شرح واجب الاعتقادِ جلال‌الدّین شرف‌شاه حسینی؛ یک شرح با چند انتساب غلط!

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدیر گروه فلسفه و کلام پژوهشکده مطالعات اسلامی اصفهان وابسته به پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

چکیده

چکیده
یکی از رساله‌های کلامی کوتاه متکلّم برجسته امامی، علّامه حسن‌بن‌یوسف حلّی (م 726 ه.ق.) رساله ارزشمند واجب الاعتقاد علی جمیع العباد است که شروح گوناگونی بر آن نوشته شده است. در زمره این شروح، اثری است که با عنوان شرحی بر واجب الاعتقاد از عالمی ناشناس، به چاپ رسیده است. در منابع مختلف، فرضیات متفاوتی در خصوص نگارش آن به دست عالمانی چون ابن‌فهد حلّی، مُهَنّابن‌سِنان یا عبدالحسین نیلی مطرح شده است. در این نوشتار، با بررسی نسخه‌های خطّی این شرح و همچنین استناد به نسخه‌ای از تحریری که ابن‌راشد حلّی از همین شرح واجب الاعتقاد فراهم آورده است، نشان داده می‌شود که تمام فرضیات پیشین در خصوص نگارنده این شرح نادرست است و نویسنده این شرح کسی نیست جز متکلّم سرشناس شیعه، سیّد جلال‌الدّین شرف‌شاه حسینی. بررسی ویراست ارائه‌شده از این شرح و تشریح کاستی‌ها و اغلاط آن، از دیگر موضوعات اصلی مطرح‌شده در این مقاله است.
 
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Jalāl al-Dīn sharaf shāh Ḥusaynī’s Commentary on Wājib al-iʿtiqād fīmā yajibu ʿalā al-ʿibād: a Commentary and Several Misattributions

نویسنده [English]

  • Hamid Ataei Nazari
ASSISTANT professor
چکیده [English]

Wājib al-iʿtiqād fīmā yajibu ʿala al-ʿibād is one of al-ʿAllāma al-Hillī’s (d. 726/1325) very concise theological works which many commentaries are known to have been written on it. Among these commentaries is one which published as a commentary by an unknown Imāmī scholar. The commentary has been wrongly ascribed to some Imāmī scholars such as Ibn Fahd al-Hillī, Muhannʾ b. sinān and ʿAbd al-Ḥusayn Nīlī in the bio-bibliographic sources. This article deals with this issue, proving that the commentary according to Ḥasan b. Muḥammad b. Rāshid’s version of it, is only written by the Imāmī prominent theologian Jalāl al-Dīn Sharaf shāh Ḥusaynī and therefore all the previous hypotheses mentioned concerning its author are false. In this paper also the mentioned edition of Jalāl al-Dīn Sharaf shāh Ḥusaynī’s Sharḥ Wājib al-iʿtiqād fīmā yajibu ʿalā al-ʿibād is reviewed.
 
 

 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Imāmī theology
  • al-ʿAllāma al-Hillī
  • Wājib al-iʿtiqād fīmā yajibu ʿalā al-ʿibād
  • Jalāl al-Dīn sharaf shāh Ḥusaynī
  • Ḥasan b. Muḥammad b. Rāshid

عنوان مقاله [العربیة]

نسب متعددة وخاطئة، لشرح واحد! شرح کتاب واجب الإعتقاد لجلال الدین شرف شاه الحسینی

چکیده [العربیة]

رسالة واجب الاعتقاد على جمیع العباد، هی إحدى الرسائل العقدیّة الجدیرة بالاهتمام للعلاّمة الحلّی التی دوّن لها شروح عدیدة. و من هذه الشروح هی التی نشرت تحت عنوان: "شرح على واجب الاعتقاد" لمؤلف مجهول. و بالنسبة إلى هذا الشرح هناک آراء و فرضیات عدّة فی التراث الإسلامی، تنسب إلى علماء من أمثال: إبن فهد الحلّی، مُهنّا بن سنان، أو عبد الحسین النیلیّ. فی هذا البحث، و مطابقةً آو موافقةً لنسخة شرح واجب الإعتقاد التی حرّرها إبن راشد الحلّی، و نثبت بطلان النظریات السابقة حول المولف المجهول و فی هذه الحالة کاتب هذا الشرح لا یکون إلاّ المتکلّم الإمامی المعروف السیّد جلال الدّین شرف شاه الحسینی.
و البحث عن تحریر هذا الشرح و بیان نقائصها و اغلاطها کان من الاهداف الاخری لهذه المقالة.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الکلمات المفتاحیة: الکلام الامامی
  • العلاّمة الحلّی
  • رسالة واجب الإعتقاد على جمیع العباد
  • السیّد جلال الدّین شرف شاه الحسینی
  • الرسائل العقدیّة
  • حسن بن راشد الحلّی

مقدمه

یکی از آثار کلامی کم‌برگ ولی پُربار علّامه حسن‌بن‌یوسف بن‌علی بن‌مطهّر حِلّی (648 ـ 726 ه.ق.) رساله‌ای است به نام واجب الاعتقاد علی جمیع العباد که علّامه در آن، چنان‌که از نامش هم پیداست، به تحریر مسائلی پرداخته است که اعتقاد به آنها بر هر مکلّفی واجب است. رساله شامل دو بخش کلامی و فقهی است، بدین ترتیب که بخش نخست آن یک اعتقادنامه امامی مختصر در چند صفحه است که گزیده‌ای از باورهای شیعی در موضوعات توحید و عدل و نُبُوّت و امامت (از اعتقاد به اصل معاد در هیچ جای رساله سخن به میان نیامده است) در آن بیان شده است، و بخش دوم آن مشتمل است بر ذکر احکام فقهی واجب، طبق مسلک امامیه (حلّی، 1376: 51 ـ 57). در واقع، اثر یادشده چکیده‌ای است از باورهای کلامی و فقهی شیعی که به قصد آموزش این گونه معتقدات به عموم شیعیان به نگارش درآمده است. از این سنخ اعتقادنامه‌ها در تاریخ نگارش‌های کلامی شیعه بسیار نوشته شده و همواره عوام و عالمان شیعه به آن توجه داشته‌اند. یکی از نشانه‌های عنایت عالمان امامی به اعتقادنامه‌هایی نظیر واجب الاعتقاد، شروح و حواشی متعدّدی است که بر این رساله‌ها نگاشته شده است. بر رساله واجب الاعتقاد نیز شروح متعدّدی نوشته شده که برخی از آنها منتشر شده است. در این مقاله، مروری خواهیم کرد بر شروح مختلف نگاشته‌شده بر این اثر و سپس به‌طور خاص به بازشناسی هویّت نویسنده یکی از شروح ناشناخته آن می‌پردازیم. در کتاب‌شناسی‌ها و تراجم‌نامه‌های موجود هیچ نام و نشانی از نویسنده این شرح نیامده است و در منابع، به ‌اشتباه آن را به چند مؤلّف مختلف نسبت داده‌اند؛ امّا در نوشتار حاضر با استناد به چند نسخه خطّی، نویسنده حقیقی این شرح برای نخستین بار معرفی می‌شود.

از آنجا که در مقاله‌ای دیگر به ‌تفصیل در باب رساله واجب الاعتقاد و مطالب شایان توجه در خصوص آن، سخن گفته‌ایم (نک.: عطائی نظری، 1395: 92ـ 104)، در این مجال به تکرار مطالب آن نپرداخته، خوانندگان را به منظور آگاهی از ویژگی‌های ساختاری و محتوایی و همچنین بررسی نسخه‌ها و ویراست‌ها و ترجمه‌های مختلف این رساله بدان نوشته ارجاع می‌دهیم. در ادامه، نخست به نکته‌ای تازه درباره تاریخ نگارش رساله واجب الاعتقاد اشاره کرده، پس از آن، شروح مختلف این اثر را به ‌اجمال معرفی کرده و در نهایت، به بحث اصلی خود یعنی بازشناسی هویّت نویسنده واقعی یکی از این شروح که تاکنون ناشناخته مانده بوده است، می‌پردازیم.

1. انتساب و تاریخ نگارش رساله واجب الاعتقاد علی جمیع العباد

 در انتساب نگارش رساله واجب الاعتقاد به علّامه حلّی تردیدی نیست. علّامه در اجازه‌ای که در محرم سال 720 هجری قمری برای مُهَنّابن‌سِنان صادر کرده (حلّی، 1401: 157 ـ 155؛ مجلسی، 1403: 104و 148)، از این رساله اعتقادی هیچ نامی نبرده است، اما اسم آن در ضمن یکی از پرسش‌وپاسخ‌های مطرح‌شده در این کتاب، پس از صدور اجازه‌ای دیگر از سوی علّامه برای مُهَنّابن‌سِنان در ذی‌الحجّه سال 719 هجری قمری (حلّی، 1401: 117) برده شده و علّامه انتساب آن را به خود تأیید کرده است (همان: 125).از اینجا همچنین می‌توان این نکته را دریافت که رساله واجب الاعتقاد به‌طور قطع تا پیش از سال 719 به نگارش درآمده بوده است.

 از سوی دیگر، نام این رساله در فهرستی که علّامه حلّی در سال 693 ه.ق. از
آثار خود در خلاصة الأقوال ارائه کرده است (همو، 1417: 110) برده نشده، گرچه بعدها به برخی از نسخه‌های این کتاب و به‌تَبَع آن در ویراست کتاب افزوده شده است
(همان: 113). بنابراین باید گفت این رساله تا سال 693 تألیف نشده است. همچنین نام رساله واجب الاعتقاد نه در متن کهن‌ترین نسخه خطّیِ شناخته‌شده خلاصة
الأقوال
(یعنی نسخه موجود در کتاب‌خانه علّامه سید حسن صدر در کاظمین که متن
آن بر علّامه خوانده شده و در پایان آن، بلاغ إنهای قرائت نسخه در سال 715 به
خط علامه نوشته شده است) و نه در حاشیه آن (که اسامی برخی آثاری که علّامه پس از سال 693 نگاشته است بدان افزوده شده) دیده نمی‌شود (همو، بی‌تا: برگ‌های 18 ب ـ 20 آ). بنابراین به احتمال بسیار قوی این رساله تا هنگام کتابت نسخه پیش‌گفته از خلاصة الأقوال، یعنی سال 715، نگاشته نشده بوده است. بر این اساس، می‌توان حدس زد که رساله واجب الاعتقاد در فاصله زمانی میان سال 715 تا 719 ه.ق. تألیف شده است.

2. شروح نگاشته شده بر رساله واجب الاعتقاد

نخستین شرح بر رساله واجب الاعتقاد، که در عین حال معروف‌ترین و احتمالاً مفصّل‌ترین شرح نگاشته‌شده بر آن نیز به ‌شمار می‌آید، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد نام دارد.این شرحبا انتساب غلطبه فاضل مِقداد سُیوری ( م 826 ه.ق.) منتشر شده است (سُیوری، 1412)، درحالی‌که ـ به شرحی که در مقاله پیش‌گفته‌ام درباره واجب الاعتقاد بازگفته‌ام ـ بر اساس صفحه عنوان نسخه کهن خطی موجود از این رساله در کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی به شماره 10706، این اثر، تألیف شمس‌الدّین محمّدبن‌صدقه حلّی شاگرد فخرالمحقّقین (م 771 ه.ق.) و نصیرالدّین کاشانی (م 755 ه.ق.) است که آن را در زمان حیات استادش فخرالمحقّقین نگاشته است.

 دومین شرح بر واجب الاعتقاد عبارت است از نهج السداد إلی شرح واجب الاعتقاد نوشته عبدالواحدبن‌صفی نعمانی (قرن 9 ه.ق.) که فقط شامل شرح بر بخش اعتقادی رساله می‌شود و تاکنون منتشر نشده است (افندی اصفهانی، 1403: 3/279). شرح دیگر بر این رساله به دست ظهیرالدّین ابراهیم‌بن‌علی ‌بن‌عبدالعالی مفلح المیسی العاملی (م 979 ه.ق.)نگاشته شده و تحصیل السَّداد فی شرح واجب الاعتقاد نام دارد (طهرانی، 1403: 3/396). فرائد الانعقاد فی شرح واجب الاعتقاد شرحی دیگر است بر واجب الاعتقاد که البته نویسنده آن شناخته‌شده نیست. طبق گزارش برخی منابع، تاریخ کتابت این دست‌نوشت سال 971 ه.ق. است (طباطبائی، 1416: 220)؛ ولی در بعضی مآخذ دیگر، تاریخ جُمادی‌الأولی سال 1001 ه.ق. برای زمان استنساخ آن ذکر شده است (درایتی، 1391: 23/694). شیخ حسین‌بن‌علی ‌بن‌حسین‌ بن‌أبی‌سروال الأوالی البحرانی (زنده در 956 ه.ق.)‌ نیز شرحی بر واجب الاعتقاد نگاشته است که به چاپ نرسیده ولی نسخه‌ای از آن بازمانده است (امین، 1403: 6/116). ارشاد العباد فی کشف واجب الاعتقاد نوشته عبدالمطّلب‌بن‌فخرالدّین فراء مسیبی نیز ترجمه و شرحی است فارسی بر رساله واجب الاعتقاد که یک نسخه خطّی از آن با تاریخ کتابت 1083 ه.ق. موجود است (درایتی، 1390: 3/97). موجب النجاة فی الحیاة و الممات نگاشته حسن‌بن‌عبدالحق تونی (زنده در قرن 12 ه.ق.) (تبریزی، 1414: 2/43) و نجاح العباد فی شرح واجب الاعتقاد (طباطبائی، 1416: 220) که شامل شرح بر کل رساله اعم از بخش کلامی و فقهی می‌شود و دست‌نوشتی از آن به شماره 1/8376 مورَّخ 1288 ه.ق. در کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی نجفی محفوظ است (درایتی، 1393: 33/151) نیز از شروح شایان ذکر برای رساله واجب الاعتقاد است.

3. شرحی از واجب الاعتقاد و چند فرضیّه در باب نویسنده آن

یکی از شروح نگاشته‌شده بر رساله واجب الاعتقاد شرحی است متعلق به عالمی ناشناس در قرن نهم هجری قمری که با عنوان شرح واجب الاعتقاد به چاپ رسیده
است (شرف‌شاه حسینی، 1428: 6/72 ـ 98). این شرح که به زبان عربی نگاشته شده، تنها مشتمل بر شرح بخش کلامی رساله واجب الاعتقاد است و نویسنده پس از نقل قسمتی از متن رساله، زیر عنوان «قوله» به شرح و بسط مطالب مطرح در آن بخش پرداخته است.

تصحیح و چاپ این شرح بر اساس دو نسخه شناخته‌شده از آن اثر تا آن زمان انجام شده است: یکی نسخه شماره 10971 OR محفوظ در کتاب‌خانه بریتانیا (که عکس آن در مرکز احیاء میراث اسلامی قم به شماره 1804 موجود است) و دیگری، نسخه شماره 4/10668 کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی نجفی که تاریخ کتابت آن به قرن دهم هجری قمری بازمی‌گردد (همان: 73). بر اساس انجامه (ترقیمه) نسخه شماره 10971 OR کتابت این نسخه در روز جمعه شانزدهم محرّم سال 841 ه.ق. به پایان رسیده است (همان: 98). هر دو نسخه، فاقد نام نویسنده است و از این‌رو برای محقّق متن، شناسائی نام شارح میسر نشده است. برخی از محققان و دانشوران نیز نگارش این شرح را به عالمانی دیگر نسبت داده‌اند. در ادامه، هر یک از این انتساب‌ها را به‌طور جداگانه بررسی می‌کنیم و نشان می‌دهیم که هیچ‌یک از آنها درست نیست و شارح، کس دیگری به غیر از نام‌بردگان است.

3.1. انتساب شرح به ابن‌فَهد حلّی

 محمّد عبدالکریم بیت‌الشیخ، مصحّحِ شرح واجب الاعتقاد، ضمن اذعان به اینکه نتوانسته نام شارح این شرح را بشناسد و فقط دانسته که صاحب شرح، یکی از عالمان قرن نهم هجری است، بر اساس شواهد زیر، نگارش آن را به ابن‌فَهد حلّی (م 841 ه.ق.) نسبت داده است:

1. نسخه این اثر محفوظ در کتاب‌خانه بریتانیا در سال 841 ه.ق. کتابت شده است که همان سال وفات ابن‌فهد حلّی می‌باشد؛

2. این نسخه در تملّک خاندانی بوده که جدّ آنها یکی از شاگردان ابن‌فهد حلّی بوده است؛

  1. ابن‌فهد بسیاری از کتب علّامه حلّی را شرح کرده و نسبت بدین کار اهتمام داشته است (همان: 74 ـ 75).

روشن است که هیچ‌یک از شواهد یادشده توانائی اثبات صحت انتساب نگارش این شرح را به ابن‌فهد ندارد و قرائن یادشده بسیار ضعیف‌تر از آن چیزی است که بتواند چُنین حدسی را تقویت کند؛ خاصه آنکه در کتب تراجم هم اثری با عنوان شرح واجب الاعتقاد در فهرست آثار ابن‌فهد ذکر نشده است و از سیاهه آثار وی هم برمی‌آید که اهتمام او بیشتر به آثار فقهی، دعائی و اخلاقی- عرفانی بوده و نه مباحث کلامی (نک.: سبحانی و دیگران، 1425: 3/183).

3.2. انتساب شرح به مُهَنّا‌بن‌سِنان

سَید اعجازحسَین کنتوری در کشف الحُجُب و الأستار به هنگام یادکرد از شرح واجب الاعتقاد پس از تصریح به دست‌نیافتن به نام شارح، این احتمال را مطرح کرده است که این شرح اثری از نجم‌الدّین مُهَنّابن‌سِنان (م 754 ه.ق.) شاگرد علّامه حلّی باشد (کنتوری، 1409: 359). شیخ آقا بزرگ طهرانی هم با نقل گفته‌های صاحب کشف الحُجُب به وجود نسخه‌ایاز این شرح نزدمرحوم شیخ قاسم محیی‌الدّین اشاره کرده است (طهرانی، 1403: 14/164).

با توجه به مطالبی که در ادامه این نوشتار خواهد آمد، معلوم خواهد شد که این فرضیه هم در باب هویت نویسنده شرح درست نیست و مُهَنّابن‌سِنان نویسنده شرح مزبور نمی‌باشد.

3.3. انتساب شرح به عبدالحسین‌بن‌محمّد نیلی

در کتاب‌خانه آیت‌الله حکیم در نجف اشرف نسخه‌ای از شرح واجب الاعتقاد به شماره 1091 ـ 4 وجود دارد که در صفحه شناسنامه اثر، نویسنده آن عبدالحسین‌بن‌محمّد النیلی معرّفی شده است. متأسفانه در آغاز این نسخه چند صفحه‌ای افتاده است و لذا در ابتدای آن، نام و نشانی از نویسنده شرح دیده نمی‌شود. در پایان شرح، آمده است:

و هذا آخر ما ذکرناه فی شرح المسائل الاصولیّة و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین فرغ من تعلیقه لنفسه الراجی رحمة ربّه الغفور العلیّ عبدالحسین بن محمّد بن حسین بن زنبور النیلیّ غفر الله له و لوالدیه و لمن أحسن إلیهما و إلیه فی سابع عشر صفر ختم بالخیر و الظفر لسنة خمسة و خمسین و ثمانمایة و الحمد لله وحده (شرف‌شاه حسینی، بی‌تا ب: ب14آ).

شیخ آقا بزرگ طهرانی نیز در مجلد الضیاء اللامع فی القرن التاسع از طبقات اعلام الشیعة در فهرست آثار عبدالحسین نیلی به شرح او بر واجب الاعتقاد اشاره کرده که آن را به خط خود نگاشته و در پایانش عبارتی شبیه به عبارت منقول از انجامه نسخه شرح واجب الاعتقاد متعلّق به کتاب‌خانه آیت‌الله حکیم نوشته شده است:

عبدالحسین النیلی هو ابن محمد بن الحسین بن زنبور النیلی دوّن مجموعة من المسائل الکلامیة فیها «نهج السداد الی شرح واجب الاعتقاد»- ذ 24: 418 و 25: 4 و معرب «الفصول» النصیریة و مسائل الأصول و هو شرح واجب الاعتقاد أیضا بعنوان «قوله، قوله». کتب‌ها بخطّه و قال فی آخرها: فرغ من تعلیقه لنفسه الراجی ... عبد الحسین ... فی 17 صفر 855. و النسخة رأیتها عند (السماوی) یظهر منه أنّه کان مولعا بعلم الکلام فی عصره (طهرانی، 1430: 6/75).

چنان‌که معلوم است نسخه مد نظرِ آقا بزرگ در این گفتاورد همان نسخه موجود از شرح واجب الاعتقاد در کتاب‌خانه حکیم نجف است که باز اینجا نیز نگارش آن به عبدالحسین نیلی نسبت داده شده است. با این وصف، آقا بزرگ طهرانی هنگامی که در الذریعة از همین نسخه یاد می‌کند آن را شرحی بر واجب الاعتقاد با عنوان شرح مسائل الأصول از بعضی اصحاب معرفی می‌کند و این‌بار از نگارش آن به دست نیلی سخنی به میان نمی‌آورد: «شرح واجب الاعتقاد بعنوان شرح مسائل الأصول عناوینه قوله قوله، لبعض الأصحاب ضمن مجموعة فیها نهج السداد أیضا رأیتها عند العلامة السماوی تاریخ کتابتها سنة 855، فلایحتمل اتحاده مع نهج السداد للنعمانی» (طهرانی، 1403: 14/164).

با مقایسه متن شرح واجب الاعتقادِ مکتوب در نسخه کتاب‌خانه حکیم نجف و شرح واجب الاعتقادِ تصحیح و منتشرشده توسط محمد عبدالکریم بیت‌الشیخ، اتحاد و یکسانی این دو متن روشن می‌شود. یعنی شرحی که در نسخه کتاب‌خانه حکیم آمده و نگارش آن از سوی فهرست‌نگار و همچنین شیخ آقا بزرگ طهرانی (در یک موضع) به عبدالحسین نیلی نسبت داده شده است، در واقع همان شرحی است که محمد عبدالکریم بیت‌الشیخ آن را به عنوان شرحی از یک عالم ناشناس در قرن نهم و با احتمال انتساب به ابن‌فهد حلّی منتشر کرده و سید اعجازحسین کنتوری نیز فرضیه تألیف آن به دست مُهَنّابن‌سِنان را مطرح کرده است. بنابراین در تمام اینها سخن بر سر شرحی است که نویسنده آن معلوم نیست، ولی حدس و گمان‌های مختلفی درباره پدیدآورنده آن مطرح شده است. از آنچه گفته شد این مطلب هم روشن می‌شود که دو شرحی که شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه ذیل شماره‌های 2025 و 2026 به عنوان دو شرح مختلف بر واجب الاعتقاد ذکر کرده است (همان: 14/164) در حقیقت دو شرح مختلف بر این اثر نیستند، بلکه دو نسخه از یک شرح واجب الاعتقاد می‌باشند.

شاید علت اینکه آقا بزرگ طهرانی و فهرست‌نگارِ نسخه شرح واجب الاعتقادِ موجود در کتاب‌خانه حکیم نگارش این شرح را به عبدالحسین نیلی نسبت داده‌اند، این عبارت مکتوب در انجامه نسخه باشد: «فرغ من تعلیقه لنفسه الراجی رحمة ربّه الغفور العلیّ عبدالحسین بن محمّد بن حسین بن زنبور النیلیّ». امّا با دقت در تعبیر «فرغ من تعلیقه لنفسه» می‌توان فهمید که نیلی نه صاحب شرح، بلکه فقط، کاتب آن بوده است و نویسنده شرح، کس دیگری باید باشد. به‌طور معمول عبارت «فرغ من تعلیقه لنفسه» برای بیان این معنا استعمال می‌شود که کاتب، متنی را برای استفاده شخصی خودش نوشته است و چنانچه کاتبِ متن، همان مؤلف و صاحب اثر باشد دیگر از قید «لنفسه» در انجامه نسخه استفاده نمی‌کند. با توجه به آنچه گذشت، معلوم است که عبدالحسین نیلی هم ممکن نیست نویسنده و صاحب شرح واجب الاعتقاد باشد. اکنون باید دید چگونه می‌توان شارح این شرح را شناسائی کرد.

 4. شرف‌شاه حسینی و شرح او بر واجب الاعتقاد

کلید حل مشکل شناسایی شارح شرح واجب الاعتقاد را باید در نسخه شماره ۶/۱۵۴۴۱ کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی یافت. این رساله که با عنوان شرح بر شرح واجب الاعتقاد معرفی شده است نوشته یکی از عالمان امامی به نام حسن‌بن‌محمّد بن‌راشد است. عبارت کاتب در بالای صفحه نسخه چُنین است: «شرح علی شرح واجب الاعتقاد من مصنفات الشیخ حسن‌بن‌محمّد ‌بن‌راشد و المتن للعلّامه رحمهما الله
تعالی».

شیخ حسن‌بن‌محمّد ‌بن‌راشد در آغاز این شرح خاطرنشان می‌کند که قصد داشته به رساله واجب الاعتقاد علّامه حلّی اهتمام و اعتنایی نماید و بدین سبب تصمیم گرفته به شرحی که جلال‌الدّین ابوالعز عبدالله‌بن‌شرف‌الدّین شرف‌شاه حسینی بر آن نوشته است بپردازد و اغلاط و تصحیفاتی را که از سوی ناسخان و کاتبان در این اثر راه یافته است، اصلاح و تعدیل نماید:

بسم الله الرحمن الرحیم ربّ یسّر و أعن * بعد حمد الله سبحانه حمدًا یلیق بجلاله و الصلاة علی سیّد البریّة محمد و آله * یقول أحوج عباد الله إلی عمیم إفضاله حسن بن محمد بن راشد * ارشده الله إلی تحصیل مآله * رأیت أن اهتم إلی المقدّمة الموسومة بواجب الاعتقاد من مصنّفات شیخنا المحقّق الأعظم و الامام الاعلم السعید المغفور جمال الدین أبی منصور الحسن بن الشیخ المرحوم ابی المظفّر سدید الدین یوسف ابن المطهر قدس الله نفسیهما و روّح رمسیهما [بیاض] الشرح الذی کتبه علیها سیّدنا الامام العلامة مقتدی الخاصة و العامة کاشف أستار المعقول و المنقول حاوی قَصَب البیق [کذا: السبق] فی الفروع و الاصول وارث آبائه الطاهرین خلیفة اجداده المعصومین جلال الملة و الحق والدین ابی العز عبدالله ابن المولی السعید المحمود شرف الدین شرف شاه الحسینی کساهما الله اضفی جلابیب صلواته و سقاهما اصفی شأبیب تحیاته و أن اصلح ما عدلت به اقلام النسّاخ عن قصد السبیل و الله حسبی و نعم الوکیل (ابن‌راشد حلّی، بی‌تا: برگ 1 آ).

در نسخه، پس از عبارات یادشده، متن و شرح واجب الاعتقاد نوشته شده که با مقایسه و تطبیق معلوم می‌شود در اصل، همان متن چاپ‌شده به عنوان شرح واجب الاعتقاد از عالمی ناشناس در قرن نهم هجری است که موضوع بحث مقاله حاضر نیز قرار گرفته است. توضیح آنکه، در این نسخه، بعد از عبارات پیش‌گفته، متن واجب الاعتقاد و شرح آن با عبارت «الحمد للَّه علی نعمائه، و صلّی اللَّه علی سید رسله و أشرف أنبیائه محمّد المصطفی و علی المعصومین من أُمنائه. أقول: (الحمد) هو الوصف بالجمیل علی جهة التعظیم و التبجیل، فقولنا...» شروع شده و تا بیست‌ویک سطر بعد تا عبارت «فوجب أن یکون عالماً بکلّ ما علموه، متّصفاً بجمیع ما اتّصفوا به من الأخلاق الحمیدة الفاضلة، فوجب أن یکون أفضل من کلّ واحدٍ منهم فکان أفضل من الجمیع، فکان أشرف أنبیائه» صرف‌نظر از پاره‌ای اختلافات در برخی کلمات، مطابق با متن چاپ‌شده شرح واجب الاعتقاد (نک.: شرف‌شاه حسینی، 1428: 6/76 ـ 77) ادامه یافته است. سپس شیخ حسن‌بن‌محمدبن‌راشد با بیان این عبارت که: «قلتُ: و هذا آخر کلام سیّدنا قدس الله لطیفه هنا...» بار دیگر تصریح و تأکید می‌کند که عبارات منقول، در واقع گفته سید شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی است. شرح پس از چند جمله که به‌روشنی از سوی شیخ حسن‌بن‌محمدبن‌راشد بیان شده است، مجدداً ادامه یافته، تا آخر نسخه تقریباً مطابق با همان متن چاپ‌شده پیش می‌رود و به این عبارت ختم می‌شود:

 و استبعاد الخصم طول عمره علیه السلام جهل محض، یعلم ذلک من العلم بقدرة اللَّه تعالی و ما اشتمل علیه الکتاب الکریم من ذکر نوح علیه السلام و کتب التواریخ المذکورة [کذا: المدوّنة] فی أخبار المعمرین و هذا آخر ما ذکرناه من شرح مسائل [کذا: المسائل] الأُصولیة و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.

 از اینجا می‌توان فهمید که نویسنده و شارح شرح واجب الاعتقاد کسی نیست جز سید جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی و بنابراین تمام فرضیات و احتمالات دیگری که درباره نویسنده این شرح در منابع مختلف ذکر شده و کسانی همچون ابن‌فهد حلّی و مُهَنّا‌بن‌سِنان یا عبدالحسین نیلی را صاحب آن معرفی کرده‌اند، باطل است و ناصواب.

تا آنجا که جست‌وجو شد در هیچ‌یک از تراجِم‌نامه‌ها و منابع کتاب‌شناسی در زمره آثار شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی از شرح واجب الاعتقاد نام برده نشده است و گویا در چند قرن اخیر دانسته نبوده که او بر رساله واجب الاعتقادِ علّامه حلّی، همچون باب حادی عشر او، شرح نوشته بوده است. نسخه‌های شرح واجب الاعتقاد او هم که در قرون اخیر در دسترس دانشوران بوده ظاهراً نام نویسنده را در بر نداشته است؛ به همین دلیل، نویسنده آن تاکنون ناشناس مانده و در باب نگارنده آن احتمالاتی که از نظر گذشت، مطرح شده است. به هر حال با توجه به تصریح شیخ حسن‌بن‌محمدبن‌راشد بر اینکه نویسنده این شرح جلال‌الدین ابوالعز عبدالله‌بن‌شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی است دیگر جای هیچ تردید در باب هویت نویسنده آن نیست.

سَید جلال‌الدین ابوالعز عبدالله‌بن‌شرف‌الدین شرف‌شاه علوی حسینی، که گاه او را به‌ اختصار «السید جلال‌الدین الحسینی» یا «السیّد شرف» نیز خوانده‌اند (افندی اصفهانی، 1415: 7/57 و 145)، از متکلمان امامی برجسته قرن هشتم و نهم هجری قمری و صاحب آثار کلامی ارزشمندی بوده است. او همچون شمس­الدین محمدبن‌صدقه حلّی صاحب الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، از شاگردان نصیرالدین علی‌بن‌محمد (قاشی) کاشانی (م 755 ه.ق.) بوده است و افزون بر این، نامش در شمار استادان ابن‌فَهد حلّی (م 841 ه.ق.) برده شده است (آقا بزرگ طهرانی، 1430: 5/122). برخی از تراجم‌نگاران با توجه به اینکه تقی‌الدین ابراهیم‌بن‌علی کَفعَمی (م حدود 905 ه.ق.) در حواشی کتاب مصباح (/ جُنَّة الأمان الواقیة و جَنّة الإیمان الباقیة) و برخی دیگر از آثارش به نقل مطالبی از سَید جلال‌الدین شرف‌شاه پرداخته است این احتمال را مطرح کرده‌اند که وی در زمره مشایخ کَفعَمی باشد (افندی اصفهانی، 1403: 3/222؛ طهرانی، 1403: 12/218؛ امین، 1403: 8/53؛ صدر، 1429: 3/341)؛ اما ظاهراً با نظر به طبقه و دوره زندگی آن دو دانشور، این احتمال، مقرونِ صواب نیست (تبریزی، 1414: 3 /176). در واقع، با لحاظ اینکه ولادت کَفعَمی به ‌احتمال قوی در حدود سال 820 قمری بوده (شرف الدّین، 1434: 2/40) و چنان‌که در پی می‌آید، سَید جلال‌الدین شرف‌شاه چندین سال پیش از این تاریخ از دنیا رفته است، به نظر می‌رسد، آن گونه که برخی دیگر از نویسندگان نیز خاطرنشان کرده‌اند (همان: 2/61)، کَفعَمی فرصت استفاده از محضر او را نمی‌توانسته داشته باشد. بنابراین یادکردن از سَید جلال‌الدین شرف‌شاه در زمره مشایخ کَفعَمی منطقی به نظر نمی‌رسد. از آثار کلامی سَید جلال‌الدین ابوالعز شرف‌شاه حسینی به غیر از شرح واجب الاعتقاد، که به تفصیل از آن سخن گفته شد، می‌توان به الرسالة السلطانیة الاحمدیة فی إثبات العصمة النبویة المحمّدیة (افندی اصفهانی، 1403: 3/222؛ طهرانی، 1403: 11/199 و 12/218؛ تبریزی، 1414: 5/328؛ امین، 1403: 8/53) و شرح ترجمه عربی فصولِ خواجه نصیرالدین طوسی (طهرانی، 1403: 13/385؛ همو، 1430: 6/80؛ سبحانی و دیگران، 1425: 3/207) اشاره کرد که از آن نسخی برجا مانده است. کتاب منهج الشیعة فی فضائل وصی خاتم الشریعة (افندی اصفهانی، 1403: 3/221؛ طهرانی، 1403: 11/199 و 23/193؛ امین، 1403: 2/266؛ سبحانی و دیگران، 1425: 3/207) او نیز به چاپ رسیده است (شرف‌شاه حسینی، 1420). او همچنین شرحی بر دیگر رساله پرآوازه علّامه حلّی یعنی باب حادی عشر نوشته است که نسخه‌ای از آن به خطّ محمّدبن‌محمّدبن‌مُهَنّابن‌ابی‌الحسن‌بن‌نُفَیع که در سال 821 هجری قمری در مدرسه زینیه حلّه کتابت‌ شده و در مجموعه خطّی 10706 کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی موجود است. در صفحه عنوان این نسخه نوشته شده است: «کتاب شرح الباب الحادی عشر تصنیف المولی السید العالم الفاضل السعید المرحوم المقدس جلال الملة و الحقّ و الدین ابوالعز عبدالله بن شرف شاه الحسینی قدس الله روحه» (شرف‌شاه حسینی، بی‌تا الف: برگ1آ).

از عبارات ترحیمی نظیر «السعید المرحوم» و «قدس الله روحه» که کاتب برای سید جلال‌الدین ابوالعز شرف‌شاه حسینی به ‌کار برده است می‌توان فهمید که به‌طور قطع او قبل از تاریخ کتابت این نسخه در روز یکشنبه یازدهم ذی‌القعده سال 821 قمری از دنیا رفته است. بر این اساس، عبارت پایانی نسخه محفوظ در کتاب‌خانه بریتانیا از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی، بدین مضمون که این شرح در روز جمعه شانزدهم محرم سال 841 ه.ق. به پایان رسیده است: «تمّ شرح واجب الاعتقاد یوم الجمعة السادس عشر من شهر محرم الحرام سنة 841 ه.ق.» (شرف‌شاه حسینی، 1428: 6/98)، حاکی از تاریخ کتابت آن نسخه است و نه تاریخ نگارش اثر؛ چون شرف‌شاه حسینی مدت‌ها پیش از تاریخ یادشده وفات کرده است. همچنین به عقیده شیخ آقا بزرگ طهرانی، بر اساس تاریخ وقف تعدادی از کتاب‌های ارزشمند تفسیری و کلامیِ در تملک سید جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی به خِزانه غَرَویّه در تاریخ 810 هجری قمری، می‌توان حدس زد که وی احتمالاً باید در حدود همین سال درگذشته باشد (طهرانی، 1430: 6/79 و 24؛ همو، 1403: 11/199 و 23/193؛ سبحانی و دیگران، 1425: 3/206 ـ 207). شیخ آقا بزرگ این را هم تصریح کرده که درگذشت وی به‌طور قطع پس از شهادت شهید [اوّل] در سال 786 ه.ق. بوده است (طهرانی، 1403: 23/193).

5. ابن‌راشد حلّی و تحریر او از شرح واجب الاعتقاد شرف‌شاه حسینی

چنان‌که اشاره کردیم، سندی که بیان‌گر تعلّق شرح واجب الاعتقادِ مجهول المؤلفِ موضوع بحث ما، به سید جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی است، نسخه‌ای است که از تحریر شرح واجب الاعتقاد وی به قلم شیخ حسن‌بن‌محمّدبن‌راشد به دست ما رسیده است و هم‌اکنون با شماره ۶/۱۵۴۴۱ در کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود. در اینجا شایسته است در باب شخصیت حسن‌بن‌محمدبن‌راشد و همچُنین شاخصه‌های نسخه دست‌نوشت او از شرح واجب الاعتقاد شرف‌شاه حسینی مطالبی عرضه کنیم.

حسن‌بن‌محمد‌بن‌راشد معروف به «ابن‌راشد حلّی» (زنده در 830 ه.ق.) از متکلمان و فقیهان و شاعران برجسته شیعی در حلّه بوده است. میرزا عبدالله افندی اصفهانی او را همان شیخ تاج‌الدّین حسن‌بن‌راشد حلّی دانسته و از آثار کلامی او به رساله مصباح المهتدین فی اصول الدّین اشاره می‌کند که نسخه‌ای از آن را به تاریخ کتابت 883 ه.ق. در استرآباد دیده است. او همچنین از نسخه‌های دیگری به خط وی که در سال‌های 824 و 830 هجری قمری نوشته شده، یاد کرده است (افندی اصفهانی، 1403: 1/185 و 342؛ تبریزی، 1414: 2/32 ـ 35 و 2/107). ظاهراً از وی اشعاری سروده‌شده به سال 836 برجا مانده و لذا برخی منابع، بر همین اساس او را تا سال یادشده در قید حیات دانسته‌اند (سبحانی و دیگران، 1425: 3/195). بنابراین به‌طور قطع ابن‌راشد چند دهه نخست سده نهم هجری قمری را درک کرده است. بعضی ابن‌راشد را از شاگردان علّامه حلّی برشمرده‌اند (افندی اصفهانی، 1403: 1/187؛ طهرانی، 1430: 5/40)، امّا صاحب أعیان الشیعة با ارائه دلایلی این مطلب را رد کرده است (امین، 1403: 5/66؛ نک.: تبریزی، 1414: 2/34). مسلم است که وی همچون ابن‌فهد حلّی (م 841 ه.ق.)، شاگرد فاضل مقداد سُیوری (م 826 ه.ق.) بوده است. از آثار او به غیر از مصباح المهتدین می‌توان به الجمانة البهیة فی نظم الألفیة الشهیدیة، أرجوزة فی تاریخ القاهرة و أرجوزة فی تاریخ الملوک و الخلفاء اشاره کرد (حُرّ عاملی، 1431: 2/65؛ طهرانی، 1403: 1/464 ـ 465). تا آنجا که بررسی شد، در هیچ‌یک از منابع، سخنی از تحریر شرح واجب الاعتقاد شرف‌شاه حسینی به دست ابن‌راشد حلّی نرفته است و ظاهراً به این نکته تا پیش از این توجه نشده است. گفتنی است که شیخ آقا بزرگ طهرانی، حسن‌بن‌راشد حلّی، شاگرد فاضل مقداد و صاحب الجمانة البهیة فی نظم الألفیة الشهیدیة، را شخصی غیر از شیخ تاج‌الدین حسن‌بن‌راشد حلّی، شاگرد علّامه حلّی، دانسته است (طهرانی، 1430: 5/40). امّا چنان‌که گذشت، میرزا عبدالله افندی اصفهانی و بعضی دیگر از تراجم‌نگاران (امین، 1403: 5/64؛ سبحانی و دیگران، 1418: 9/91، الشمّری، 1434: 127؛ الخفاجی، 1428: 66) این دو شخصیت را یکی معرفی کرده‌اند.

اما در خصوص تحریری که حسن‌بن‌محمد‌بن‌راشد از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی فراهم آورده است چند نکته شایان توجه به نظر می‌رسد. چنان‌که گذشت، شرح شرف‌شاه حسینی بر واجب الاعتقاد به سبک قال - أقول نگارش یافته است و در آن تنها به توضیح عبارات بخش اعتقادی رساله واجب الاعتقاد پرداخته شده و بخش فقهی آن شرح نشده است. تحریری هم که ابن‌راشد حلّی از این شرح فراهم آورده است، اگرچه در مواضعی افزوده‌هایی دارد، بر همین سبک نگارش یافته و تنها منحصر به شرح بخش اعتقادی و کلامی رساله است. آن گونه که پیش‌تر اشاره شد، هدف اصلی شیخ حسن‌بن‌محمد‌بن‌راشد از پرداختن به شرح شرف‌شاه حسینی بر واجب الاعتقاد، بنا به تصریح خودش، اصلاح اغلاط و تصحیفاتی بوده که از سوی ناسخان و کاتبان در این اثر راه یافته است؛ اما در واقع، او درحالی‌که متن شرح شرف‌الدین را استنساخ کرده است و آن را از اغلاط کاتبان پیراسته، در مواضعی نیز اصلاحاتی کرده و شاید در برخی عبارات تغییراتی داده است. در چندین محل هم به ‌مناسبت، مطالبی را افزوده است. این افزوده‌ها که گاه به چندین سطر هم بالغ می‌شود در مواضعی به‌طور مشخص از سوی خود اوست ولی در بعضی دیگر از مواضع احتمالاً ناشی از کامل‌تربودن نسخه در دسترس او از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی است که حاوی عباراتی است که در نسخه‌های دیگر این شرح دیده نمی‌شود. مثلاً در تحریر ابن‌راشد از شرح شرف‌شاه حسینی، در همان آغاز رساله عبارتی درازدامن قریب به هفت سطر در شرح عبارت «ما تجب معرفته من المسائل الأُصولیة، و ألحقت به بیان الواجب من أُصول العبادات، و اللَّه الموفق للخیرات» از متن واجب الاعتقاد آمده است (ابن‌راشد، بی‌تا: برگ 3 ب) که در متن چاپی شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی دیده نمی‌شود (نک.: شرف‌شاه حسینی، 1428: 6/78). در اینجا، فقدان قسمت یادشده در متن چاپی اثر به احتمال قوی در اثر افتادگی این قسمت در نسخه‌های اساس تصحیح آن بوده است. بنابراین با عنایت به آنچه تقدیم شد باید گفت برخلاف عبارت مکتوب در بالای صفحه نخستین برگِ این نسخه بدین مضمون که: «شرح علی شرح واجب الاعتقاد من مصنفات الشیخ حسن‌بن‌محمد‌بن‌راشد»، این اثر، شرحی بر شرح واجب الاعتقاد نیست؛ بلکه فقط تحریر و بازنویسیِ شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی است همراه با اصلاحات بسیار و البته افزوده‌هایی چند.

در انجامه این نسخه (دست‌نوشت شماره ۶/۱۵۴۴۱ کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی)، نام کاتب و تاریخ کتابت نسخه نیامده است، ولی در پایانِ رساله دیگرِ موجود در این مجموعه خطّی با عنوان «رسالة فی الفرض العینی و صفت‌ها»، تاریخ کتابتِ رساله ربیع‌الأول سال 822 هجری قمری نوشته شده است که بر این اساس می‌توان حدس زد رساله مد نظر ما نیز احتمالاً باید در همین زمان کتابت شده باشد. با توجه به تعابیری چون «قدّس الله لطیفه» که ابن‌راشد حلّی در تحریر خود از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی در حق وی به ‌کار برده است معلوم می‌شود که شیخ حسن این بازنویسی را پس از درگذشت شرف‌شاه حسینی در حدود سال 810 ه.ق. انجام داده است. نظر به اینکه حسن‌بن‌محمد‌بن‌راشد دست‌کم تا حدود سال 830 هجری قمری در قید حیات بوده، معلوم است که این نسخه در زمان حیات وی استنساخ شده است. اما اینکه آیا نسخه به خط خود ابن‌راشد است یا کاتبی دیگر معلوم نیست. با این وصف، اغلاط نسبتاً بسیار موجود در متن، از احتمال کتابت آن به دست عالمی چون ابن‌راشد می‌کاهد.

مقایسه تحریر فراهم­آمده به دست ابن‌راشد از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی با سه نسخه دیگری که هم‌اکنون از این شرح می‌شناسیم، این نکته را بر ما آشکار می‌کند که تفاوت‌های نسبتاً درخور توجهی میان متن تحریریافته به اهتمام ابن‌راشد حلّی و سه نسخه دیگرِ موجود از این اثر وجود دارد. ظاهراً ابن‌راشد برخی از نسخه‌های برجامانده از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی را از نظر گذرانده و چون آنها را آکنده از تصحیفات و اغلاط کاتبان یافته، به اعمال اصلاحاتی در این متن پرداخته است. اما این اصلاحات چندان است که در نهایت و دست‌کم در مواضعی، متنی نسبتاً و گاه کاملًا متفاوت با متن نسخه‌های دیگرِ این اثر را رقم زده است. برای نمونه، درحالی‌که در سه نسخه دیگر اثر و متن چاپیِ مبتنی بر آنها آمده است:

«اعلم أنّه یجب علی المکلّف أن یعتقد أنّه تعالی حکیم، و معناه أنّه لا‌یفعل قبیحاً و لا‌یخلّ بواجب» (شرف‌شاه حسینی، 1428: 6/92).

در تحریر ابن‌راشد چُنین مکتوب است:

«اعلم أن معنی کونه حکیماً هو أن لا‌یفعل قبیحاً و لا‌یخلّ بواجب» (ابن‌راشد، بی‌تا، برگ 10 ب).

در مواضعی نیز بین دو نسخه‌ای که متن اثر بر اساس آنها چاپ شده (یعنی نسخه شماره 10971 OR محفوظ در کتاب‌خانه بریتانیا و نسخه شماره 4/10668 کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی) و نسخه این اثر در کتاب‌خانه حکیم نجف به شماره 1091- 4 و نیز تحریر ابن‌راشد از این شرح، اختلاف اساسی وجود دارد. در جدول زیر یک نمونه از این اختلافات نشان داده شده است:

 

 

 

 

متن چاپی بر اساس دو نسخه از کتاب‌خانه‌های بریتانیا و مرعشی (ص 92، س 4 ـ 6)

متن موجود در تحریر ابن‌راشد حلّی

متن مکتوب در نسخه کتاب‌خانه حکیم

و أمّا الثانی: و هو کونه تعالی لیس مرئیاً بحاسّة البصر، فالدلیل علیه من جهة المعقول هو أنّ کلّ مرئی بحاسة البصر یجب أن یکون فی جهة، فلو کان تعالی مرئیاً لکان فی جهة.

أقول: اعلم أن من جملة صفات الباری الثبوتیّة عندنا کونه لیس مرئیاً بحاسّة البصر و الدلیل علیه أنّ کلّ مرئی بحاسة البصر یجب أن یکون فی جهة، لأنّه إمّا مقابل أو فی حکم المقابل و کل ما هذا شأنه یکون فی جهة، فلو کان تعالی مرئیاً لکان فی جهة.

و أمّا الثانی: و هو کونه لیس مرئیاً بحاسّة البصر، فالدلیل علیه من جهة المعقول و المنقول؛ امّا المنقول فقوله تعالی لا‌تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و اما المعقول فلأنّ کلّ مرئی یجب أن یکون فی جهة، لأنّه إمّا مقابل أو فی حکم المقابل و کل ما هذا شأنه یکون فی جهة، فلو کان تعالی مرئیاً لکان فی جهة.

 

در نمونه یادشده ظاهراً متنِ مکتوب در نسخه حکیم نسبت به نسخه‌های دیگر، کامل‌تر و صحیح‌تر است و از اینجا می‌توان فهمید که حتی دست‌نوشت موجود از تحریر ابن‌راشد از این اثر هم در حال حاضر کاستی‌ها و اغلاطی دارد که باید با کمک نسخه‌های دیگر آنها را اصلاح نمود.

افزون بر این، مقایسه تحریر پدیدآمده به دست ابن‌راشد از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی با سه نسخه دیگر، از افتادگی‌ها و اغلاط شایان توجه موجود در شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی که بر اساس دو نسخه پیش‌گفته از این اثر به چاپ رسیده است، پرده برمی‌افکند و نشان می‌دهد این متن تا چه اندازه مغلوط و آشفته به چاپ رسیده است. در ادامه، پاره‌ای از این افتادگی‌ها و نادرستی‌ها بازگو می‌شود. ابتدا عبارات ناقص یا نادرست به‌گونه‌ای که منتشر شده است، ارائه می‌شود و پس از آن، جمله کامل یا عبارت صحیح بر اساس تحریر ابن‌راشد حلّی از اثر درج می‌شود:

1. و ما کان من أفعال الشر فهو من العبد، و نسب إلیه تعالی، لأنّه تعالی نهاه عنه (ص 79، س 16) ← و ما کان من أفعال الشر فهو من العبد، و لا‌ینسب إلیه تعالی، لأنّه تعالی نهی عنه.

2. و أمّا بیان الثانی: و هو کونه عالماً بجمیع المعلومات، لأنّه لو لم یکن کذلک لکان لا‌یخلو إمّا أن لا‌یعلم شیئاً، أو یعلم البعض دون البعض. لا ‌جائز أن یعلم البعض دون البعض، لأنّ ذاته تعالی مجرّدة فنسبتها إلی الجمیع علی سبیل السویة، فلو تعلّق علمه بالبعض دون البعض لزم التخصیص بلا مخصّص، و هو محال، فبقی القسم الأوّل و هو أن یکون عالماً بجمیع المعلومات، و هو المطلوب (ص 87، س 5 ـ 10) ← و أمّا بیان الثانی: و هو کونه عالماً بجمیع المعلومات، لأنّه لو لم یکن کذلک لکان لا‌یخلو إمّا أن لا‌یعلم شیئاً، أو یعلم البعض دون البعض. لا جائز أن لا‌یعلم شیئاً لما بیناه من إثبات کونه عالماً و لا جائز أن یعلم البعض دون البعض، لأنّ ذاته تعالی مجرّدة فنسبتها إلی الجمیع علی سبیل السویة، فلو تعلّق علمه بالبعض دون البعض لزم التخصیص بلا مخصّص، و هو محال، فبقی القسم الأوّل و هو أن یکون عالماً بجمیع المعلومات، و هو المطلوب.

در اینجا چنان‌که ملاحظه شد، عبارت «لا جائز أن لا یعلم شیئاً لما بیناه من إثبات کونه عالماً و» در متن چاپ‌شده از قلم افتاده است.

  1.  الجوهر: هو المتمیز الّذی لایقبل القسمة فی جهة من الجهات. (ص 89، س 18) ← الجوهر: هو المتحیز الّذی لایقبل القسمة فی جهة من الجهات.
  2. و کلّ من فعل الأفعال المتقنة المحکمة کان عالماً، فبدیهیة، لأنّ العلم باستلزام ذلک الفاعل ضروری، إذ الجاهل لایصدر عنه فعل المحکم المتقن (ص 85، س 18) ← لأنّ العلم باستلزام ذلک علم الفاعل ضروری، إذ الجاهل لایصدر عنه فعل المحکم المتقن.
  3. و أمّا بیان المقدّمة الثانیة، أعنی: حدوث الحرکة و السکون، فنقول: هما حادثان. أمّا الحرکة، فلأنّها عبارة عن الحصول الأوّل فی المکان الثانی، و المکان الثانی مسبوق بالمکان الأوّل، و هو غیره، فیکون مسبوقاً بغیره، و کلّ مسبوق بالغیر حادث، فالسکون حادث (ص 80، س 9) ← و أمّا بیان المقدّمة الثانیة، أعنی: حدوث الحرکة و السکون، فنقول: هما حادثان. أمّا الحرکة، فلأنّها عبارة عن الحصول الأوّل فی المکان الثانی، و المکان الثانی مسبوق بالمکان الأوّل، و هو غیره، فیکون مسبوقاً بغیره، و کلّ مسبوق بالغیر حادث، فیکون الحرکة حادثة و أمّا حدوث السکون فلأنّه عبارة عن الکون الثانی فی المکان الأوّل و الکون الثانی مسبوق بالکون الأوّل و هو غیره فیکون مسبوقاً بغیره و کل مسبوق بالغیر حادث فالسکون حادث.‌

در اینجا نیز معلوم است که عبارت «فیکون الحرکة حادثة و أمّا حدوث السکون فلأنّه عبارة عن الکون الثانی فی المکان الأوّل و الکون الثانی مسبوق بالکون الأوّل و هو غیره فیکون مسبوقاً بغیره و کل مسبوق بالغیر حادث» در متن چاپی رساله افتاده است.

گذشته از آنچه ذکر شد، اشتباهات و نادرستی‌های دیگری نیز در متنِ به‌‌طبع‌رسیده از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌شاه حسینی مشاهده می‌شود که در اینجا برای رعایت اختصار از درج آنها پرهیز می‌کنیم. هم‌اکنون ضروری است بار دیگر این اثر ارزشمند با بهره‌جویی از تحریر ابن‌راشد حلّی و نیز نسخه موجود از این اثر در کتاب‌خانه حکیم نجف، به نحو دقیق و استوار، تصحیح، و این‌بار با انتساب به جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی منتشر شود. طبعاً استفاده از این دو نسخه تازه‌یاب از اثر در تصحیح آن، ویراستی متفاوت و کامل‌تر از طبع پیشین آن را رقم خواهد زد.

نتیجه

از آنچه در این نوشتار تقدیم شد نتایج زیر حاصل می‌شود:

  1. رساله واجب الاعتقاد در فاصله زمانی میان سال 715 تا 719 ه.ق. تألیف شده است.
  2. سید جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی شرحی عربی بر قسمت کلامیِ رساله واجب الاعتقادِ علّامه حلّی نوشته است.
  3. شرحی که با عنوان شرح واجب الاعتقاد از یکی از عالمان قرن نهم هجری به چاپ رسیده است و فرضیاتی در خصوص انتساب نگارش آن به ابن‌فهد حلّی و مُهَنّا‌بن‌سِنان یا عبدالحسین نیلی مطرح شده، در واقع همان شرحی است که سید جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی بر واجب الاعتقاد علّامه حلّی نوشته است. بنابراین تمام احتمالاتی که درباره نگارش این اثر به دست عالمان دیگر ابراز شده، نادرست است.
  4. نسخه‌ای که از شرح واجب الاعتقاد که به شماره 1091ـ 4 در کتاب‌خانه آیت‌الله حکیم در نجف اشرف وجود دارد، برخلاف آنچه که در صفحه شناسنامه نسخه ذکر شده، تألیف عبدالحسین‌بن‌محمّد النیلی نیست؛ بلکه نسخه‌ای است از همان شرح واجب الاعتقادِ شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی.
  5. دو شرحی که شیخ آقا بزرگ طهرانی در الذریعه (14/164) ذیل شماره‌های 2025 و 2026 به عنوان دو شرح مختلف بر واجب الاعتقاد ذکر کرده‌اند در حقیقت دو شرح مختلف نیستند؛ بلکه نسخه‌هایی است از همان شرح واجب الاعتقادِ شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی.
  6. ابن‌راشد حلّی تحریری از شرح واجب الاعتقادِ جلال‌الدین شرف‌شاه حسینی فراهم آورده است که برخلاف آنچه در برخی منابع اظهار شده، شرحی بر شرح واجب الاعتقاد نیست، بلکه تنها بازنویسیِ شرح واجب الاعتقاد است همراه با اصلاحات بسیار و افزوده‌هایی اندک.
  7. نسخه تحریر ابن‌راشد از شرح واجب الاعتقاد با نسخه این اثر در کتاب‌خانه حکیم نجف و همچنین دو نسخه دیگری که مبنای تصحیح این اثر قرار گرفته است در مواضعی اختلاف درخور توجهی با یکدیگر دارند.
  8. متن منتشرشده از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی همراه با اغلاط و افتادگی‌های بسیار است.
  9. با استفاده از دو نسخه کتاب‌خانه حکیم نجف و نیز تحریر ابن‌راشد حلّی از شرح واجب الاعتقادِ شرف‌الدین شرف‌شاه حسینی می‌توان ویراست بهتر و کامل‌تری از این اثر ارائه کرد.

 

منابع

ابن‌راشد حلّی، حسن‌بن‌محمّد (بی‌تا) شرح واجب الاعتقاد، تهران: نسخه شماره ۶/۱۵۴۴۱ کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی.

افندی اصفهانی، میرزا عبدالله (1403) ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق: سید احمد حسینی اشکوری، قم: منشورات مکتبة سماحة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، الطبعة الأولی، ج 3 و 1.

افندی اصفهانی، میرزا عبدالله (1415). ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق: سید احمد حسینی اشکوری، قم: منشورات مکتبة سماحة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، الطبعة الأولی، ج 7.

امین، سید محسن (1403). أعیان الشیعة، تحقیق: حسن امین، بیروت: دار التعارف للمطبوعات.

تبریزی، علی‌بن‌موسی (1414). مرآة الکتب، تحقیق: علی صدرایی خویی، قم: کتاب‌خانه عمومی حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی، چاپ اول.

حُرّ عاملی، محمدبن‌حسن (1431). أمل الآمل فی علماء جبل عامل،‌تحقیق: سید احمد حسینی اشکوری، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الأولی، ج 2.

حلّی، حسن‌بن‌یوسف (1376). واجب الاعتقاد علی جمیع العباد،تصحیح: محمدرضا انصاری قمی، قم: میراث اسلامی ایران، کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی نجفی.

حلّی، حسن‌بن‌یوسف (1401). أجوبة المسائل المهنائیة، تصحیح: محی‌الدّین الممقانی، قم: مطبعة الخیّام، الطبعة الأولی.

حلّی، حسن‌بن‌یوسف (1417). خلاصة الأقوال فی معرفة الرجال،تحقیق: جواد قیومی، قم: مؤسسة نشر الفقاهه، الطبعة الأولی.

حلّی، حسن‌بن‌یوسف (بی‌تا). خلاصة الأقوال فی معرفة الرجال، کاظمین: نسخه کتاب‌خانه علّامه سید حسن صدر مورّخ 715 ه.ق..

الخفاجی، ثامر کاظم (1428). من مشاهیر أعلام الحلّة إلی القرن العاشر الهجری، قم: مکتبة سماحة آیة الله المرعشی النجفی الکبری، الطبعة الأولی.

درایتی، مصطفی (1390). فهرستگان نسخه‌های خطّی ایران (فَنخا)، تهران: سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملّی جمهوری اسلامی ایران ج 3.

درایتی، مصطفی (1391) فهرستگان نسخه‌های خطّی ایران (فَنخا)، تهران: سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملّی جمهوری اسلامی ایران، ج 23.

درایتی، مصطفی (1393). فهرستگان نسخه‌های خطّی ایران (فَنخا)، تهران: سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملّی جمهوری اسلامی ایران، ج 33.

سبحانی، جعفر و دیگران (1418). موسوعة طبقات الفقهاء، قم: مؤسسة الإمام الصادق7، الطبعة الأولی، ج 9.

سبحانی، جعفر و دیگران (1425). معجم طبقات المتکلّمین، قم: مؤسسة الإمام الصادق7، الطبعة الأولی، ج 3.

سُیوری، فاضل مقدادبن‌عبدالله (منسوب به) (1412)، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، تصحیح: صفاء الدّین البصری، مشهد: مجمع البحوث الإسلامیة التابع للآستانة الرضویة المقدّسة، الطبعة الأولی.

 

شرف‌الدین، عبدالله (1434). مع موسوعات رجال الشیعة، تحقیق: مؤسّسة تراث الشیعة، قم: نشر مؤسّسة تراث الشیعة، الطبعة الأولی.

شرف‌شاه حسینی، سیّد جلال‌الدّین (1420). منهج الشیعة فی فضائل وصی خاتم الشریعة، تحقیق: السیّد هاشم المیلانی، بی جا: نشر الدلیل (خانه کودک)، الطبعة الأولی.

شرف‌شاه حسینی، سید جلال‌الدین (1428). شرح واجب الاعتقاد، تحقیق: محمّد عبدالکریم بیت الشیخ، چاپ‌شده در: سبحانی، جعفر، رسائل و مقالات، قم: مؤسسة الإمام الصادق7، 1428 ه.ق.، الجزء السادس، ص 72 ـ 98.

شرف‌شاه حسینی، سید جلال‌الدین (بی‌تا الف). شرح الباب الحادی عشر، تهران: مجموعه خطّی 10706 کتاب‌خانه مجلس شورای اسلامی.

شرف‌شاه حسینی، سیّد جلال‌الدّین (بی‌تا ب). شرح واجب الاعتقاد، نجف اشرف:  نسخه خطّی شماره 1091 ـ 4 کتاب‌خانه آیة الله حکیم.

الشمّری، أ.م.د. یوسف (1434). الحیاة الفکریّة فی الحلّة خلال القرن التاسع الهجری، النجف الأشرف: دار التراث، الطبعة الأولی.

صدر، حسن (1429). تکملة أمل الآمل، تحقیق: حسین علی محفوظ و عدنان دباغ و عبد الکریم دباغ، بیروت: دار المؤرخ العربی، الطبعة الأولی.

الطباطبائی، السید عبد العزیز (1416)، مکتبة العلّامة الحلّی، قم: مؤسّسة آل البیت: لإحیاء التراث، الطبعة الأولی.

طهرانی، شیخ آقا بزرگ (1403). الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت: دار الأضواء، چاپ سوم.

طهرانی، شیخ آقا بزرگ (1430). طبقات أعلام الشیعة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول.

عطائی نظری، حمید (1395). «نگرشی بر نگارش‌های کلامی (5): واجب الاعتقاد علی جمیع العباد»، مجله آینه پژوهش، سال 27، شماره 161، ص 92 ـ 104.

کنتوری، اعجازحسین‌بن‌محمدقلی (1409). کشف الحجب و الأستار عن أسماء الکتب و الأسفار، قم: کتاب‌خانه عمومی حضرت آیت الله مرعشی نجفی، چاپ دوم.

مجلسی، محمدباقر (1403). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار، بیروت: مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ج 104.