واکاوی روش کلبرگ در فهم قوای بصری امام با رویکردی به فقه الحدیث امامیه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث

چکیده

چکیده
پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی روش کلبرگ در فهم قوای بصری امام، بر مبنای مقاله «Vision and the Imams» و با رویکردی به فقه الحدیث امامیه می‌پردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که نقاط قوّت متعدّدی در روش کلبرگ وجود دارد که عبارت است از: اذعان به وضعیّت رجالی برخی از راویان؛ تطبیق افراد موجود در اسناد حدیث؛ استناد به منابع معتبر شیعی؛ دقّت در منابع برخی روایات؛ توجه به آفت‌های احتمالی در هنگام صدور و نقل حدیث؛ ارائه شواهد قرآنی و روایی برای قوای نظری امام، بینا ساختن نابینا توسّط امامان، مسخ دشمنان شیعه و تفاضل مقام امامان7 بر حضرت ابراهیم7 و استفاده از احادیث مشابه و معارض برای تبیین زمان دقیق دستیابی امام بر عمود نور، شباهت حضرت ابراهیم7 و امامان7 در مشاهده ملکوت، قابل مشاهده بودن امام برای تمامی مردم و نشان دادن غیب به دیگران توسط امام. روش کلبرگ آسیب‌هایی نیز دارد مانند بی‌دقّتی در برخی انتساب‌ها، استفاده از منابع نامعتبر یا خدشه‌دار، مراجعه نکردن به منابع لغوی معتبر در فهم معنای واژه و توجه نداشتن به سبب صدور حدیث در برخی موارد. این آسیب‌ها موجب ارائه برخی آرای موهوم مانند قابل مشاهده نبودن فرشتگان برای امام پس از دستیابی به مقام امامت شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study on Kelberg's Method in Understanding Imam's Visual Power on the Basis of Imamiyya Fiqh al-Hadith

نویسنده [English]

  • mahyar khani moghaddam
Ph.D. in Quranic Science and Hadith
چکیده [English]

The present study uses a descriptive-analytical method to investigate the Kelberg`s method in understanding the Imam's visual power based on the article "Vision and the Imams" – on the basis of Imāmīyya fiqh al-hadith. The results of the research indicate that: there are several cases of strength in Kelberg`s method, which can be acknowledged by some of the narratives of some narrators, the matching of individuals in hadith documents, referring to authentic Shi'ite sources, the precision of the sources of some narrations, considering possible pests during the issuance of hadiths, providing Qur'anic and narrative evidences for the theoretical powers of Imam to sighted-making of the blind, disposing of the Shiite enemies, the difference between the position of Imams on Abraham and the use of similar hadiths and controversy to explain the exact time Imam's access to the perpendicular of light, the likeness of Imam Abraham and the Imams in observing the kingdom, Imam's visibility for all people, the sign giving away to others by Imam. On the contrary, some cases of failure such as inaccuracy in some assignments, the use of ineligible or inaccurate resources, failure to refer to credible sources in understanding the meaning of a word, and lack of respect for causes, the issuance of hadiths in some cases can be seen in his method, which has led to the presentation of some false opinions such as impossibility of seeing angels for Imam after the appointment of Imamate.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Understanding Hadith
  • orientalists
  • Intelligence
  • Imam
  • Kelberg

عنوان مقاله [العربیة]

سبرٌ فی طریقة کیلبرغ فی فهم القوة البصریة للإمام بالنظر الی فقه الحدیث للامامیة

چکیده [العربیة]

استخدمت هذه الدراسة المنهج الوصفی التحلیلی مع مقاربة فقه الحدیث الإمامیة للسّبر فی طریقة کیلبرغ فی فهم القوة البصریة للإمام استنادا إلى مقالة " Vision and the Imams ". تشیر نتائج هذا التحقیق إلى وجود نقاط القوة العدیدة فی طریقة کولبرغ منها: الاعتراف بحالات الرجالی لبعض الرواة، مطابقة الافراد مع اسناد الحدیث، الرجوع إلى المصادر الشیعیة الموثوقة، الدقة فی مصادر بعض الروایات، إیلاء الاهتمام للآفات المحتملة خلال إصدار الحدیث، تقدیم الأدلة القرآنیة والروائیة للقوة البصریة للإمام، اعطاء الرؤیة لأعمى من قِبل الأئمة، مسخ أعداء الشیعة، افضلیت موقف الأئمة7 علی إبراهیم7، استخدام الروایات مماثلة وتناقضات لشرح الوقت الدقیق لعمودی الإمام، تشابه إبراهیم7 والأئمة7 فی مشاهدة الملکوت، رؤیة الإمام لجمیع الناس، إظهار الغیب للآخرین من قبل الأئمة. کان لطریقة کیلبرغ اصابات مثل الإهمال فی بعض الانتسابات، استخدام منابع غیر صالحة أو غیر دقیقة، لا یشیر إلى المسانید الأصیلة فی فهم معنى الکلمة وعدم الاهتمام بإصدار الحدیث فی بعض الحالات. قد أدت هذه الإصابات إلى عرض بعض الآراء الخیالیة مثل غموض الملائکة للإمام بعد تعیینه.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الکلمات المفتاحیة: کیلبرغ
  • فهم الحدیث
  • المستشرقین
  • القوة البصریة
  • الإمام

مقدمه

امامت از منظر عموم شیعیان، منصبی الاهی و ریاست عام و فراگیر دینی و دنیایی برای افراد مشخّصی به نیابت از پیامبر9 (محقّق حلّی، 1421: 306) است و دارای شواهدی از قرآن (مائده: 3)، سیره نبوی9 (مفید، 1413: 2/ 386)، روایات (صدوق، 1378: 1/ 46) و براهین عقلی (علم‌الهدی، 1410: 1/179) است و کارکردهای مختلفی در جنبه‌های مختلف زندگی انسان دارد. این مزایا توجّه غیرمسلمانان را نیز به آموزه امامت جلب کرده است. خاورشناسان پژوهش‌هایی را بر مبنای احادیث انجام داده‌اند که روش آنها در فهم احادیث درخور بررسی است.

 کلبرگ از جمله خاورشناسانی است که دربارة آثار شیعی و آموزه امامت، پژوهش‌های درخورتوجّهی انجام داده است؛ پژوهش حاضر به منظور واکاوی نقّادانه روش وی در فهم احادیثِ ویژگی‌های امام، به بررسی مقاله وی با عنوان «امام و قوای بصری» با رویکردی به فقه الحدیث امامیه می‌پردازد. برای سنجش روش خاورشناسی که روشش با روش محدث متفاوت است، باید به منبع مشترک آن دو که همان روایات است، توجه شود.

نتیجه تتبّع نگارنده آن است که از مقاله مذکور فقط ترجمه‌ای منتشر شده (کلبرگ، 1390: 148-113) و اثر دیگری روش و محتوای آن را بررسی نکرده است. هدف پژوهش حاضر نقدِ روش کلبرگ با رویکردی به فقه الحدیث روایات استنادشده است. باید توجّه داشت که واکاوی روش فهم حدیث خاورشناسان در حوزه امامت، پژوهشی نوآورانه است.

آنچه اهتمام به این پژوهش را ضروری  و مهم می‌کند عبارت است از: لزوم اصلاح رویکرد خاورشناسان به آموزه امامت و تبیین آن بر اساس احادیث، ضرورت تبیین آموزه امامت توسّط محقّقان شیعه با توجه به مسئله گفت‌وگوی ادیان و ضرورت تأمین ادبیّات تفاهمی و تعاملیِ قوی‌تر برای معرّفی تشیّع در عرصه‌های مذکور، فقدان اهتمام به پژوهش‌های حدیثی به منظور تبیین معارف شیعی در سطح بین‌الملل و ضرورت پاسخ‌گویی به شبهات حدیثی و کلامیِ خاورشناسان در زمینه امامت.

 

نگارنده درصدد ترسیم سامانه‌ای منسجم و مبنایی از روش خاورشناسان برای فهم روایات مرتبط با مسئله امامت است. با استفاده از نتایج این پژوهش به اهداف ارزشمندی می‌توان دست یافت از جمله: مقابله با انحراف‌های احتمالی با رویکردی مناسب، شناسایی نقاط قوّت روش خاورشناسان و استفاده از آن در ترویج آموزه‌های وحیانی، شناسایی نقاط ضعف روش خاورشناسان و نقد و اصلاحِ نقص‌های آن، اصلاح روش خاورشناسان در فهم روایات به ویژه روایات مرتبط با مسئله امامت و توجه به رویکرد فقه الحدیثی در کنار رویکرد کلامی در مسئله امامت.

معرفی کلبرگ

اتان کلبرگ (Ethan Kohlberg ) در 1943 میلادی در فلسطین اشغالی به دنیا آمد و پس از طیّ مراحل تحصیل، در 1971 میلادی مدرک دکترای خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد و اکنون در دانشگاه عبری بیت‌المقدس (اورشلیم) به تدریس و تحقیق مشغول است. او دارای آثار پژوهشی متعدّدی درباره شناخت اسلام، شیعه و امامان است و می‌توان به 46 مدخل که تألیف او است، در دایرة‌المعارف‌های مختلفی نظیر ایرانیکا و دین و اسلام اشاره کرد (نویسندگان، 1390: 160). در پژوهش حاضر، از میان آثار متعدّد وی، مقاله «امام و قوای بصری» (Vision and the Imams) انتخاب شد که در آن، با تتبّع در منابع حدیثی و تفسیری شیعه، به بررسی جنبه‌های مختلف قوای بصری امام پرداخته است.

بررسی آثار پژوهشی کلبرگ، نشان می‌دهد که اعتقادات دینی و پایبندی وی به یهودیت، نقش انکارناپذیری در گرایش‌ها و دیدگاه‌هایش دارد.[i] روش پژوهش وی بیشتر بر تاریخی‌نگری (Historicism) استوار است که براساس آن، هر اندیشه‌ای، هر چقدر هم که عمیق و ژرف باشد، نمی‌تواند از چارچوب زمانِ تحقّق خود، فراتر رود (Hegel, 2001: 95) و چون مبنای این روش، تحلیل بر اساس معیارهای تجربی، تاریخی و مادّی است و عوامل ماورائی را نادیده می‌گیرد، ادّعاهایی مانند ساختگی یا مطابق با واقع نبودن یا اغراق‌آمیز بودن پدیده‌هایی را دارد که زاییده تحوّلات تاریخی است (امیری، 1390: 192).

نمودار پیشنهادی در فرایند فهم حدیث

نموداری که در ادامه ترسیم شده است،[ii] می‌تواند در فرایند فهم روایات و بررسی و نقد روش کلبرگ الگوی مناسبی باشد:

 

 

واکاوی نقّادانه روش کلبرگ در فهم احادیث

نقاط قوّت و ضعف روش کلبرگ در فهم احادیث بر اساس نمودار پیشنهادی، بدین شرح است:

1- مرحله اول: دستیابی به حدیث صحیح

هنگامی می‌توان به فهم متن حدیث پرداخت که متن آن یقین‌آور باشد و از نظر سندی و متنی از وثاقت کاملی برخوردار باشد. از این‌رو، دو مرحله اساسی برای دستیابی به حدیث صحیح، تأیید «صحّت سندی»[iii] و «صحّت متنی»[iv] است.

1-1- نقاط قوّت کلبرگ در مرحله دستیابی به حدیث صحیح

نقاط قوّت روش کلبرگ در مرحله دستیابی به حدیث صحیح بدین شرح است:

1-1-1- اذعان به وضعیّت رجالی برخی راویان

خاورشناسان به‌طور تخصّصی به بررسی رجالیِ افراد موجود در سند روایات نپرداخته‌اند، امّا در برخی موارد، به وضعیّت رجالی برخی افراد، اشاره‌ای شده است که می‌توان آن را نشانه آگاهی آنها از اهمیّت این مسئله  نزد مسلمانان دانست. کلبرگ در مقاله «امام و قوای بصری» حدیثی را نقل کرده، در پاورقی تأکید می‌کند که از راوی این حدیث، یعنی هاشم بن‌زید، در کتاب‌های رجالی سخنی به میان نیامده (Kohlberg, 2003: 73) و به اصطلاح، از نظر رجالی، فردی مجهول است. نتیجه تتبّع نگارنده در کتب رجالی معتبر نیز آن است که فرد مذکور، مجهول و نظر کلبرگ صحیح است.

کلبرگ در ادامه، حدیثی را ذکر می‌کند با این مضمون که فردی به نام محمّد بن‌سنان، در دوران خردسالیِ امام جواد7 خدمت آن حضرت می‌رسد و به سبب مسح دست آن حضرت، بینایی‌اش را باز می‌یابد. کلبرگ در پاورقی مقاله، تأکید دارد که ابن‌سنان، اغلب متّهم به غلو شده است (Ibid: 47). تتبّع نگارنده در آثار معتبر رجالی نشان می‌دهد که درباره وضعیّت رجالی محمّد بن‌سنان اختلاف نظر وجود دارد؛ زیرا از یک سو، وی موردِ طعن قرار گرفته (طوسی، 1420: 406)، ضعیف شمرده شده (همو، 1373: 364) و به غلو و جعل حدیث نیز متّهم شده است (ابن‌الغضائری، 1364: 92) و بر این اساس برخی، هیچ التفاتی به روایات متفرّد او نمی‌کنند (نجاشی، 1365: 328). از سوی دیگر، برخی نیز به سبب اینکه بزرگانی چون شیخ طوسی از او روایاتی نقل کرده‌اند، او را ثقه دانسته (خویی، 1372: 17/169) و تأکید دارند هرچند که وی در مدّتی از زندگانی خود دچار لغزش شد، امّا سرانجام ثابت قدم ماند و مورد توثیق امام جواد7 قرار گرفت (عرب، نقی زاده، 1390: 167).

کلبرگ در جای دیگری نیز به وضعیّت رجالیِ راوی اشاره کرده است؛ وی با استناد به کتاب تنقیح المقال علّامه مامقانی، تأکید دارد که شخصی به نام ابوعروه ناشناخته است (Kohlberg, 2003: 142). تتبّع در کتب معتبر رجالی بیانگر آن است که تنها شیخ طوسی در کتاب رجال خود، از ابوعروه به عنوان یکی از یاران امام صادق7 یاد کرده است (طوسی، 1373: 166) امّا وضعیّت رجالی وی مهمل است.

1-1-2- تطبیق افراد موجود در اسناد حدیث

از دیگر نکات تأمّل‌برانگیز، دقّت کلبرگ در تطبیق شخصیّت رجالی دو فرد مشابه در سند دو روایت مشابه است. وی دو روایت را از دو منبعِ متفاوت، نقل می‌کند (طوسی، 1373: 166)؛ در روایت اوّل، فردی به زن کوری در مدینه می‌رسد و سپس، با آن زن در مکّه ملاقات می‌کند. آن زن پس از آنکه خضر- که خود را از زمره شیعیان علی بن‌ ابی‌طالب7 توصیف می‌کند- برای وی دعا می‌کند، بینا می‌شود (بحرانی، 1413: 2/76). در روایت دوّم، فردی در راه مکّه در کنار جاده، زن کوری را می‌بیند و در راه بازگشت، درمی‌یابد که آن زن در اثر دیدار با پیامبر9 و حضرت علی7 بینا شده است (فرات کوفی، 1410: 228). کلبرگ این روایات را برای بیان این نکته آورده است که صِرف محبّت به امام علی7، بینایی را باز می‌گرداند و تأکید دارد که «اعمش» موجود در سند هر دو روایت، یک نفر بوده که همان «سلیمانبن‌مهران اعمش» است (Kohlberg, 2003: 141). تتبّع نگارنده در کتب مرتبط و کتب رجالی، بیانگر صحّت ادّعای کلبرگ است، البتّه در کتب رجالی تنها به این نکته اشاره شده که سلیمان بن‌مهران از یاران امام صادق7 است (طوسی، 1373: 215) و برخلاف نظر برخی متخصّصان مبنی بر مجهول بودن وی )حلّی، 1342: 177)، او از نظر رجالی، فردی مهمل است.

1-1-3- استناد به منابع معتبر شیعی

کلبرگ در مقاله «امام و قوای بصری» از منابع معتبر و متعدّد حدیثیِ شیعه استفاده کرده است از جمله: امالی، کمال الدین و اتمام النعمه و الخصال از شیخ صدوق، الکافی از شیخ کلینی، بصائر الدّرجات از صفّار قمی، الخرائج و الجرائح از قطب‌الدین راوندی، کامل الزیارات از ابن‌ قولویه، الاختصاص از شیخ مفید، مناقب آل ابی‌طالب از ابن‌  شهرآشوب مازندرانی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات از شیخ حر عاملی. همچنین از منابع معتبر تفسیریِ شیعی از جمله تفسیر قرآن از عیاشی، تفسیر صافی از فیض کاشانی، تفسیر از علیّ بن‌ابراهیم قمی و تفسیر البرهان از بحرانی بهره برده است.

1-1-4- دقّت در منابع برخی روایات

کلبرگ در ادامة مبحث نقش مسح پیامبر9 و امامان7 در انجام معجزات، روایتی را از ابن  شهرآشوب (ابن شهرآشوب مازندرانی، ‌1379: 1/116) نقل کرده (Kohlberg, 2003: 151)، در پاورقی خاطرنشان می‌کند که منبع اصلی این روایت، کتاب ابانة الکبری [اثری سه جلدی (ذهبی، 1414: 16/529)] از ابن ‌بطة الکبری است که فقط بخشی از آن باقی مانده است (Kohlberg, 2003: 151).

1-1-5- توجه به آفت‌های احتمالی در هنگام صدور حدیث

کلبرگروایتی درباره توانایی امام صادق7 در بینا نمودن فرد نابینا نقل می‌کند، با این مضمون که امام با مسح دیدگانِ ابوبصیر، او را بینا ساخت، سپس بار دیگر چشمان وی را مسح کرد و دوباره ابوبصیر را به حالت نابینایی بازگرداند (ابن شهر آشوب مازندرانی، 1379: 4/239). کلبرگ در ادامه، علّت این کار امام را رعایت تقیّه می‌داند؛ زیرا قدرت امام در بازگرداندن بینایی، رازی است که اگر آشکار شود، ممکن است هم امام و هم شاگرد وی را به خطر اندازد (Kohlberg, 2003: 142). کلبرگ در پاورقی می‌گوید که این راز حفظ نشد؛ زیرا هنگامی کهابوعروه و ابوبصیروارد خانه امام می‌شوند، ابوبصیر به پنجره کوچکی که در نزدیکی سقف وجود دارد، اشاره می‌کند. ابوعروه متعجّب می‌شود که ابوبصیر چگونه جای آن پنجره را می‌داند؛ ابوبصیر به وی می‌گوید: «ابوجعفر [امام باقر7] آن را به من نشان داد» (طبرسی، 1390: 267).

1-1-6- توجه به آفت‌های احتمالی در هنگام نقل حدیث

از نکات تأمل‌برانگیز دیگر در مقاله «امام و قوای بصری»، توجه به آفت‌های احتمالی در هنگام نقل حدیث است. کلبرگ روایتی را از کتاب مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین7 نقل می‌کند (Kohlberg, 2003: 149):

هنگامی که علی بن‌عاصم کوفی که نابینا بود، نزد امام حسن عسکری7
آمد، امام به وی می‌فرماید که فرشی می‌بافد که بسیاری از پیامبران و امامان7 بر آن گام برداشته‌اند و روی آن راه رفته‌اند. علی با خود می‌گوید: «چقدر
دلم می‌خواهد بتوانم این فرش را ببینم». امام7 که افکار علی را می‌خواند،
به وی می‌گوید که نزدیک شود، پس صورت او را لمس کرد و او توانست ببیند. علی ردّ پاهایی را روی فرش دید و امام توضیح داد که اینها ردّپای انبیا
و وارثان ایشان از آدم7 تا امامان7 است. سپس امام به علی امر کرد که نگاه خود را پایین بیاورد و علی چنین کرد و دوباره نابینا شد (حافظ برسی، 1422: 155).

 

کلبرگ در پاورقی می‌گوید: «تقریری از روایت مذکور را با اندکی تحریف، خصیبی در کتاب هدایة الکبری (خصیبی، 1419: 335-337) ذکر کرده است» (Kohlberg , 2003:149).

کلبرگ از کتاب بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد (صفّار، 1404: 422) روایتی درباره معجزه پیامبر9 در آغاز سفرِ خود از مکه به مدینه نقل می‌کند:

آن حضرت هنگامی که داخل غار در کنار ابوبکر بود، جعفر بن‌‌ابی‌طالب و همراهان وی را در کشتی و روی دریاهای طوفانی دید و به ابوبکر، آنچه را دیده بود، گفت. هنگامی که ابوبکر درخواست کرد تا وی نیز این صحنه را ببیند، پیامبر9 چشمان وی را مسح کرد و به وی گفت: «بنگر!» ابوبکر کشتی و محل اقامت اهل مدینه را نیز دید. با خود گفت: «اکنون باور دارم که تو ساحری» (Kohlberg, 2003: 133).

کلبرگ در پاورقی می‌گوید که این روایت با اندکی تفاوت در آثاری چون تفسیر قمی (قمی، 1367: 1/290) نیز نقل شده است. کلبرگ با تتبّع در نسخه‌های مختلف از چاپ‌های مختلف تفسیر قمی، این نکته را خاطرنشان می‌کند که در چاپ این تفسیر در نجف، اثری از روایت مذکور مشاهده نمی‌شود، در حالی که در سایر چاپ‌های تفسیر قمی، این حدیث وجود دارد. وی در توضیح علّت این مسئله می‌گوید: «از آنجا که در ادامه این روایت، تفسیر موهنی از لقب ابوبکر (صدیق) شده است، ممکن است آن روایت در چاپ نجف، سانسور شده باشد (Kohlberg, 2003: 139).

همچنین کلبرگ به روایتی از امام علی7 درباره معجزه پیامبر9 اشاره می‌کند (Ibid.): «پیامبر9 در غزوه احد، یکی از چشمان قتادة بن‌ربیعیا قتادة بن‌نعمان انصاری را که از حدقه بیرون آمده بود، به جای خود برگرداند و آن چشم پس از آن، سالم‌ترین چشم قتاده بود و وی به «مردی با دو چشم» (ذوالعینین) مشهور شد» (طبرسی، 1403: 1/224). کلبرگ همة نقل‌های متفاوت از آن واقعه را بررسی کرده، خاطرنشان می‌کند که در نقل‌های دیگر در سایر منابع مانند اعلام الوری (طبرسی، 1390: 28)، یا نامی از آن صحابی یا نامی از غزوه آورده نشده است.

کلبرگ در مقاله «امام و قوای بصری» به نسخه‌های منابع نیز دقّت داشته است. وی در خصوص چگونگی شفایافتن نابینایی فردی به نام قاسم بن‌علاء با توسّل به امام کاظم7 و امام رضا7، دو تقریر متفاوت را از کتاب الخرائج و الحرائج تألیف راوندی در متن و پاورقی ذکر می‌کند و در تبیین منبع آن، در پاورقی تأکید می‌کند که این تقریر را ابن‌طاووس از راوندی نقل کرده است. بنابراین، ممکن است ابن‌طاووس نسخه‌ای از اثر مذکور را در اختیار داشته که از آنچه در نمونه‌های چاپی آمده است، متفاوت باشد (Ibid: 150).

از دیگر نقاط قوّت روش کلبرگ، توجّه به اشتباه‌های موجود در نقل و استنساخ برخی روایات‌ است؛ وی در روایتی درباره معجزه‌ای به دست پیامبر9، تأکید می‌کند که در برخی منابع، نام صحیح راوی حدیث که عثمانبن‌حنیف است، به اشتباه جنید درج شده است Ibid: 138)). همچنین در روایتی دیگر، پس از ذکر محتوای حدیث با این مضمون که امام باقر7 از درون خانه خویش و با نیروی بصری ویژه امامان، از گناهِ یکی از مراجعه‌کنندگان هنگام ورود به خانه امام، آگاه می‌شود، در پاورقی به ذکر تقریرهای مختلف از نام مراجعه‌کننده می‌پردازد و این تفاوت در نقل را نتیجه اشتباه در استنساخ می‌داند (Kohlberg, 2003: 129). این دقّت کلبرگ در اشتباه درباره نام کنیز نابینای ابوبکر- که زنیزا بود و به اشتباه در منابع دیگر مانند مناقب آل أبی طالب (ابن شهرآشوب مازندرانی، 1379: 1: 117)، زهرا درج شده است- نیز مشاهده می‌شود. بینایی کنیز مذکور به اذن خداوند و به‌وسیله پیامبر9 بازگردانده شد ( Kohlberg, 2003:139).

1-2- نقاط ضعف در مرحلۀ دستیابی به حدیث صحیح

نقاط ضعف برجسته‌ روش کلبرگ در مرحله دستیابی به حدیث صحیح عبارت است از:

1-2-1- دقّت نداشتن در برخی انتساب‌ها

کلبرگ در انتساب کتاب عیون المعجزات به سیّدمرتضی اشتباه می‌کند
(Kohlberg, 2003: 137)؛ مؤلّف کتاب مذکور حسینبن‌عبدالوهّاب است. البتّه می‌توان علّت انتساب کتاب مذکور به سیّد مرتضی را در ناشناخته بودن حسین بن‌عبدالوهّاب دانست؛ زیرا در کتب رجالی متقدّم، هیچ اشاره و شرح حالی از وی وجود ندارد. جالب است که مجلسی در بحارالانوار، از این کتاب بهره برده و احادیثی را نقل کرده امّا امکان تشخیص دقیقِ مؤلّف آن را نداشته است و ضمن آنکه نظر برخی افراد درباره انتساب عیون المعجزات به سید مرتضیرا نپذیرفته، با عبارت «لعلّه من مؤلفات بعض قدماء المحدّثین»، اعتراف می‌کند که نویسنده آن را نمی‌شناسد (مجلسی، 1403: ۱/۱۱). البتّه می‌توان با مراجعه به کتب متأخّر و بررسی شرح‌حال‌نگاری‌های امامیه، اطّلاعاتی از مؤلف حقیقی آن یعنی حسین بن‌عبدالوهّاب به دست آورد؛ وی یکی از عالمان شیعی قرن پنجم هجری است (افندی، 1401: 2/123-124) که در وصف وی گفته‌اند فقیه و دانشمند جلیل امامی و آگاه از اخبار و احادیث بوده است (آقابزرگ تهرانی، 1403: ۱۵/۳۸۵).

1-2-2- استفاده از منابع نامعتبر یا خدشه‌دار

کلبرگ گاهی از منابعی استفاده کرده است که اعتبار آنها از منظر صاحب‌نظران، خدشه‌پذیر است؛ کلبرگ در چند مورد به کتاب الهدایة الکبری ارجاع داده است (Kohlberg, 2003:135). این کتاب اثر حسین بن‌حمدان جنبلائی خصیبی است (طوسی، 1420: 146) که طبق نظر محققان، وی فاسد المذهب بوده (نجاشی، 1365: 67) و بررسی کتاب مذکور نشان می‌دهد که برخی مطالبش موهم تحریف قرآن است و بیانگر تفاوت قرآنِ حاضر با قرآنی است که امام زمان (عج) در هنگام ظهور به همراهِ خود خواهد آورد (خصیبی، 1419: 404). همچنین وی در بخش‌هایی از کتاب مذکور، مقام نیابت از امام را برای محمّد بن‌نصیر مطرح کرده است (همان: 323)، در حالی که فرد مذکور در ابتدا از یاران امام هادی7 بود (طوسی، 1373: 402)، امّا پس از آن، امام هادی7
را خدا دانست و خود را پیامبری فرستاده­شده از سوی ایشان معرّفی کرد (اشعری
قمی، 1360: 100).‌ از دیگر عقاید وی، حلال بودن تمام محرّمات الاهی بود (کشی، 1409: 520-521). وی از اطرافیان امام عسـکری7 نیز بود و ادّعای مقام بابیت امام زمان7 را داشت (طوسی، 1411: 398). پیروان وی را «نصیریه» (ابن الغضائری، 1364: 99) یا «نمیریه» می‌نامیدند که از جمله فرقه‌های غالی بود (اشعری، 1400: 15). باید توجّه داشت که برخی، فرقه «نصیریه» یا «علویه»[v] را همان فرقه منتسب به محمّد بن‌نصیر فهری می‌دانند (مشکور، 1372: 442) که حسین بن‌حمدان خصیبی از علما و ترویج‌کنندگان عقاید این فرقه (ابن ابی‌الثلج بغدادی، 1410: 56)، مجدّداً آن را شکوفا کرد؛ هرچند برخی دیگر، خصیبی را بنیان‌گذار این فرقه دانسته‌اند (فرایمن، 1386: 137-170).

اثر دیگری که کلبرگ در مقاله مذکور به آن استناد کرده است، کتاب مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین از حافظ بُرسی است (Kohlberg, 2003: 136). برخی علما در صحّت اعتقادات و مطالب آثار حافظ بُرسی، خدشه و تشکیک کرده‌اند؛ شیخ حُرّ عاملی معتقد است که اثر حافظ بُرسی حاوی مطالب افراطی است (حر عاملی، 1362: 2/117). مجلسی نیز کتاب مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیرالمؤمنین را حاوی مطالبی موهم و غلوآمیز و آمیخته‌ای از آموزه‌های درست و نادرست دانسته است و تأکید دارد که از روایات موجود در آن کتاب، تنها آنچه که با کتب معتبر مطابق بوده، نقل کرده است (مجلسی، 1403: 1/10). در مقابل این سخنان، برخی علما مانند علّامه امینی از حافظ بُرسی دفاع کرده و انتساب هرگونه اتّهام غلو به بُرسی را رد کرده‌اند (امینی، 1397: 7/50). در مجموع می‌توان گفت استفاده از اصطلاحات و تعبیرات فلسفی و عرفانی مانند فیض اوّل (حافظ بُرسی، 1422: 299)، استفاده از سخنان عارفان بزرگی مانند ابن عربی (همان: 56)، تأثیر پذیرفتن از اشعار صوفیانۀ افرادی چون ابن­فارض (همان: 277)، نقل متفرّداتی چون خطبه افتخار (همان: 260) و نقل برخی اخبار شگفت‌آور در فضایل اهل بیت7 (همان: 315)، زمینه‌ساز استنکاف برخی محققان از وی و خدشه‌دار دانستن اعتبار کتابِ وی است.

2- مرحله دوم: فهم متن حدیث

می‌توان با دقّت در فهم مفردات و ترکیبات متن، به فهم عام حدیث که در ابتدا به ذهن مخاطبان آشنا به زبان عربی می‌رسد، دست یافت. برای دستیابی به معنای صحیح هر یک از واژه‌های به‌کاررفته در حدیث، باید بر علم صرف و فقه‌اللغه در ادبیات عرب و غریب الحدیث در علم الحدیث تسلّط داشت (مسعودی، 1389: 78-74). پس از فهم معانی واژه‌ها، نوبت به فهم عبارت‌ها می‌رسد که می‌توان با کنار هم قرار دادن واژه‌ها و شناخت حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه (عکبری، 1416: 40) و ترکیب کلمات جمله (جرجانی، 1411: 199) و توجه به مقتضای حال مخاطب (سکّاکی، 1430: 247)، به فهم عبارت دست یافت.

2-1- نقطه قوّت در فهم متن حدیث

سوابق مطالعاتی کلبرگ در ادبیّات عرب، درخورتوجه است. تمرکز کلبرگ در پژوهش‌های علمی‌اش که سابقه‌ای بیش از چهل سال دارد، بر مطالعات اسلامی به ویژه اسلام شیعی بر مبنای احادیث بوده است (محمدی صبور، 1395، http://www.haadi.ir/News-462))؛ تأمّل در آثار متعدّد وی که بر مبنای منابع عربی نگاشته شده است، حکایت از توانمندی وی در فهم زبان عربی دارد. در مورد توانمندی کلبرگ در فهم برخی از ترکیبات حدیث، گفتنی است که ترجمه‌های مناسبی از عبارت‌های مختلف حدیثی در آثار ایشان، وجود دارد. امّا در تتبّع نگارنده، ترجمه برجسته‌ای که حاوی نکات بلاغی و نحویِ تأثیرگذار در فهم روایات بوده و مورد عنایت کلبرگ قرار گرفته باشد، به دست نیامد.

2-2- نقطه ضعف در فهم متن حدیث

بهترین راه برای فهم معنای هر واژه، رجوع به منابع لغوی است. کلبرگ پس از استناد به آیه 75 سوره مبارکه انعام، می‌گوید: «طبق سنن شیعی، همان رؤیتی که به حضرت ابراهیم7 داده شده، به امامان7 نیز اعطا شده است» (Kohlberg, 2003: 126). البته ماهیت این رؤیت، مورد اختلافِ صاحب‌نظران است؛ برخی معتقدند که آیه مذکور، به نور و مشاهده درونی اشاره دارد (ثعالبی، 1418: ‌2/485)؛ اما تفسیری که ظاهراً سنّت شیعی متقّدم را دقیق‌تر منعکس می‌کند، آن است که حضرت ابراهیم7، آسمان‌ها و زمین را با چشمان جسمانی خود  دید[vi] (مجلسی، 1403: 9/278).

به نظرکلبرگ، فعلی که بیشتر برای شرحِ آنچه بر زمین و آسمان رفته است به کار می‌رود، فعل «کشط» است که معنای آن با استناد به تفاسیر روایی مانند تفسیر عیاشی، البرهان فی تفسیر القرآن و الصافی، کندن - مانند کندن پوست حیوان- است (Kohlberg, 2003: 126). در حالی که برای رسیدن به معنای واژه مذکور، صحیح‌تر بود که به منابع لغوی مانند العین (فراهیدی، 1409: 5/289) و مفردات الفاظ قرآن (راغب اصفهانی، 1412: 712) یا به تفاسیر ادبی مانند الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل (زمخشری، 1407: ‌4/709) و جوامع الجامع (طبرسی، 1377: ‌4/449) نیز مراجعه شود.

3- مرحله سوم: فهم مقصود حدیث

پس از آنکه در مرحله فهم متن حدیث، مراد استعمالی یا همان معنای ظاهری کلام معصوم به دست آمد، باید به فهم مراد جدّی معصوم دست یافت. به نظر نگارنده، بدین منظور باید به چهار مسئله اساسی توجه کرد که عبارت است از: توجه به آموزه‌های قرآنی و سنّت، گردآوری اسباب و قرینه‌های صدور، گردآوری احادیث مشابه و معارض و استفاده از عقل و دانش‌های بشری.

3-1- توجه به آموزه‌های قرآن و سنّت

مهمترین معیار برای سنجش فهم حدیث، رجوع به آموزه‌های قرآنی بر مبنای قطعی‌الصّدور بودن قرآن و ظنّی الصّدور بودن حدیث است (شاطبی، 1425: 4: 5-6). بر اساس آموزه‌های قرآنی (حشر: 7)، پشتوانه حجیّت سنّت پیامبر9، قرآن است و در احادیث نبوی9 (حمیری، 1413: 92) و اهل بیت7 (صدوق، 1378: 367) نیز
بر این نکته تأکید شده که معیار سنجش صحّت احادیث، عرضه آن بر قرآن و
موافقت آن با قرآن یا سنّت مقطوع و احادیث دیگری از اهل بیت7 است (کشی، 1409: 224).

3-1-1- نقاط قوّت کلبرگ در توجه به آموزه­های قرآن و سنّت

نمونه­هایی از نقاط قوّت کلبرگ در توجه به آموزه­های قرآنی و سنّت در فهم احادیث بدین شرح است:

3-1-1-1- شواهد قرآنیِ قوایِ نظری امام

کلبرگ درباره مبنای قرآنیِ قوای نظری امام نیز بحث کرده است. کلبرگ می‌گوید: «بر اساس احادیث شیعی، قوای نظری امام، از سطح زمین فراتر می‌رود و گستره آن، بخش‌هایی از ملکوت و زمین را که از چشم سر، پنهان است، نیز در برمی‌گیرد». وی مبنای این باور شیعی را در آیه 75 سوره مبارکه انعام: «وَکذَلِک نُرِی إِبْرَاهِیمَ...» می‌داند و تأکید دارد که بر اساس روایات شیعی، همان توانمندی بصری که به حضرت ابراهیم7 داده شده، به امامان7 نیز اعطا شده است (Kohlberg, 2003: 126). با بررسی منابع روایی و تفسیری مرتبط (نک.: صفّار، 1404: 107؛ عیاشی، 1380: 1/363)، این دیدگاه کلبرگ تأیید می‌شود.

3-1-1-2- شواهد قرآنیِ بینا ساختن نابینا به دست امامان7

کلبرگ درصدد تحلیل قرآنیِ بینا ساختن نابینا به دست امامان7 از منظر شیعه است. وی با استناد به آیه 49 سوره مبارکه آل‌عمران و آیه 110 سوره مبارکه مائده، بینا ساختن نابینا را یکی از معجزه‌های الاهی ذکر می‌کند که به دست حضرت عیسی7 به وقوع پیوست. سپس با استناد به روایات شیعی، به دو نکته اشاره می‌کند (Kohlberg, 2003: 137): 1. این توانایی الاهی از حضرت عیسی7 به برخی از حواریون انتقال داده شد (نک.: کلینی، 1407: 2/306)؛ 2. قدرت شفای معجزه‌آسا که به حضرت مسیح7 داده شده بود، به پیامبر9 و امامان7 نیز عطا شده است (ابن عبدالوهاب، 1369: 131). بررسی منابع روایی و تفسیری مرتبط، این دیدگاه کلبرگ را تأیید می‌کند.

3-1-1-3- شواهد قرآنی مسخ دشمنان شیعه

کلبرگ به شواهد قرآنی مسخ شدنِ دشمنان امامان7 نیز اشاره کرده و بر اساس آیه 60 سوره مبارکه مائده می‌گوید: «مجازات برخی انسان‌هایی که اعمال ناپسند انجام می‌دهند، این است که مسخ شده، به میمون و خوک تبدیل می‌شوند؛ از این‌رو، مسخ انسان‌هایی که مرتکب گناهان خاصّی می‌شوند، شاهد قرآنی دارد» (Kohlberg, 2003: 143-144). بر اساس روایات شیعی، کسانی که با شیعه، دشمنی ورزیده، امامان ایشان را به شهادت برسانند، مسخ خواهند شد؛ کلبرگ به عنوان نمونه، به امویان غاصب اشاره کرده است که به وزغ تبدیل شدند (قطب‌الدین راوندی، 1409: 1/428). کلبرگ در ادامه به ذکر احادیثی در این زمینه می‌پردازد؛ در یکی از احادیث نقل شده است که امام صادق7 با دست کشیدن بر چشمان ابوبصیر، ماهیّت اکثر حُجاج را که به شکل میمون و خوک‌اند، به او نشان می‌دهد (صفّار، 1404: 270).

3-1-1-4- شواهد قرآنیِ تفاضل مقام امامان7 بر حضرت ابراهیم7

کلبرگ روایتی را نقل می‌کند (Kohlberg, 2003: 137) با این مضمون که امام هادی7 شخص کوری را شفا بخشید و در پرنده‌ای ساخته‌شده از گِل رس دمید و آن را به پرنده‌ای زنده تبدیل کرد. فردی که در مجلس حاضر بود، به ایشان گفت که تفاوتی بین امام و مسیح نیست؛ امام پاسخ داد: «من از اویم و او از من است» (بحرانی، 1413: 4/443).کلبرگ در ادامه اشاره دارد که در این روایت، امام و مسیح برابر نشان داده شده‌اند؛ امّا نظریه غالب آن است که حضرت محمّد9 و امامان7 برتر از سایر پیامبران، مانند حضرت عیسی7 و حضرت ابراهیم7 هستند (Kohlberg, 2003: 138).

کلبرگ برای این ادّعای خود به دو حدیث از اهل بیت7 استناد می‌کند؛ در حدیث اوّل، امام صادق7 تأکید فرموده‌اند که از 73 حرفی که اسم اعظم خداوند را تشکیل می‌دهند، دو حرف به حضرت عیسی7 داده شده بود که آن حضرت با کمک این دو حرف، مرده را به زندگی بازمی‌گرداند و کور و جذامی را شفا می‌بخشد. امّا پیامبر9 و امامان7، 72 حرف را در اختیار دارند (صفّار، 1404: 209). در حدیث دوّم نقل شده است که امام باقر7، جابر را به سفری می‌برد که جابر در طول آن، ظلماتی را که ذوالقرنین از میان آن گذشته بود، چشمه آب حیاتی را که خضر7 از آن نوشیده بود و پنج جهانی را که مانند جهان کنونی است، می‌بیند. امام7 توضیح می‌دهد که اینها ملکوت زمین هستند که حضرت ابراهیم7 ندیده بود (همان: 405).

البتّه می‌توان برای تکمیل مستندات این ادّعای صحیح کلبرگ، به آموزه‌های قرآنی و روایی دیگری نیز استناد جُست، مانند: 1. بر اساس آموزه‌های قرآنی، منصب امامت بر منصب نبوّت برتری دارد؛ زیرا بر اساس آیه 124 سوره بقره، حضرت ابراهیم7 در اواخر عمر خود و بعد از پیروزی در امتحان‌های مختلف و سنگین به مقام امامت رسید، در حالی که قبل از این، جایگاه رسالت را در اختیار داشت، ولی در عین حال ظرفیّت پذیرش مقام امامت را نداشت (طباطبایی، 1417: 1/270). 2. از یک سو، در آموزه‌های قرآنی (احزاب:40) و روایی (فیض کاشانی، 1415: 3/198) بر برتری پیامبر اسلام9 بر سایر انبیای الاهی تأکید شده است و از سوی دیگر، در آیه مباهله (آل عمران: 61) ذکر شده است که حضرت علی7 نفس پیامبر9 است (قاسمی، 1418: ‌2/329). از این‌رو، چنانچه امام علی7 نفس پیامبر اسلام9 باشد و پیامبر9 نیز از دیگر پیامبران الاهی برتر باشد، ناگزیر حضرت علی7، از دیگر پیامبران الاهی، برتر خواهد بود. 3. امام صادق7 فرموده است: «همانا نزد ما سرّی از اسرار خداوند و علمی از علم الاهی است که نه ملک مقرّب و نه نبی مرسل و نه مؤمن آزموده‌شده به ایمان، توان دریافت آن را ندارد و خداوند، کسی را بدان مکلّف نکرده و احدی غیر از ما [اهل بیت7] خداوند را به واسطه این علم، پرستش نکرده است» (کلینی، 1407: 1/402).

به نظر می‌رسد حدیثی که در ابتدا از امام هادی7 نقل شد که در آن حضرت فرمودند که من از حضرت عیسی7 و او از من است، در تبیین رابطه طولی و تفاضل میان ایشان نیست، بلکه درصدد تبیین این نکته است که تمامی انبیا و امامان7، به وسیله اعجازی که خداوند در زمینه‌های مختلف در اختیارشان قرار داده بود، درصدد هدایت مردم به سوی خداوند متعال بودند.

3-1-2- نقطه ضعف کلبرگ در توجه به آموزه‌های قرآن و سنّت

برجسته‌ترین نقطه ضعف روش کلبرگ در توجه به آموزه‌های قرآنی و سنّت این است که وی تأکید دارد کیفیّت جوهری که فرشتگان از آن ساخته شده‌اند، همان کیفیّت جوهری است که اجنّه از آن ساخته شده‌اند، امّا در خصوص پرسش از اینکه آیا امامان7 می‌توانند فرشتگان را ببینند، پاسخ روشنی ندارد و پس از نقل حدیثی بر این نکته تصریح می‌کند که هنگامی که امامی به امامت می‌رسد، فرشتگان برای وی دیدنی نخواهند بود (Kohlberg, 2003: 130). کلبرگ این دیدگاه خود را از حدیثی از امام صادق7 گرفته که متن آن بدین قرار است:

هنگامی که پیامبر9 رحلت فرمود، جبرئیل و دیگر فرشتگان به زمین فرود آمدند؛ چشمان علی7 باز شد و او دید که ایشان در غسل پیامبر7، نماز گزاردن بر بدن وی و حفر قبر، به وی پیوسته‌اند. آن‌گاه گوش‌های وی گشوده شد و او شنید که فرشتگان به پیامبر9 می‌گویند: او [یعنی علی] دیگر هرگز با چشمان خویش، آنها را نخواهد دید. پس از مرگ امام علی7، حسن7 و حسین7 فرشتگان را دیدند که جسد پدرشان را می‌شویند و پیامبر9 به ایشان کمک می‌کند. هنگامی که امام حسن7 وفات کرد، امام حسین7 فرشتگان را دید که جسم برادرش را می‌شویند و پیامبر9 و علی7 به ایشان کمک می‌کنند. بر پیکر امام حسین7 نیز فرشتگان، پیامبر9، امام علی7 و حسن7 حضور یافتند. این رخداد با هر امام جدیدی، تکرار می‌شد (صفّار، 1404: 225).

با تأمّلی در آموزه‌های قرآن و سنّت درباره این ادّعای کلبرگ، سه نکته اساسی در ردّ ادّعای وی به دست می‌آید:

1. بر اساس آموزه‌های قرآنی، انسان‌های مخلصی مانند حضرت مریم (مریم: 17) و آسیه، همسر حضرت ابراهیم7 (هود: 71) فرشتگان را دیده‌اند. حتّی افراد منحرف قوم لوط نیز فرشتگان عذاب خویش را دیده‌اند (هود: 78) که این مسئله فضیلتی برای آن قوم نیست. اگر افرادی که دارای عصمت مطلق نیستند، می‌توانند فرشتگان را مشاهده کنند، چگونه می‌توان مشاهده فرشتگان را برای فردی که به امامت رسیده و دارای عصمت مطلق است، ناممکن دانست؟

2. کلبرگ می‌گوید «شاید این باور که امامِ حاضر نمی‌تواند فرشتگان را ببیند، با نظریه امامیِ محدَّث بودن امام ارتباط داشته باشد. بر اساس این نظریه، وحی ای که هم با شنیدن صدای فرشته و هم با دیدن وی دریافت شود، امتیاز خاص انبیا7 است و امامان7 معرفت را فقط از طریق شنوایی دریافت می‌کنند» (Kohlberg, 2003: 131). این نظریه می‌تواند تنها ناظر به دریافت الهام الاهی باشد؛ بدین معنا که تنها در هنگام دریافت الهام الاهی، امام نمی‌تواند فرشته را ببیند. بنابراین شاید بتوان حدیثی که مورد استناد کلبرگ قرار گرفته است را این‌گونه معنا کرد که امام، فرشتگان مخصوص تدفین را در مراحل دیگر زندگیِ خویش، مشاهده نخواهند کرد.

3. کلبرگ در ادامه، با ذکر دو حدیث، ادّعای خود را نقض می‌کند (Kohlberg, 2003: 131). وی حدیثی را از امام صادق7 نقل می‌کند که در آن، حضرت از امامانی سخن می‌گوید که معرفت را از مخلوقی بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل می‌گیرند و ایشان او را با چشمان خود می‌بینند (صفّار، 1404: 231). همچنین در حدیث دیگری از امام صادق7، امام7 و فرد همراه ایشان، حضرت جبرئیل و حضرت عزرائیل را مشاهده کرده­اند (همان: 234).

3-2- گردآوری اسباب و قرینه‌های صدور

منظور از سبب صدور حدیث، شرایطی است که موجب شده است پیامبر9 (ابن ابی‌شهبه، بی‌تا: 467) و اهل بیت7 سخنی بگویند. اسباب صدور حدیث به شکل قرینه‌هایی چون شرایط تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، حالت‌های گفت‌وگو و پرسش‌های نهان راوی حدیث است (فرزند وحی، 1387: 82). قرینه، هر چیزی است که همراه کلام بوده، مخاطب را به معنایی که مراد جدّی متکلّم است، راهنمایی می‌کند.

3-2-1- نقطۀ قوّت در گردآوری اسباب صدور و قرینه ها

کلبرگ روایتی را از امام باقر7 نقل می‌کند ( Kohlberg, 2003: 129):

مبصر بیاع الزوطی به خانه امام باقر7 آمد و بر در کوبید، کنیز جوانی در را گشود. مبصر دست بر سینه او نهاد و از او خواست تا امام را از حضورش مطلع سازد. در آن لحظه، امام باقر7 که در گوشه دیگرِ خانه بود، به وی گفت وارد شود و فرمود: «اگر این دیوارها، دیدِ ما را می‌پوشاندند، چنان‌که دیدگان شما را می‌پوشانند، شما و ما [یعنی امامان] یکسان بودیم». مبصر در پاسخ به توبیخ رفتار گستاخانه‌اش گفت: «من فقط می‌خواستم اعتقاد خود را محکم سازم» (ابن شهرآشوب مازندرانی، 1379: 4/182).

 کلبرگ بر اساس قراین موجود در این روایت می‌گوید که قوای فرابشری امامان7 ارتباط نزدیکی با معرفت ایشان از امور نهان دارد و در حدیث مذکور، بر قوای بصری ایشان تأکید شده است.

3-2-2- نقاط ضعف در گردآوری اسباب صدور و قرینه­ها

نقطه ضعف برجسته‌ای در روش کلبرگ برای گردآوری اسباب صدور و قرینه‌ها مشاهده نشد.

3-3- گردآوری احادیث مشابه و معارض

مهمترین کارکرد گردآوری احادیث مشابه و تشکیل خانواده حدیث، شناخت انواع روایات، کشف روابط میان روایات و کشف معنای جامع از مجموع روایات مشابه است (معارف، 1383: 46- 74). باید به احادیث معارض با حدیث که بر اساس عوامل متعدّدی مانند تقیه، تدریجی بودن بیان احکام، اختلاف سطح بینش راویان، دخالت‌های عمدی و غیرعمدی راویان و ناسخان ایجاد شده‌اند (سیستانی، 1414: 26)، نیز عنایت داشت. گاهی با دستیابی به احادیث معارض، فهم اولیّه از حدیث، عمیق‌تر یا دگرگون می‌شود.

3-3-1- نقاط قوّتِ گردآوریِ احادیث مشابه و معارض

برخی نقاط قوّت روش کلبرگ در گردآوری احادیث مشابه و معارض عبارت است از:

3-3-1-1- زمان دقیق دستیابی امام بر عمود نور

کلبرگ مسئله دستیابی به عمود نور را از توانمندی‌های بی‌نظیر امامان7 می‌داند و درباره زمانی که این توانمندی در اختیار امام قرار می‌گیرد، پنج‌گونه روایات معارضِ را گزارش می‌کند (Kohlberg, 2003: 125): هنگامی که امام به این دنیا می‌آید (صفّار، 1404: 431)، هنگامی که سخن گفتن را آغاز می‌کند (همان)، زمانی که راه رفتن را می‌آموزد (همان: 432)، هنگامی که به دوران جوانی می‌رسد (همان) و هنگامی که به امامت می‌رسد (همان). کلبرگ پس از ذکر این اختلاف‌نظر‌ها درباره زمان دقیق دستیابی امام بر عمود نور، ریشه این اختلاف را در پاسخ به این پرسش می‌داند که آیا قوای فرا انسانی امام، فطری است یا اینکه امام، این قوا را در مرحله‌ای از زندگی خویش، دریافت می‌کند؟

برای تکمیل مباحث کلبرگ، باید به سه نکته توجّه کرد:

 1. در روایات، زمان دیگری نیز برای دستیابی امام بر عمود نور نقل شده است که آن، چهل روز پس از انعقاد نطفه امام است (همان: 439).

2. در خصوص چیستی عمود نور، روایات متعدّدی از اهل بیت7 وارد شده است؛ امام باقر7 آن را جواب­گوی نیازهای امام (همان: 442) و امام صادق7 آن را مساعدت روح القدس در آگاهی امام از شرق و غرب عالم می‌داند (همان: 454) و امام رضا7 مراد از عمود نور را مَلَکی دانسته که در هر شهری موکّل است و خداوند به وسیله آن، اعمال بندگان آن شهر را بالا برده و نمایان می‌سازد (کلینی، 1407: 1/388). با جمع‌بندی این سخنان، می‌توان عمود نور را حاصل اعمال انسان‌ها دانست که امام با مساعدت روح القدس و نگریستن در این عمودها که از هر شهر و آبادی‌ای ساطع می‌شود، بر اعمال بندگان آگاهی می‌یابد (رضوی، 1391: 179). این مسئله بیانگر جایگاه بی‌نظیر امامان7 در نظام هستی و نقش آنان در تکامل روحی انسان است (رضوی، شاکر، 1391: 63).

3. در پاسخ به پرسشی که کلبرگ مطرح کرد، باید گفت که این مواهب به صورت بالقوّه در فطرت هر فردی وجود دارد، امّا امامان7 بر اثر شایستگی و لیاقتی که دارند، آن را به عالی‌ترین حدّ به فعلیّت رسانده‌اند. مانند عصمت که هر انسانی می‌تواند به درجه‌ای از آن برسد امّا امامان7، علاوه بر آن مراتب فطری و اکتسابی، خداوند با لطف خود (حلّی، 1365: 66) بالاترین حدّ عصمت را برای آنها رقم می‌زند تا ایشان به دلیل نقش بی‌نظیر خود در هدایت هستی، از هرگونه گناه (ابن أبی‌الحدید، 1404: 7/ 8) و خطا (مغنیه، 1414: 191) مصون باشند. این در حالی است که امامان7 توانایی انجام گناه و خطا را دارند (السیوری، 1422: 170) و بدون هیچ‌گونه اجباری (طوسی، 1413: 72) که نافی قدرت و اختیارشان باشد، از انجام آن اجتناب می‌کنند. عمود نور مرتبط با علم امامان7 است؛ امامان7 علم خود را که شامل هر علم دینی و دنیایی می‌شود که لازمه مقام امامت است (بحرانی، 1406: 179)، از پیامبر9 به ارث برده‌اند (کلینی، 1407: 1/58) و برخی از علوم دیگر نیز به اذن خداوند و به تدریج، در زمان حیاتشان به ایشان اعطا می‌گردد (همان: 1/253).

3-3-1-2- شباهت حضرت ابراهیم7 و امامان7 در مشاهده ملکوت

کلبرگ به ذکر روایات مشابهی در خصوص شباهت میان حضرت ابراهیم7 و امامان7، می‌پردازد. وی در ابتدا حدیثی از امام صادق7 در این باره نقل کرده است (Kohlberg, 2003: 127):

هفت آسمان بر ابراهیم گشوده شد تا او بتواند آسمان هفتم و آنچه را در آن است ببیند؛ به همین ترتیب، هفت لایه زمین گشوده شد تا او بتواند آنها و آنچه را در آن‌ است ببیند؛ همین برای حضرت محمّد9 روی داد و من معتقدم برای صاحب شما [یعنی علی7] و امامان پس از وی نیز روی داده است (قطب‌الدین راوندی، 1409: 2/867).

سپس کلبرگ برای تبیین و تأیید این حدیث، در پاورقی و متن اصلی مقاله به دو حدیث مشابه اشاره می‌کند؛ امام باقر7 فرمودند: «برای حضرت ابراهیم7، زمین و هر که بر آن است و آسمان و هر که در آن است و فرشته‌ای که آسمان و عرش را حمل می‌کند و هر که در آنهاست، گشوده شد و این امر برای رسول خدا9 و امیرالمؤمنین7 نیز به وقوع پیوست» (بحرانی، 1416: ‌2/434). نیز امام صادق7 فرمودند: «خدا آسمان‌ها را بر ابراهیم7 گشود و وی آنچه را بالای عرش بود دید و زمین برای وی حرکت داده شد و وی آنچه را زیر مرزهای آن بود دید. همین برای محمّد9 روی داد. من معتقدم این حالت برای صاحب شما و امامان پس از وی نیز روی داده است» (قمی مشهدی، 1368: 4/ 368).

3-3-1-3- قابل مشاهده بودن امام برای تمامی مردم

کلبرگ درباره این نکته که امامان می‌توانند اشیای دوردست را ببینند، واقعه‌ای را از عبدالله  بن ‌بکیر نقل می‌کند (Kohlberg, 2003: 12) با این مضمون که بکیر و امام صادق7 در راه مکّه به مدینه به کوهی به نام الغمد (اندوه) می‌رسند و امام به ابن‌بکیر فرمود: «زیر این کوه یکی از دره‌های دوزخ است که در آن قاتلان امام حسین7 و دشمنان شیعه، تحت شکنجه‌های وحشتناک قرار دارند». پس بکیر از امام پرسید که آیا وی می‌تواند هر چیزی را که میان مشرق و مغرب است ببیند؟ امام صادق7 فرمود: «به واقع چنین است؛ چگونه ممکن است امام، حجّت خدا بر زمین باشد و نتواند هر کس را که در آن است، ببیند؟ چگونه می‌تواند وظایف خود را انجام دهد اگر نتواند تمام نوع بشر را ببیند و از سوی آنان دیده شود» (ابن قولویه، 1356: 326).

سپس کلبرگ می‌گوید این نکته که امام بر همه مرئی است، در این حدیث بیش از این دنبال نشده است، امّا در گفت‌وگوی دیگری میان امام صادق7 و ابن  بکیر تبیین شده است:

امام می‌پرسد: «چگونه پیامبر9 می‌توانست پیام خود را به تمام نوع بشر برساند، در حالی که در مدینه اقامت داشته است؟» ابن  بکیر پاسخ داد که نمی‌داند و امام توضیح می‌دهد: «جبرئیل به فرمان خدا، زمین را با پری از بال خود از جای کَند و آن را برای محمّد9 بالا آورد، به نحوی که مانند کف دستش در برابر وی باشد. بدین‌ترتیب، او می‌توانست به تمام مردم جهان بنگرد و هر گروه را به زبان خودشان مورد خطاب قرار دهد [و احتمالاً هر گروهی می‌توانست او را ببیند]» (بحرانی، 1416: 4/522).

 کلبرگ در ادامه می‌گوید احتمالاً امامان نیز می‌توانستند انسان‌ها را به همین شیوه ببینند. در حدیثی که ذکر آن گذشت کلبرگ برای دستیابی به فهم کاملی از حدیث، از حدیث مشابهی استفاده کرده است.

3-3-1-4- نشان دادن غیب به دیگران

کلبرگ درباره اینکه امامان می‌توانند غیب و نادیدنی‌ها را به دیگران هم نشان بدهند، روایتی نقل می‌کند (Kohlberg, 2003: 129):

 هنگامی که جابر بن‌یزید از امام باقر7 درباره آیه 75 سوره انعام پرسید، امام دست خود را بالا برد و از جابر خواست که سرش را بالا ببرد. جابر به بالا نگریست و دید که سقف خانه‌ای که در آن سکونت دارند، تَرَک برداشته است. از میان تَرَک نگریست و نور خیره‌کننده‌ای را دید. امام توضیح داد که ابراهیم این‌گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را دید. سپس به جابر گفت به زمین بنگرد و پس از آن سر خود را بالا بیاورد. هنگامی که جابر به بالا نگریست، دید که تَرَک، ناپدید شده است (ابن شهرآشوب مازندرانی، 1379: 4/194).

وی برای تبیین بهتر حدیث مذکور، روایتی مشابه امّا طولانی‌تر را از امام باقر7 نقل می‌کند (صفّار، 1404: 404) و به منظور تبیین حدیث می‌افزاید که جابر در این روایت، نخست با تقویت بینایی‌اش و سپس با انتقال فیزیکی به مکان‌های دوردست، آن مکان‌ها را می‌بیند ( Kohlberg , 2003: 129).

کلبرگ در ادامه و برای تأکید بر این مسئله که امامان می‌تواننددیگران را وادار به دیدن غیب کنند، حدیثی را از امام هادی7 نقل می‌کند:

فردی به نام صالح بن‌سعید حیرت خود را از منزلگاه نامناسب امام، بیان می‌کند و امام در پاسخ، با دست خود اشاره‌ای می‌کند و صالح، باغ‌های زیبا و سرسبز را با زنانی آغشته به عطر، جوانانی به زیبایی مرواریدهای پنهان، پرندگان، غزالان و نهرهای جاری می‌بیند. امام تأکید فرمودند: «مکانی که هم­اکنون دیده‌ است، آماده استقبال از امامان است» (صفّار، 1404: 406).

کلبرگ در پاورقی، به استناد منابعی چون الکافی (کلینی،1407: 1/498) و اعلام الوری بأعلام الهدی (طبرسی،1390: 365)، روایت تقریباً مشابهی را نقل می‌کند و در تحلیل روایات به دیدگاه مجلسی استناد می‌کند (Kohlberg, 2003: 135) که بر اساس آن، خداوند بینایی صالح را به طور موقّت تقویت کرد و بدین ترتیب او توانست بنده‌های لطیف ایشان را ببیند که ادراک آنها معمولاً برای فانیان معمولی، منع شده است (مجلسی، 1404: 6/115).

3-3-2- بی‌توجهی به احادیث مشابه و معارض

نگارنده با بررسی دقیق مقاله کلبرگ، نمونهمجزّایی از بی‌توجهی او به احادیث مشابه و معارض به دست نیاورد.

3-4- استفاده از عقل و دانش‌های بشری

برای دستیابی به مقصود حقیقی از متن حدیث، باید از عقل و دانش‌های بشری- شاخه‌های مرتبط از علوم انسانی و تجربی- بهره گرفت. با توجه به محدودیت‌های عمر بشر و امکانات مادّی، باید فقط به دسته‌ای از گزاره‌های علمی توجه می‌شود که ارتباط آن با محتوای حدیث، ارتباطی عقلانی و حتّی تجربه‌شده باشد و باید از هرگونه ارتباط‌های تصادفی و همچنین احتمال‌های دور از ذهن اجتناب کرد (مسعودی، 1389: 170-173). توجهکلبرگ به عقل و دانش‌های بشری برای فهم حدیث مشهود است؛ وی احادیثی را درباره مرئی بودن امام برای همه مردم نقل می‌کند (ابن قولویه، 1356: 326) و در پاورقی، متذکّر می‌شود که بر اساس بدیهیّات عقلی و روایات مرتبط با غیبت امام زمان (عج)، این باور را که دیگران باید همیشه امام را ببینند، نمی‌توان به سادگی با غیبت او جمع کرد. سپس تأکید می‌کند روایات مرتبط با دیدن امام، پیش از روایات مرتبط با غیبت، صادر شده‌اند (Kohlberg, 2003: 128).

نتیجه

برآیند مباحث مطرح‌شده در این پژوهش را می‌توان در سه نکته خلاصه کرد:

1. پژوهش‌های خاورشناسان درباره مسئله امامت را می‌توان از جهت روشی که آنها برای فهم احادیث برمی‌گزینند، بررسی و نقد کرد. به نظر نگارنده  برای فهم حدیث و همچنین داشتن معیاری برای سنجش روش فهم حدیث خاورشناسان، می‌توان فرایندی سه مرحله‌ای شامل: دستیابی به حدیث صحیح، فهم متن حدیث و فهم مقصود حدیث را در نظر گرفت.

2. روش کلبرگ در فهم احادیث بر اساس مقاله «امام و قوای بصری»، در مرحله دستیابی به حدیث، نقاط قوّتی دارد که عبارت است از: اذعان به وضعیّت رجالی برخی راویان؛ تطبیق افراد موجود در اسناد حدیث؛ استناد به منابع معتبر شیعی؛ دقّت در منابع برخی روایات؛ توجه به آفت‌های احتمالی در هنگام صدور و نقل حدیث. روش وی برای فهم مقصود حدیث نیز نقاط قوتی دارد مانند ارائه شواهد قرآنی و روایی برای مواردی چون: قوای نظری امام، بینا ساختن نابینا توسّط امامان، مسخ دشمنان شیعه و تفاضل مقام امامان7 بر حضرت ابراهیم7؛ استفاده از احادیث مشابه و معارض برای تبیین مسائلی چون زمان دقیق دستیابی امام بر عمود نور، شباهت حضرت ابراهیم7 و امامان7 در مشاهده ملکوت، قابل مشاهده بودن امام برای همه مردم و نشان دادن غیب به دیگران توسط امام.

3. می‌توان بی‌دقّتی در برخی انتساب‌ها، استفاده از منابع نامعتبر یا خدشه‌دار، مراجعه نکردن به منابع لغوی معتبر در فهم معنای واژه و بی‌توجهی به سبب صدور حدیث در برخی  موارد را از نقاط ضعف روش کلبرگ دانست.

پی‌نوشت‌ها



[i]. وی اغلب درصدد تضعیف و نفی تشیّع و بنیان‌های فکری آن، از جمله آموزه امامت است.

[ii]. نگارنده، این نمودار مربوطه را پس از مطالعه برخی از آثار برجسته در زمینه روش خوانش و فهم حدیث در میان صاحب‌نظران- مانند آثار و نظرات حجج اسلام دکتر مسعودی، دکتر نصیری، دکتر طباطبایی، دکتر میرجلیلی و آقای دکتر معماریان- ترسیم کرده است.

 

[iii]. مانند عنایت به کمیّت (مامقانی، 1428: 1/80؛ عتر، 1418: 404)، کیفیّت (ابن صلاح، 1421: 36) و ارتباط (سیوطی، بی‌تا: 1/۱۹۹) راویان حدیث و اعتبار منابعی که حدیث در آن ذکر شده است.

3. مانند توجه به آسیب‌های مرحله صدور از جمله: بیان تدریجی (شهید ثانی، 1364: 158-157)، تقیّه (برقی، 1371: 1/ 275) و... و مرحله نقل حدیث از جمله: درج (میرداماد،1380: 210)، وضع (فلاته، 1401: 1/108) و... .

[v]. این فرقه امروزه در سوریه به‌ویژه در کوه‌های لاذقیه، طرابلس، حمات و دمشق استقرار دارد.

[vi]. البتّه کلبرگ در پاورقی، نظر اوّل یعنی رؤیت قلبی را می‌پذیرد که این امر می‌تواند ریشه در نگرش متافیزیکی وی داشته باشد.

 

منابع

قرآن کریم.

ابن­ابی­شبهه، محمّدبن­محمّد (بی‌تا)، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث، قاهره: دار الفکر العربی.

ابن­ابی‌الثلج بغدادی، محمّد بن‌احمد (1410). تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمه (علیهم السلام)، تحقیق: محمّدرضا جلالی حسینی، قم: آل البیت.

ابن­أبی‌الحدید، عبدالحمید بن‌هبه‌الله (1404). شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیت الله المرعشی النجفی.

ابن­الغضائری، احمد بن‌حسین (1364). الرجال، تحقیق: نویسنده: محمّد رضا حسینی، قم: دارالحدیث.

ابن­شهرآشوب مازندرانی، محمّد بن‌علی (1379). مناقب آل أبی طالب:، قم: علّامه.

ابن­صلاح، عثمان بن‌عبدالرحمان (1421). علوم الحدیث، تحقیق: نورالدین عتر، بیروت: دارالفکر المعاصر.

ابن­عبدالوهّاب، حسین (1369). عیون المعجزات، نجف: منشورات المطبعة الحیدریة.

ابن­قولویه، جعفر بن‌محمّد (1356). کامل الزیارات، تحقیق: عبدالحسین امینی، نجف اشرف: دارالمرتضویة.

اشعری قمی، سعد (1360). المقالات و الفرق، بی‌جا: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوّم.

 

اشعری، ابوالحسن (1400). مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ویسبادن: فرانس شتاینر، چاپ سوّم.

افندی، عبدالله (1401). ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.

امیری، محمّد مقداد (1390ش). «غدیرخم در آثار پژوهشی انگلیسی زبان غرب»، فصلنامه امامت پژوهی، شماره3، صص250-191.

امینی، عبدالحسین (1397). الغدیر، بیروت: دارالکتاب العربی.

آقابزرگ تهرانی، محمّد محسن (1403). الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت: دارالأضواء.

بحرانی، ابن میثم (1406). قواعد المرام فی علم الکلام، تحقیق: سید احمد حسینی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوّم.

بحرانی، سید هاشم (1413). مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر، قم:مؤسسة المعارف الإسلامیة.

بحرانی، سید هاشم (1416).‌ البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسه البعثة، تهران: بنیاد بعثت.

برقی، احمد بن‌محمّد (1371). المحاسن، تصحیح: جلال الدین محدّث، قم: دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوّم.

ثعالبی، عبدالرحمن بن‌محمّد (1418). جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، تحقیق: محمّدعلی معوّض، عادل احمد عبدالموجود، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

جرجانی، علی بن‌محمّد (1411). التعریفات، تحقیق:محمّد بن‌عبدالحکیم قاضی، قاهره/ بیروت: دارالکتاب المصری/ دارالکتاب اللبنانی.

حافظ برسی، رجب بن‌محمّد (1422). مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین، تحقیق: علی عاشور، بیروت: أعلمی.

حر عاملی، محمّد بن‌حسن (1362). أمل الآمل فی علماء جبل عامل، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، قم: دارالکتب الاسلامی.

حلّی، حسن بن‌علی بن‌داود (1342). الرجال، تهران: دانشگاه تهران.

حلّی، حسن بن‌یوسف (1365). الباب الحادی عشر، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی.

خصیبی، حسین بن‌حمدان (1419). الهدایة الکبری،‌ بیروت: البلاغ.

خویی، ابوالقاسم (1372). معجم رجال حدیث، قم: مرکز نشر الثقافة الأسلامیة فی العالم.

ذهبی، محمّد بن‌احمد (1414). سیر اعلام النبلاء، تحقیق: شعیب ارناووط، مؤسسة الرسالة.

راغب اصفهانی، حسین بن‌محمّد (1412). مفردات ألفاظ القرآن، تصحیح: صفوان عدنان داوودی، بیروت- دمشق: دار القلم- الدار الشامیه.

رضوی، رسول، شاکر، محمّدتقی (1391).«چیستی عمود نور»، علوم حدیث، شماره 63، صص65-42.

رضوی، محمّد امین (1391). تجسّم عمل یا تبدل نیرو به مادّه، تهران: آفتاب.

زمخشری، محمود (1407). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ سوّم.

سکّاکی، یوسف بن‌ابی­بکر (1430). مفتاح العلوم، تحقیق: عبدالحمید هنداوی، بیروت: دارالکتب العلمیة/ منشورات محمّدعلی بیضون.

سیستانی، سیدعلی (1414). الرافد فی علم الاصول، سیدمنیر سیدعدنان، قم: مکتبة آیت الله سیستانی.

السیوری، مقداد بن‌عبدالله (1422). اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، تحقیق: قاضی طباطبائی، چاپ دوّم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

سیوطی، جلال الدین (بی‌تا). تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، تحقیق: ابوقتیبه نظر محمّد فاریابی، بی‌جا: دار طیبة.

شاطبی، ابواسحاق (1425). الموافقات فی اصول الفقة، تحقیق: عبدالله دراز، بیروت: دارالکتب العلمیة.

شهید ثانی، زین الدین بن‌علی (1364). معالم الدین وملاذ المجتهدین، قم: انتشارات اسلامی.

صدوق، محمّد بن‌علی (1378). عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران، نشرجهان.

صفّار، محمّد بن‌حسن (1404). بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، تصحیح: محسن کوچه باغی، قم: مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، چاپ دوّم.

طباطبایی، سیّد محمّد حسین (1417). المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

طبرسی، احمد بن‌علی (1403). الإحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق: محمّدباقر خرسان، مشهد: نشر مرتضی.

طبرسی، فضل بن‌حسن (1377). تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ‌.

طبرسی، فضل بن‌حسن (1390). إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران: اسلامیه، چاپ سوّم.

طوسی، خواجه نصیر الدین (1407). تجرید الاعتقاد، تحقیق: حسینی جلالی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.‌

طوسی، خواجه نصیر الدین (1413). قواعد العقائد، تحقیق: علی حسن خازم، لبنان: دار الغربة.‌

طوسی، محمّد بن‌حسن (1373). رجال، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ سوّم.

طوسی، محمّد بن‌حسن (1411). الغیبة، تصحیح: عبادالله تهرانی، قم: علی احمد ناصح، دارالمعارف الإسلامیة.

طوسی، محمّد بن‌حسن (1420). فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، تحقیق: عبدالعزیز طباطبائی، قم: مکتبة المحقق الطباطبائی.

عتر، نورالدین (1418). منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق: دارالفکر، چاپ سوّم.

عرب، مرتضی، نقی زاده، حسن (1390). «بازکاوی اعتبار رجالی محمّد بن‌سنان»، فصلنامه علمی- پژوهشی کتاب قیّم، شماره2، ص170-147.

عکبری، عبدالله بن‌حسین (1416). اللباب فی علل البناء و الاعراب، تحقیق: عبداله نبهان، دمشق، دارالفکر.

علم الهدی، سید مرتضی (1410). الشافی فی الإمامة، تحقیق: سید عبد الزهراء حسینی، تهران، مؤسسه الصادق7، چاپ دوم.

عیاشی، محمّد بن‌مسعود (1380). تفسیر العیاشی، تحقیق: هاشم رسولی محلاتی، تهران: المطبعة العلمیة.‌

فرات کوفی، فرات بن‌ابراهیم (1410). تفسیر فرات الکوفی، تحقیق: محمّد کاظم محمودی، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی.

فراهیدی، خلیل بن‌احمد (1409) کتاب العین، چاپ دوّم، قم: نشر هجرت.

فرایمن، ارون (1386). «زندگی‌نامه حسین بن‌حمدان خصیبی، بنیانگذار فرقه نصیری- علوی»، نشریه هفت آسمان، شماره33، صص137-170.

فرزند وحی، جمال، شهروزی، محمّدجعفر (1387). «اسباب ورود حدیث در کافی»، فصلنامه علمی- ترویجی سفینه، شماره 19، ص109-78.

فلاته، عمر بن‌حسن (1401). الوضع فی الحدیث، بیروت/دمشق: موسسة مناهل العرفان/مکتبة الغزالی.

فیض کاشانی، محمّد (1415). تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران: مکتبة الصدر، چاپ دوّم.

قاسمی، جمال الدین (1418). محاسن التاویل، تحقیق: محمّد باسل عیون السود، بیروت: دارالکتب العلمیه.

قطب الدین راوندی، سعید بن‌هبة الله (1409). الخرائج و الجرائح، تحقیق:مؤسسة الإمام المهدی (عج)،قم:مؤسسه امام مهدی (عج).

قمی مشهدی، محمّد (1368). تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق: حسین درگاهی، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی.‌

قمی، علی بن‌ابراهیم (1367). تفسیر قمی، تحقیق: سید طیب موسوی جزایری، قم: دارالکتاب، چاپ چهارم.

کشی، محمّد بن‌عمر (1409). إختیار معرفة الرجال، تصحیح: محمّد بن‌حسن طوسی، تحقیق: حسن مصطفوی، مشهد: مؤسّسه نشر دانشگاه فردوسی.

کلبرگ، اتان (1390). «امام و قوای بصری»، مترجم: ابوالفضل حقیری، فصلنامه امامت پژوهی، شماره 3، ص148-113.

کلینی، محمّد بن‌یعقوب (1407). الکافی، تصحیح: علی اکبر غفاری و محمّد آخوندی، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.

مامقانی، عبدالله (1428). مقیاس الهدایة فی علم الدرایة، تحقیق: محمّدرضا مامقانی، قم: دلیل ما.

مجلسی، محمّدباقر (1403). بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوّم.

مجلسی، محمّدباقر (1404). مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: هاشم رسولی محلّاتی، تهران: دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوّم.

محقّق حلّی، جعفر بن‌حسن (1421). المسلک فی أصول الدین، تحقیق: رضا استادی،‌ مشهد: آستان قدس رضوی.

محمدی صبور، حمید (27/04/1395). «اتان کلبرگ، صهیونیست ضد تشیع»، پایگاه علم و دانش‌پژوهی هادی، http://www.haadi.ir/News-462.

مسعودی، عبدالهادی (1389). روش فهم حدیث، تهران: انتشارات سمت و دانشکده علوم حدیث.

مشکور، محمّد جواد (1372). فرهنگ فرق اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی چاپ دوّم.

معارف، مجید (1383). «خانواده حدیث و نقش آن در فقه الحدیث»، فصلنامه علمی- پژوهشی پژوهش دینی، شماره8، ص46- 74.

مغنیه، محمّد جواد (1414). الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة، بیروت: مؤسسة عزّالدین.

مفید، محمّد بن‌محمّد (1413). الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید.

میرداماد، محمّدباقر (1380). الرواشح السماویة، قم: دارالحدیث.

نجاشی، احمد بن‌علی (1365). الرجال، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجامعة المدرسین، چاپ ششم.

نویسندگان (1390). «پرونده علمی امامت پژوهان غرب انگلیسی زبان» فصلنامه امامت پژوهی، شماره 1، ص173-157.

 

Kohlberg ,Etan (2003) "Vision and the Imams",in: Autour du regard: Melanges Gimaret, Ed. E. Chaumont, avec la collaboration de D. Aigle, M.A. AmirـMoezzi et P. Lory, Peeters

Hegel, Georg Wilhelm Friedrich (2001), The Philosophy of History. With Prefaces by Charles Hegel and the Translator, J. Sibree, M.A, Batoche book, Canada.

 

 

منابع

قرآن کریم.

ابن­ابی­شبهه، محمّدبن­محمّد (بی‌تا)، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث، قاهره: دار الفکر العربی.

ابن­ابی‌الثلج بغدادی، محمّد بن‌احمد (1410). تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمه (علیهم السلام)، تحقیق: محمّدرضا جلالی حسینی، قم: آل البیت.

ابن­أبی‌الحدید، عبدالحمید بن‌هبه‌الله (1404). شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیت الله المرعشی النجفی.

ابن­الغضائری، احمد بن‌حسین (1364). الرجال، تحقیق: نویسنده: محمّد رضا حسینی، قم: دارالحدیث.

ابن­شهرآشوب مازندرانی، محمّد بن‌علی (1379). مناقب آل أبی طالب:، قم: علّامه.

ابن­صلاح، عثمان بن‌عبدالرحمان (1421). علوم الحدیث، تحقیق: نورالدین عتر، بیروت: دارالفکر المعاصر.

ابن­عبدالوهّاب، حسین (1369). عیون المعجزات، نجف: منشورات المطبعة الحیدریة.

ابن­قولویه، جعفر بن‌محمّد (1356). کامل الزیارات، تحقیق: عبدالحسین امینی، نجف اشرف: دارالمرتضویة.

اشعری قمی، سعد (1360). المقالات و الفرق، بی‌جا: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوّم.

 

اشعری، ابوالحسن (1400). مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ویسبادن: فرانس شتاینر، چاپ سوّم.

افندی، عبدالله (1401). ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.

امیری، محمّد مقداد (1390ش). «غدیرخم در آثار پژوهشی انگلیسی زبان غرب»، فصلنامه امامت پژوهی، شماره3، صص250-191.

امینی، عبدالحسین (1397). الغدیر، بیروت: دارالکتاب العربی.

آقابزرگ تهرانی، محمّد محسن (1403). الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت: دارالأضواء.

بحرانی، ابن میثم (1406). قواعد المرام فی علم الکلام، تحقیق: سید احمد حسینی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوّم.

بحرانی، سید هاشم (1413). مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر، قم:مؤسسة المعارف الإسلامیة.

بحرانی، سید هاشم (1416).‌ البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسه البعثة، تهران: بنیاد بعثت.

برقی، احمد بن‌محمّد (1371). المحاسن، تصحیح: جلال الدین محدّث، قم: دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوّم.

ثعالبی، عبدالرحمن بن‌محمّد (1418). جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، تحقیق: محمّدعلی معوّض، عادل احمد عبدالموجود، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

جرجانی، علی بن‌محمّد (1411). التعریفات، تحقیق:محمّد بن‌عبدالحکیم قاضی، قاهره/ بیروت: دارالکتاب المصری/ دارالکتاب اللبنانی.

حافظ برسی، رجب بن‌محمّد (1422). مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین، تحقیق: علی عاشور، بیروت: أعلمی.

حر عاملی، محمّد بن‌حسن (1362). أمل الآمل فی علماء جبل عامل، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، قم: دارالکتب الاسلامی.

حلّی، حسن بن‌علی بن‌داود (1342). الرجال، تهران: دانشگاه تهران.

حلّی، حسن بن‌یوسف (1365). الباب الحادی عشر، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی.

خصیبی، حسین بن‌حمدان (1419). الهدایة الکبری،‌ بیروت: البلاغ.

خویی، ابوالقاسم (1372). معجم رجال حدیث، قم: مرکز نشر الثقافة الأسلامیة فی العالم.

ذهبی، محمّد بن‌احمد (1414). سیر اعلام النبلاء، تحقیق: شعیب ارناووط، مؤسسة الرسالة.

راغب اصفهانی، حسین بن‌محمّد (1412). مفردات ألفاظ القرآن، تصحیح: صفوان عدنان داوودی، بیروت- دمشق: دار القلم- الدار الشامیه.

رضوی، رسول، شاکر، محمّدتقی (1391).«چیستی عمود نور»، علوم حدیث، شماره 63، صص65-42.

رضوی، محمّد امین (1391). تجسّم عمل یا تبدل نیرو به مادّه، تهران: آفتاب.

زمخشری، محمود (1407). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دار الکتاب العربی، چاپ سوّم.

سکّاکی، یوسف بن‌ابی­بکر (1430). مفتاح العلوم، تحقیق: عبدالحمید هنداوی، بیروت: دارالکتب العلمیة/ منشورات محمّدعلی بیضون.

سیستانی، سیدعلی (1414). الرافد فی علم الاصول، سیدمنیر سیدعدنان، قم: مکتبة آیت الله سیستانی.

السیوری، مقداد بن‌عبدالله (1422). اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، تحقیق: قاضی طباطبائی، چاپ دوّم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

سیوطی، جلال الدین (بی‌تا). تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، تحقیق: ابوقتیبه نظر محمّد فاریابی، بی‌جا: دار طیبة.

شاطبی، ابواسحاق (1425). الموافقات فی اصول الفقة، تحقیق: عبدالله دراز، بیروت: دارالکتب العلمیة.

شهید ثانی، زین الدین بن‌علی (1364). معالم الدین وملاذ المجتهدین، قم: انتشارات اسلامی.

صدوق، محمّد بن‌علی (1378). عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران، نشرجهان.

صفّار، محمّد بن‌حسن (1404). بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، تصحیح: محسن کوچه باغی، قم: مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، چاپ دوّم.

طباطبایی، سیّد محمّد حسین (1417). المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

طبرسی، احمد بن‌علی (1403). الإحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق: محمّدباقر خرسان، مشهد: نشر مرتضی.

طبرسی، فضل بن‌حسن (1377). تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ‌.

طبرسی، فضل بن‌حسن (1390). إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران: اسلامیه، چاپ سوّم.

طوسی، خواجه نصیر الدین (1407). تجرید الاعتقاد، تحقیق: حسینی جلالی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.‌

طوسی، خواجه نصیر الدین (1413). قواعد العقائد، تحقیق: علی حسن خازم، لبنان: دار الغربة.‌

طوسی، محمّد بن‌حسن (1373). رجال، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین، چاپ سوّم.

طوسی، محمّد بن‌حسن (1411). الغیبة، تصحیح: عبادالله تهرانی، قم: علی احمد ناصح، دارالمعارف الإسلامیة.

طوسی، محمّد بن‌حسن (1420). فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، تحقیق: عبدالعزیز طباطبائی، قم: مکتبة المحقق الطباطبائی.

عتر، نورالدین (1418). منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق: دارالفکر، چاپ سوّم.

عرب، مرتضی، نقی زاده، حسن (1390). «بازکاوی اعتبار رجالی محمّد بن‌سنان»، فصلنامه علمی- پژوهشی کتاب قیّم، شماره2، ص170-147.

عکبری، عبدالله بن‌حسین (1416). اللباب فی علل البناء و الاعراب، تحقیق: عبداله نبهان، دمشق، دارالفکر.

علم الهدی، سید مرتضی (1410). الشافی فی الإمامة، تحقیق: سید عبد الزهراء حسینی، تهران، مؤسسه الصادق7، چاپ دوم.

عیاشی، محمّد بن‌مسعود (1380). تفسیر العیاشی، تحقیق: هاشم رسولی محلاتی، تهران: المطبعة العلمیة.‌

فرات کوفی، فرات بن‌ابراهیم (1410). تفسیر فرات الکوفی، تحقیق: محمّد کاظم محمودی، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی.

فراهیدی، خلیل بن‌احمد (1409) کتاب العین، چاپ دوّم، قم: نشر هجرت.

فرایمن، ارون (1386). «زندگی‌نامه حسین بن‌حمدان خصیبی، بنیانگذار فرقه نصیری- علوی»، نشریه هفت آسمان، شماره33، صص137-170.

فرزند وحی، جمال، شهروزی، محمّدجعفر (1387). «اسباب ورود حدیث در کافی»، فصلنامه علمی- ترویجی سفینه، شماره 19، ص109-78.

فلاته، عمر بن‌حسن (1401). الوضع فی الحدیث، بیروت/دمشق: موسسة مناهل العرفان/مکتبة الغزالی.

فیض کاشانی، محمّد (1415). تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران: مکتبة الصدر، چاپ دوّم.

قاسمی، جمال الدین (1418). محاسن التاویل، تحقیق: محمّد باسل عیون السود، بیروت: دارالکتب العلمیه.

قطب الدین راوندی، سعید بن‌هبة الله (1409). الخرائج و الجرائح، تحقیق:مؤسسة الإمام المهدی (عج)،قم:مؤسسه امام مهدی (عج).

قمی مشهدی، محمّد (1368). تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق: حسین درگاهی، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی.‌

قمی، علی بن‌ابراهیم (1367). تفسیر قمی، تحقیق: سید طیب موسوی جزایری، قم: دارالکتاب، چاپ چهارم.

کشی، محمّد بن‌عمر (1409). إختیار معرفة الرجال، تصحیح: محمّد بن‌حسن طوسی، تحقیق: حسن مصطفوی، مشهد: مؤسّسه نشر دانشگاه فردوسی.

کلبرگ، اتان (1390). «امام و قوای بصری»، مترجم: ابوالفضل حقیری، فصلنامه امامت پژوهی، شماره 3، ص148-113.

کلینی، محمّد بن‌یعقوب (1407). الکافی، تصحیح: علی اکبر غفاری و محمّد آخوندی، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.

مامقانی، عبدالله (1428). مقیاس الهدایة فی علم الدرایة، تحقیق: محمّدرضا مامقانی، قم: دلیل ما.

مجلسی، محمّدباقر (1403). بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوّم.

مجلسی، محمّدباقر (1404). مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق: هاشم رسولی محلّاتی، تهران: دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوّم.

محقّق حلّی، جعفر بن‌حسن (1421). المسلک فی أصول الدین، تحقیق: رضا استادی،‌ مشهد: آستان قدس رضوی.

محمدی صبور، حمید (27/04/1395). «اتان کلبرگ، صهیونیست ضد تشیع»، پایگاه علم و دانش‌پژوهی هادی، http://www.haadi.ir/News-462.

مسعودی، عبدالهادی (1389). روش فهم حدیث، تهران: انتشارات سمت و دانشکده علوم حدیث.

مشکور، محمّد جواد (1372). فرهنگ فرق اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی چاپ دوّم.

معارف، مجید (1383). «خانواده حدیث و نقش آن در فقه الحدیث»، فصلنامه علمی- پژوهشی پژوهش دینی، شماره8، ص46- 74.

مغنیه، محمّد جواد (1414). الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة، بیروت: مؤسسة عزّالدین.

مفید، محمّد بن‌محمّد (1413). الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید.

میرداماد، محمّدباقر (1380). الرواشح السماویة، قم: دارالحدیث.

نجاشی، احمد بن‌علی (1365). الرجال، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجامعة المدرسین، چاپ ششم.

نویسندگان (1390). «پرونده علمی امامت پژوهان غرب انگلیسی زبان» فصلنامه امامت پژوهی، شماره 1، ص173-157.

 

Kohlberg ,Etan (2003) "Vision and the Imams",in: Autour du regard: Melanges Gimaret, Ed. E. Chaumont, avec la collaboration de D. Aigle, M.A. AmirـMoezzi et P. Lory, Peeters

Hegel, Georg Wilhelm Friedrich (2001), The Philosophy of History. With Prefaces by Charles Hegel and the Translator, J. Sibree, M.A, Batoche book, Canada.