی با عمرو تصریح کرده است؛ هر چند ملحق شدن عمر به امام علی7 در زمانی که هنوز عمرو به دست ایشان کشته نشده بود، خلاف گزارش از ترس صحابه است.

گزارش اهانت عمرو به امام علی7 تنها در مناقب ابن شهرآشوب آمده و هیچ منبع دیگری اشاره‌ای نکرده است که گزارش را با ضعف مواجه می‌سازد. از طرفی مولوی (م 672 ق.) همین جریان را به شعر درآورده است (مولوی، 1374: 166). معلوم نیست آیا منبع مولوی، مناقب ابن شهرآشوب بوده است یا منبع دیگری از اهل سنت هم این واقعه را ذکر کرده و او از آن بهره برده است.

از مجموع گزارش‌ها این‌گونه به دست می‌آید که در بین منابع تاریخی، حدیثی و تفسیری اهل سنت، ابن ابی‌الحدید و حسکانی این جریان را به همراه جزئیات کامل بیان کرده‌اند. به گونه‌ای که حتی برخی از منابع شیعه همچون شیخ مفید، این‌گونه با جزئیات بیان نکرده‌اند. همچنین در بین مورخان اهل سنت، واقدی تنها کسی است که کامل‌تر از دیگر مورخان بیان کرده است؛ به گونه‌ای که مفید نیز گزارش واقدی را بازگو می‌کند. مورخان دست اول اهل سنت، جز واقدی، به انعکاسِ حداقلی این مبارزه بسنده کرده‌اند. در بین عالمان شیعه نیز ابن شهرآشوب و طبرسی، دو منبعی هستند که این جریان را به همراه جزئیات کامل بیان کرده‌اند که بخشی از آن بر اساس منابع پیشین است و برخی دیگر، به‌گونه مرسل نقل شده است؛ مانند بریدنِ سر عمرو به دست امام علی7 و آب دهان انداختن عمرو بر روی امام علی7 که به صورت مرسل نقل شده است.

2. سخنان و دعاهای پیامبر9

گفته شد که بنابر برخی منابع، پیامبر7 در هنگام مبارزه دعا کرد: «خدایا! او را یاری کن»؛ اما برخی این دعا را در حق محمد بن‌مسلمه دانسته‌اند، هنگامی که خواست در جنگ خیبر به مبارزه با مرحب برود (ابن‌هشام،‌ بی‌تا: 2/334؛ طبری، 1387: 3/10؛ بیهقی، 1405: 4/215). منابعی که این دعا را درباره امام علی7 دانسته‌اند، روایت دوم را نقل نکرده‌اند و منابعی که این دعا را برای محمد بن‌مسلمه دانسته‌اند، آن را در روز خندق و در وصف امام علی7 نقل نکرده‌اند. حدیثِ «مبارزه علی بن‌ابی‌طالب با عمرو بن‌عبدود در روز خندق، از اعمال امتم تا روز قیامت، بالاتر است»،[xxv] با واکنش تند ذهبی مواجه شده و ذیل این حدیث با عبارت «خدا رافضی را قبیح گرداند که افترا زده»[xxvi] (حاکم نیشابوری، 1411: 3/34؛ ابن‌ملقن، 1411: 2/1115) بر دروغ بودن آن کنایه زده است. ابن‌تیمیه نیز این روایت را دروغ می‌داند (ابن‌تیمیه، 1406: 5/42)؛ هرچند هیچ­کدام، دلیلی ارائه نکرده‌اند. در مقابل، ابوالهذیل استاد ابن ابی‌الحدید در جواب سؤال شاگردش که «منزلت علی7 نزد خدا بالاتر است یا ابوبکر؟» به خدا سوگند یاد کرد که «مبارزه علی7 با عمرو در روز خندق، معادل تمام اعمال و طاعات مهاجران و انصار است، چه رسد به فلان شخص» (ابن ابی‌الحدید، 1414: 19/62). ابن‌تیمیه (م 728 ق.) حدیث «لضربة علی خیر من عبادة الثقلین» را رد می‌کند و ضمن آن، اصل واقعه را نیز زیر سؤال می‌برد. خلاصة سخنان او عبارت است از: 1. این حدیث بی‌سند و دروغ است؛ 2. این حادثه مثل برخی دیگر از وقایع خندق، دروغ است؛ 3. کشته شدنِ عمرو، باعث هزیمت مشرکان نشد؛ بلکه آنان پس از وزش باد شدید و نزول ملائکه، از محاصره مدینه دست کشیدند؛ 4. چگونه قتل کافری، افضل از عبادت جن و انس است، در حالی که بزرگان قریش همچون ابوجهل و عقبه و شبیه در بدر کشته شدند، ولی پیامبر9 چنین چیزی نگفت؛ 5. ذکری از عمرو بن‌عبدود در جنگ بدر و احد و غیر آن نیست و او تنها با قصه خندق، مشهور شده است؛ 6. این داستان در صحاح سته و مثل آن نیامده است؛ در حالی که مبارزه حمزه و عبیده و علی7 همراه عتبه و شیبه و ولید در این کتاب‌ها آمده است؛ 7. سپاه دشمن پس از این حادثه، متفرق نشدند و همچنان مسلمانان در محاصره بودند؛ بنابراین چگونه این قتل، برتر از عبادت ثقلین است؟ (ابن‌تیمیه، 1406: 8/109-107)

برخی دیگر نیز این جریان را رد کرده یا نقل نکرده‌اند. حضرمی که چند کرامت از پیامبر9 را در خندق می‌نویسد (حضرمی، 1998: 307)، هیچ اشاره‌ای به این مبارزه نمی‌کند. اصل این جریان و مشهور بودن عمرو در جنگ‌های قبل از خندق، در بخش‌های گذشته اثبات شد. بنابراین سخنان و دعاهای پیامبر9 در این مبارزه نیز در منابع اهل سنت، بازتاب کمی داشته و در صحاح سته اصلاً نیامده است. در منابع تاریخی، کوتاه‌ترین دعای پیامبر9 در حق امام علی7 آمده است که فرمود: «خداوندا او را یاری کن». سخن پیامبر9 مبنی بر «افضل بودن مبارزه امام علی7 بر اعمال امت اسلام تا روز قیامت»، در سه منبع اهل سنت، حاکم نیشابوری، حسکانی و بغدادی منعکس شده که با واکنش تند ذهبی و ابن‌تیمیه مواجه شده است. سخن دیگر پیامبر9 که فرمود: «ضربت علی، برتر از عبادت جن و انس است»، تنها در دو منبع قرن هشتمی ِ کلامی اهل سنت (ایجی و تفتازانی) مطرح شده که آن هم با واکنش تند ابن‌تیمیه مواجه شده است. بیان دیگر پیامبر9 که پس از این ما جنگ خواهیم کرد و آنان با ما نخواهند جنگید، تنها در شرح نهج‌البلاغه منعکس شده و در منابع معتبر اهل سنت همین روایت، در پایان جنگ احزاب دانسته شده است. برخلاف منابع اهل سنت، این دعاها و سخنان در منابع شیعه بازتاب خوبی داشته است.

3. اشعار خواهر عمرو

ابن‌جوزی این اشعار را از آنِ مادر عمرو می‌داند (ابن‌جوزی، 1412: 5/70) که گویا اشتباه کرده است؛ زیرا در دیگر منابع، به خواهر عمرو نسبت داده شده است و ابن‌جوزی نیز بدون سند و به نقل از علمای سیره روایت می‌کند.

4. قتل نوفل

گفتیم که در بین مورخان اهل سنت، تنها طبری بر کشته شدن نوفل به دست امام علی7 تصریح می‌کند و دیگران یا نقل نمی‌کنند چه کسی قاتل نوفل است یا زبیر را معرفی می‌کنند یا احتمال می‌دهند امام علی7 نوفل را کشته باشد. برخی با بیان اینکه احتمالاً علی7 و زبیر با هم او را کشته‌اند (مدخلی، 1424: 236)، خواسته‌اند بین این دو قول جمع کنند، در حالی که پذیرفته نیست؛ زیرا در یکی، زبیر در نبردی تن به تن او را کشته و در دیگری، نوفل پس از سقوط در خندق، به دست امام علی7 یا زبیر به قتل رسیده است. بنابر دیدگاه برخی دیگر، عده‌ای خواسته‌اند فضیلت امام علی7 را به دیگری نسبت دهند (عاملی، 1428: 11/164). بنابراین ممکن است گفته شود که برخی نیز توهم توطئه دارند؛ هرچند اگر کشته شدن نوفل به دست زبیر هم اثبات شود، از اهمیت کار امام علی7 کاسته نمی‌شود.

5. پایان جنگ احزاب

در اینکه کشته شدن عمرو بن‌عبدود پایان جنگ احزاب است یا خیر، بین علمای شیعه و سنی اختلاف است. گذشت که بنابر گزارش‌های عالمان شیعه، همین‌گونه است و کشته شدن عمرو، تاثیر بسزایی در پایان جنگ احزاب داشته است. در مقابل، تلاش اکثر قریب به اتفاق مورخان و محدثان اهل سنت بر آن است که این مبارزه را به عنوان یکی از دلایل شکست احزاب به حساب نیاورند و دلایل دیگر از جمله سرما و وزش شدید توفان (ابن‌سعد، 1410: 2/52؛ بخاری، 1419: ح3884؛ ابن‌تیمیه، 1406: 8/109) را پررنگ کنند. بنابراین در اینکه قتل عمرو، یکی از دلایل شکست احزاب بود یا خیر نیز دو نوع نگاه وجود دارد: حسکانی، ابن ابی‌الحدید و عالمان شیعه بر این نکته تصریح می‌کنند که قتل عمرو یکی از دلایل مهم شکست احزاب بود. در مقابل، اکثر منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت، وزش باد و سرمای شدید را دلیل اصلی هزیمت مشرکان می‌دانند.


جدول انعکاسِ مبارزه امام علی7 با عمرو، بنابر منابع سنی و شیعه تا قرن هفتم

شهر آشوب (م558)

طبرسی (م548)

کراجکی (م449)

مفید (م413)

نعمان مغربی (م363)

قمی (قرن 3)

ابن ابی‌الحدید (656)

ابن‌اثیر (م630)

حسکانی (م490)

بیهقی (م458)

حاکم نیشابوری (403) (403)

طبری (م310)

ابن‌سعد (م230)

ابن‌هشام (م218)

واقدی (م207)

 

ریز موضوعات

ردیف

+

+

+

+

+

+

+

-

+

+

+

-

+

+

+

مبارز طلبیدن عمرو

1

+

-

+

-

-

+

-

-

+

-

-

-

-

-

-

درخواست پیامبر9 از صحابه برای رویارویی با عمرو

2

+

+

+

+

+

+

+

-

+

_

_

-

_

-

_

ترس صحابه از رویارویی با عمرو

3

+

+

+

+

+

+

+

-

+

+

_

-

_

-

+

اجابت نکردن هیچ‌کس جز امام علی7

4

+

+

+

+

-

-

+

-

+

+

-

-

-

-

+

اعلان آمادگی امام تا سه بار یا بیشتر

5

-

+

-

-

-

-

-

-

+

-

-

-

-

-

-

پوشاندن زره بر تن امام علی7 توسط پیامبر9

6

+

+

+

+

+

+

+

-

+

-

-

-

+

-

+

اعطای شمشیر و بستن عمامه توسط پیامبر9

7

+

+

-

+

-

-

+

-

-

-

-

-

+

-

+

دعای پیامبر9: «خدایا او را یاری کن»

8

-

-

-

-

+

+

-

-

+

-

-

-

-

-

-

دعای پیامبر9: «اللَّهُمَ احْفَظْهُ مِنْ بَینِ یدَیهِ...»

9

-

-

+

-

-

-

+

-

+

-

-

-

-

-

-

دعای پیامبر9: «اللهم إنک أخذت منی عبیدة...»

10

+

+

-

+

+

+

+

+

+

+

+

+

-

+

+

گفتگوی امام و عمرو (قبول اسلام، برگشتن، جنگیدن)

11

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

+

اظهار تمایل عمرو برای مبارزه با ابوبکر و عمر

12

-

-

-

-

-

-

-

-

-

+

+

-

-

-

-

اظهار تمایل عمرو برای مبارزه با یکی از عموهای حضرت

13

+

-

-

-

+

+

-

-

+

+

+

-

-

-

-

زخمی شدن امام علی7 از ناحیه سر

14

+

+

-

-

-

+

-

-

+

+

+

-

-

-

-

قطع شدن پاهای عمرو به دست امام علی7

15

-

-

-

-

-

-

-

-

+

-

-

-

-

-

-

مبارزه امام علی7 با خواندن دعای تعلیمی پیامبر9

16

+

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

اهانت عمرو (انداختن آب دهان و سبّ مادر ایشان)

17

-

-

+

+

-

-

-

-

+

+

+

-

-

-

-

بی‌اعتنایی امام علی7 به غنایم عمرو

18

+

+

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

آگاهی مسلمانان از کشته شدن عمرو توسط جابر

19

-

+

-

-

-

-

-

-

+

-

-

-

-

-

-

آگاهی مسلمانان از کشته شدن عمرو توسط عمر

20

+

-

+

-

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

-

بریدن سر عمرو توسط امام علی7 و آوردن آن نزد پبامبر9

21

+

+

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

بوسیدن سر امام علی7 توسط ابوبکر یا عمر یا هر دو

22

+

+

+

-

-

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

سخن پیامبر9: «برز الإیمان کلّه إلی الشرک کلّه» یا شبیه آن

23

+

+

+

-

-

-

-

-

+

-

+

-

-

-

-

سخن پیامبر9 مبنی بر برتری مبارزه امام علی7 بر اعمال امت اسلام

24

-

+

-

+

-

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

سخن پیامبر9: «و لایغزوننا بعد الیوم و نحن نغزوهم»

25

-

-

+

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

مدح امام علی7 در ندایی آسمانی

26

+

+

+

+

+

-

-

-

+

-

-

-

-

-

-

کشته شدن عمرو؛ یکی از دلایل شکست احزاب

27

 

 

نتیجه

نتیجه این پژوهش که به مطالعه تطبیقی مبارزه امام علی7 با عمرو بن‌عبدود در منابع تاریخی، حدیثی و تفسیری فریقین تا پایان قرن هفتم پرداخت، این است که این رخداد همراه با جزئیات، ابتدا بین مورخان و محدثان شیعه، سپس محدثان اهل سنت و در آخرین مرحله، بین مورخان اهل سنت بازتاب داشته است. در بین مورخان اهل سنت، واقدی 7 مورد، ابن‌هشام 2، ابن‌سعد 3، طبری 1 و ابن‌اثیر 1 مورد گزارش کرده‌اند که بنابراین واقدی بیشترین جزئیات و طبری و ابن‌اثیر کمترین جزئیات را بیان کرده‌اند. در بین مورخان شیعه نیز نعمان مغربی 8 مورد، شیخ مفید 13، طبرسی 16 و ابن شهرآشوب 17 مورد را گزارش کرده‌اند که بنابراین نعمان مغربی کمترین و ابن شهرآشوب بیشترین جزئیات را از این واقعه تاریخی نقل کرده‌اند. این آمار از بین دیدگاه‌های عالمانی از اهل سنت به دست آمد که این جریان را نقل کرده‌اند. اما گروهی اصل این جریان را نقل نکرده‌اند و گروهی دیگر، آن را انکار کرده‌اند که جزء جامعه آماری نبودند. بنابراین، چهار نوع دیدگاه کلی در میان عالمان اهل سنت درباره این رویداد مهم تاریخی به دست می‌آید: 1. بیان واقعه به همراه جزئیات؛ 2. بیان مختصر واقعه؛ 3. بیان نکردن اصل آن؛ 4. انکار اصل واقعه.

پی­نوشت­ها



[i]. یکی از شجاعان معروف عرب که در جنگ‌های صدر اسلام علیه مسلمانان جنگید و سرانجام در جنگ خندق کشته شد.

[ii]. خونخواهی همرزمانش که در جنگ‌های قبلی پیامبر9 کشته شده بودند.

[iii]. اللَّهُمَ أَعِنْهُ عَلَیهِ؛ (واقدی، 1409: 2/470).

[iv]. اللّهم بک أصول و بک أجول و بک أدرأ فی نحره.

[v]. جعلت فداک یا رسول الله! أتأذن لی؟

[vi]. اللهم إنک أخذت منی عبیدة بن الحرث یوم بدر و حمزة بن عبدالمطلب یوم احد و هذا أخی علی بن أبی طالب؛ رَبِ ّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنتَ خَیرُ الْوَرِثِینَ.

[vii]. برز الإیمان کلّه إلی الشرک کلّه.

[viii]. لمبارزة علی بن أبی طالب لعمرو بن عبدود یوم الخندق أفضل من أعمال أمتی إلی یوم القیامة.

[ix]. لضربة علی خیر من عبادة الثقلین.

[x]. ذهبت ریحهم و لایغزوننا بعد الیوم و نحن نغزوهم إن شاء الله.

[xi]. نغزوهم و لایغزوننا.

[xii]. الآن نغزوهم و لایغزوننا نحن نسیر الیهم.

[xiii]. «وَ کفَی اللهُ اْلمُؤمْنین القتال».

[xiv]. «وَ کفَی اللهُ اْلمُؤمْنین القتال بعلی بن أبی‌طالب».

[xv]. «هَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ» (بقره: 251).

[xvi]. «فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ».

[xvii]. الحمد لله الذی اظهر الاسلام و قمع الشرک.

[xviii]. أنا علی و ابن عبدالمطلب، الموت خیر للفتی من الهرب.

[xix]. إِنَّهَا مِشْیةٌ لَا یمْقُتُهَا اللَّهُ فِی هَذَا الْمَقَامِ.

[xx]. اللَّهُمَ احْفَظْهُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ- وَ عَنْ یمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیهِ.

[xxi]. اللهم إنک أخذت منی عبیدة بن الحرث یوم بدر و حمزة بن عبدالمطلب یوم احد و هذا أخی علی بن أبی طالب؛ رَبِ ّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنتَ خَیرُ الْوَرِثِینَ.

[xxii]. برز الإیمان کلّه إلی الشرک کلّه.

[xxiii]. أَبْشِرْ یا عَلِی فَلَوْ وُزِنَ الْیوْمَ عَمَلُک بِعَمَلِ جَمِیعِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ لَرَجَحَ عَمَلُک عَلَی عَمَلِهِم.

[xxiv]. لضربة علی خیر من عبادة الثقلین.

[xxv]. لمبارزة علی بن أبی طالب لعمرو بن عبدود یوم الخندق أفضل من أعمال أمتی إلی یوم القیامة.

[xxvi]. قبح الله رافضیا افتراه.

 

منابع

قرآن کریم.

ابن ابی‌الحدید (1414). شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: کتابخانه آیة‌الله مرعشی.

ابن‌اثیر (1415). الکامل فی التاریخ، تحقیق عبدالله قاضی، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ دوم.

ابن‌تیمیه، احمد بن‌عبدالحلیم (1406). منهاج السنه، تحقیق محمد رشاد سالم، بی‌جا: بی‌نا.

ابن‌جوزی (1412). المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة.

 

ابن‌حیون، نعمان بن‌محمد مغربی (1409). شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار7، محقق محمدحسین جلالی، قم: جامعه مدرسین.

ابن‌سعد، محمد بن‌سعید (1410). الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

ابن شهرآشوب (1379). مناقب آل أبی‌طالب7، قم: علامه.

ابن‌طاووس، علی بن‌موسی (1399). الطرایف فی معرفة مذاهب الطوایف، قم: خیام.

ابن‌کثیر (بی‌تا). البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف.

 ابن‌ملقن، عمر بن‌علی (1411). مختصر استدراک الذهبی علی مستدرک الحاکم، تحقیق عبدالله بن‌حمد اللحیدان، ریاض: دارالعاصمة، چاپ اول.

ابن‌هشام (بی‌تا). السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: دارالمعرفه.

ایجی، عضدالدین (1417). المواقف، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، بیروت: دارالجیل، چاپ اول.

بخاری، محمد بن‌اسماعیل (1419). صحیح البخاری، اعتنی به ابوصهیب الکرمی، ریاض: بیت الافکار الدولیة.

بلاذری، أحمد بن‌یحیی (1417). انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دارالفکر، چاپ اول.

بیهقی، احمد بن‌حسین (1405). دلائل النبوة، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

تفتازانی، سعدالدین (1401). شرح المقاصد فی علم الکلام، پاکستان: دارالمعارف النعمانیة، چاپ اول.

حاکم حسکانی (1431). شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، محقق محمدباقر محمودی، بیروت: موسسه الاعلمی.

حاکم نیشابوری (1411). المستدرک علی الصحیحین مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

حضرمی، محمد بن‌عمر (1998). حدائق الأنوار و مطالع الأسرار فی سیرة النبی المختار، تحقیق محمد غسان نصوح عزقول، بیروت: دارالحاوی.

خطیب بغدادی، احمد بن‌علی (بی‌تا). تاریخ بغداد، بیروت: دارالکتب العلمیه.

 

ذهبی، شمس‌الدین (1407). تاریخ الإسلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، چاپ اول.

طبرسی (1372). مجمع البیان، مصحح فضل‌الله یزدی، تهران: ناصر خسرو.

طبرسی (1417). اعلام الوری، قم: موسسه آل‌البیت7.

طبری، محمد بن‌جریر (1387). تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، چاپ دوم.

عاملی، جعفر مرتضی (1428). الصحیح من سیره النبی الاعظم9، قم: دارالحدیث.

عسکری، ابوهلال (1408). الاوائل، طنطا: دارالبشیر.

قمی، علی بن‌ابراهیم (1363). تفسیر القمی، محقق طیب موسوی جزایری، قم: دارالکتاب.

کراجکی، محمد بن‌علی (1410). کنز الفوائد، ح‍ق‍ق‍ه ع‍ب‍دال‍ل‍ه ن‍ع‍م‍ی‍ه، قم: دارالذخائر.

کلینی، محمد بن‌یعقوب (1429). الکافی، محقق محمدحسین درایتی، قم: دارالحدیث.

مدخلی، ابراهیم (1424). مرویات غزوه الخندق، مدینه: الجامعة الاسلامیة.

مفید، محمد بن‌محمد (1413). الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: مؤسسة آل‌البیت7.

مقدسی، مطهر بن‌طاهر (بی‌تا) البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة.

مولوی (1374). مثنوی معنوی، تحقیق رینود نیکاسن، تهران: انتشارات علمی، چاپ ششم.

واقدی، محمد بن‌عمر (1409). المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت: مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم.

هلالی، سلیم بن‌قیس (1405). کتاب سلیم بن‌قیس، قم: بی‌نا.

یعقوبی، احمد بن‌اسحاق (1414). تاریخ الیعقوبی، قم: الشریف الرضی.

منابع

قرآن کریم.

ابن ابی‌الحدید (1414). شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: کتابخانه آیة‌الله مرعشی.

ابن‌اثیر (1415). الکامل فی التاریخ، تحقیق عبدالله قاضی، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ دوم.

ابن‌تیمیه، احمد بن‌عبدالحلیم (1406). منهاج السنه، تحقیق محمد رشاد سالم، بی‌جا: بی‌نا.

ابن‌جوزی (1412). المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة.

 

ابن‌حیون، نعمان بن‌محمد مغربی (1409). شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار7، محقق محمدحسین جلالی، قم: جامعه مدرسین.

ابن‌سعد، محمد بن‌سعید (1410). الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

ابن شهرآشوب (1379). مناقب آل أبی‌طالب7، قم: علامه.

ابن‌طاووس، علی بن‌موسی (1399). الطرایف فی معرفة مذاهب الطوایف، قم: خیام.

ابن‌کثیر (بی‌تا). البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف.

 ابن‌ملقن، عمر بن‌علی (1411). مختصر استدراک الذهبی علی مستدرک الحاکم، تحقیق عبدالله بن‌حمد اللحیدان، ریاض: دارالعاصمة، چاپ اول.

ابن‌هشام (بی‌تا). السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: دارالمعرفه.

ایجی، عضدالدین (1417). المواقف، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، بیروت: دارالجیل، چاپ اول.

بخاری، محمد بن‌اسماعیل (1419). صحیح البخاری، اعتنی به ابوصهیب الکرمی، ریاض: بیت الافکار الدولیة.

بلاذری، أحمد بن‌یحیی (1417). انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دارالفکر، چاپ اول.

بیهقی، احمد بن‌حسین (1405). دلائل النبوة، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

تفتازانی، سعدالدین (1401). شرح المقاصد فی علم الکلام، پاکستان: دارالمعارف النعمانیة، چاپ اول.

حاکم حسکانی (1431). شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، محقق محمدباقر محمودی، بیروت: موسسه الاعلمی.

حاکم نیشابوری (1411). المستدرک علی الصحیحین مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، چاپ اول.

حضرمی، محمد بن‌عمر (1998). حدائق الأنوار و مطالع الأسرار فی سیرة النبی المختار، تحقیق محمد غسان نصوح عزقول، بیروت: دارالحاوی.

خطیب بغدادی، احمد بن‌علی (بی‌تا). تاریخ بغداد، بیروت: دارالکتب العلمیه.

 

ذهبی، شمس‌الدین (1407). تاریخ الإسلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، چاپ اول.

طبرسی (1372). مجمع البیان، مصحح فضل‌الله یزدی، تهران: ناصر خسرو.

طبرسی (1417). اعلام الوری، قم: موسسه آل‌البیت7.

طبری، محمد بن‌جریر (1387). تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، چاپ دوم.

عاملی، جعفر مرتضی (1428). الصحیح من سیره النبی الاعظم9، قم: دارالحدیث.

عسکری، ابوهلال (1408). الاوائل، طنطا: دارالبشیر.

قمی، علی بن‌ابراهیم (1363). تفسیر القمی، محقق طیب موسوی جزایری، قم: دارالکتاب.

کراجکی، محمد بن‌علی (1410). کنز الفوائد، ح‍ق‍ق‍ه ع‍ب‍دال‍ل‍ه ن‍ع‍م‍ی‍ه، قم: دارالذخائر.

کلینی، محمد بن‌یعقوب (1429). الکافی، محقق محمدحسین درایتی، قم: دارالحدیث.

مدخلی، ابراهیم (1424). مرویات غزوه الخندق، مدینه: الجامعة الاسلامیة.

مفید، محمد بن‌محمد (1413). الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: مؤسسة آل‌البیت7.

مقدسی، مطهر بن‌طاهر (بی‌تا) البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة.

مولوی (1374). مثنوی معنوی، تحقیق رینود نیکاسن، تهران: انتشارات علمی، چاپ ششم.

واقدی، محمد بن‌عمر (1409). المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت: مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم.

هلالی، سلیم بن‌قیس (1405). کتاب سلیم بن‌قیس، قم: بی‌نا.

یعقوبی، احمد بن‌اسحاق (1414). تاریخ الیعقوبی، قم: الشریف الرضی